عربی
بروزرسانی: ۱۴۰۰ دوشنبه ۳ آبان
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
461: امام عليه السلام (درباره دوست و دشمن خود) فرموده است‏:
 
(1) درباره من دو مرد هلاك و تباه مى ‏گردد (يكى) دوستى كه (در دوستی اش) زياده روى كند، و (ديگر) بهتان زننده ‏اى كه (به من) دروغ بندد (آنچه در من نيست به من نسبت دهد. سيد رضى «عليه الرحمة» فرمايد:) اين فرمايش مانند فرمايش (يكصد و سيزدهم) آن حضرت عليه السلام است:
 
(2) هلك فى رجلان: محب غال، و مبغض قال (كه ترجمه و شرحش بيان شد).
 
 
462: از امام عليه السلام از (معنى) توحيد و عدل پرسيدند آن حضرت فرمود:
 
(1) توحيد و يگانه دانستن خدا آنست كه او را در وهم و انديشه در نياورى (كه آنچه در انديشه آيد مانند تو مخلوق است) و عدل‏ آنست كه او را (به آنچه شايسته او نيست) متهم نسازى (زيرا كار ناشايسته كردن يا از جهل و نادانى است يا از ناچارى و نياز و خداوند از اين دو منزه است).
 
 
463: امام عليه السلام (در نكوهش بجا نگفتن و بيجا گفتن) فرموده است‏:
 
(1) لا خير فى الصمت عن الحكم (تا آخر، اين فرمايش عيناً همان فرمايش يكصد و هفتاد و سوم است كه ترجمه و شرحش گذشت).
 
 
464: امام عليه السلام در دعایى كه به آن (از خدا) طلب باران مى ‏نمود عرض كرد:
 
(1) خدايا ما را آب ده با ابرهاى رام گشته فرمانبر (ابرهاى باران دار مانند شتران رام باركش) نه با ابرهاى سخت نافرمان (ابرهاى بى ‏باران مانند شتران سركش كه بار نكشند. سيد رضى «رحمه الله» فرمايد:) اين فرمايش از جمله سخنى است كه فصاحت و رسا بودنش شگفت ‏آور است، و آن اينست كه امام عليه السلام ابرهایى را كه داراى رعدها و صداهاى ترس آور و برق ها و روشنی ها و بادها و صاعقه ‏ها و آتش ها، هستند تشبيه نموده به شترهاى سركش كه بر مى ‏جهند با بارها (تا پالان ها و بارهایى را كه در پشت دارند بيافكنند) و بر مى‏ جهانند سواران را (كه آنها را بياندازند) و ابرهاى خالى از اين چيزهاى ترسناك را تشبيه نموده به شتر رام كه شيرشان را مى‏ دوشند و آنها فرمانبرند، و بر پشتشان مى نشينند و آنها خوش رفتارند.
 
 
465: به امام عليه السلام گفتند: يا اميرالمؤمنين اگر موى سفيد (ريش) خود را تغيير مى ‏دادى (خضاب و رنگ مى ‏نمودى) بهتر بود، حضرت (درباره خضاب) فرمود:
 
(1) خضاب زينت و آرايش است و (ليكن) ما گروهى هستيم عزادار و در اندوه (سيد رضى «عليه الرحمة» فرمايد:) حضرت از فرمايش خود (ما در عزا و اندوه هستيم) وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را اراده دارد (و سخنى درباره خضاب در شرح فرمايش هفدهم گذشت).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط حکمت ها: 466 تا 472 حکمت ها: 456 تا 460 حکمت ها: 451 تا 455 حکمت ها: 446 تا 450 حکمت ها: 441 تا 445 حکمت ها: 436 تا 440 حکمت ها: 431 تا 435 حکمت ها: 426 تا 430 حکمت ها: 421 تا 425 حکمت ها: 416 تا 420