عربی
بروزرسانی: ۱۴۰۰ دوشنبه ۳ آبان
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
431: امام عليه السلام (درباره پارسایى) فرموده است‏:
 
(1) تمام زهد و پارسایى بين دو كلمه از قرآن است: خداوند سبحان (س 57 ى 23) فرموده: لكيلا تأسوا على ما فاتكم، و لا تفرحوا بما آتاكم‏؛ يعنى تا هرگز بر آنچه از دستتان رفته اندوه مخوريد، و بر آنچه به شما داد شادى نكنيد،
 
(2) و کسی که بر گذشته افسوس نخورد و به آينده شاد نگشت پس زهد را از دو سمت آن (بى ‏اعتنایى به گذشته و آينده) دريافته است.
 
 
432: امام عليه السلام (درباره حكمرانان) فرموده است‏:
 
(1) حكومت ها ميدان هاى (آزمايش) مردان است (چنان كه در اصطبل ها اسب هاى مسابقه در دواندن شناخته می شوند هنگامی كه كسى به حكومت رسيد نيكى و بدی اش آشكار مى ‏گردد).
 
 
433: امام عليه السلام (درباره سستى در كار) فرموده است‏:
 
(1) چه بسيار مى ‏شكند و تباه مى‏ سازد خواب تصميم هاى روز را (شرح اين فرمايش در شرح سخن دويست و يازدهم در باب خطبه ‏ها گذشت).
 
 
434: امام عليه السلام (درباره جاى زندگى) فرموده است‏:
 
(1) شهرى از شهر ديگر به تو سزاوارتر و شايسته ‏تر نيست، بهترين شهرها شهرى است كه تو را به دوش گيرد (اهل آن تو را بخواهند و در زندگى در رفاه و آسايش باشى).
 
 
435: هنگامی كه خبر مرگ اشتر -خدايش بيامرزد- به امام عليه السلام رسيد (در بزرگوارى و دلاورى او) فرمود:
 
(1) مالك رفت اما چه بود مالك، سوگند به خدا اگر كوه بود كوهى جدا مانده و بزرگ بود، و اگر سنگ بود سنگى سخت بود كه (از بزرگى و سختى) هيچ حيوان سم دار رهنورد به آن بالا نمى‏ رود، و هيچ پرنده ‏اى بر آن نمى ‏پرد (او يكتا و يگانه بود و هيچ كس بر او پيروزى نمى‏ يافت. سيد رضى، «عليه الرحمة» فرمايد:) فند به معنى كوهى است كه از كوه ها جدا است.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط حکمت ها: 466 تا 472 حکمت ها: 461 تا 465 حکمت ها: 456 تا 460 حکمت ها: 451 تا 455 حکمت ها: 446 تا 450 حکمت ها: 441 تا 445 حکمت ها: 436 تا 440 حکمت ها: 426 تا 430 حکمت ها: 421 تا 425 حکمت ها: 416 تا 420