عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۹ پنج شنبه ۲۳ مرداد
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
76: امام عليه السلام (درباره حكمت) فرموده است‏:
 
(1) حكمت (سخن درست و موافق حق) را فرا گير هر جا باشد (خواه از نيكوكار خواه از بدكار) كه حكمت در سينه منافق و دورو هم هست و در آنجا (كه شايسته نگاه‏دارى حكمت نيست) در اضطراب و نگرانى است تا (از زبان او) بيرون آيد و در سينه صاحب خود مؤمن جا گيرد.
 
 
77: امام عليه السلام مانند همين بيان (نيز درباره حكمت) فرموده است:
(1) حكمت گمشده مؤمن است (هميشه بايد در پى آن باشد) پس آن را فرا گير اگر چه از مردم دورو باشد.
 
 
78: امام عليه السلام (درباره هنر) فرموده است‏:
 
(1) ارزش هر مرد (مقام او نزد مردم به اندازه) چيزى (هنرى) است كه آن را نيكو می داند (و به كار مى‏ برد، سيد رضى «عليه الرحمة» فرمايد:) براى اين سخن نمى ‏توان بهايى تعيين كرد، و حكمت و اندرزى را با آن سنجيد، و سخنى را با آن برابر نمود.
 
 
79: امام عليه السلام (در اندرز) فرموده است‏:
 
(1) شما را به پنج چيز سفارش می كنم كه براى به دست آوردن آنها اگر (با پاشنه‏ هاى پاى خود) زير بغل هاى شترها بزنيد (به شتاب رفته رنج و سختى را بر خود هموار سازيد) سزاوار است: (اول) بايد هيچ يك از شما اميدوار نباشد مگر به پروردگار خود (زيرا اميدوارى و توجه به او مستلزم اخلاص در عمل و دوام عبادت و بندگى است، دوم) و نترسد مگر از گناه خود (زيرا بزرگترين ترس ها از عذاب و كيفر خداوند است و به بنده نمى ‏رسد مگر بر اثر گناه، سوم) و اگر چيزى را كه نمى ‏داند از او بپرسند بايد شرم نكند كه بگويد نمى ‏دانم (زيرا اگر شرم كند ندانسته مى‏ گويد و ديگرى را گمراه مى‏ سازد و آن موجب تباهى است، چهارم) و اگر چيزى را نمى ‏داند بايد شرم ننمايد از اينكه آن را بياموزد (زيرا اگر شرم نمايد در جهل و نادانى باقى مى‏ ماند و بيچاره می شود، پنجم) و بر شما باد به صبر و شكيبایى زيرا (هيچ يك از فضائل و كمالات از صبر خالى نيست و) شكيبایى از ايمان مانند سر است از تن، و خير و نيكى نيست در تنى كه سر نداشته باشد و در ايمانى كه با آن شكيبایى نباشد.
 
 
80: امام عليه السلام به مردى كه در ستودن آن بزرگوار افراط نموده در حالی كه به آن حضرت عقيده نداشت‏ (روش فروتنى را آموخته و) فرموده است:
 
(1) من كمترم از آنچه (مدح و ثناى لايق به خدا و رسول) كه تو می گویى و بالاترم از چيزى (اعتقاد و باور نداشتن تو به فضائل و مناقب من) كه در انديشه مى ‏گذرانى.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط حکمت ها: 466 تا 472 حکمت ها: 461 تا 465 حکمت ها: 456 تا 460 حکمت ها: 451 تا 455 حکمت ها: 446 تا 450 حکمت ها: 441 تا 445 حکمت ها: 436 تا 440 حکمت ها: 431 تا 435 حکمت ها: 426 تا 430 حکمت ها: 421 تا 425