عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۹ سه شنبه ۲۹ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
96: امام عليه السلام را گروهى در پيش رو ستودند، آن حضرت (در روش فروتنى) فرمود:
 
(1) خدايا تو به من از من داناترى، و من به خود از آنها داناترم،
 
(2) خدايا قرار ده ما را بهتر از آنچه ايشان گمان مى‏ برند (مى ‏ستايند) و آنچه (زشتی هايى) را كه براى ما نمى ‏دانند (و تو می دانى) بيامرز (استغفار و درخواست آمرزش حضرات معصومين عليهم السلام براى ياد دادن كيفيت و چگونگى آنست به مردم، چنان كه در شرح سخن هفتاد و هفتم به اين نكته اشاره شد، و يا از جهت ترك اولى است يعنى چيزی كه سزاوار بوده بجا بياورد و بجا نياورده است، و ترك اولى از گناهانى نيست كه معصوم بايد از آن مبرى باشد، چنان كه شارح بحرانى «رحمه الله» در شرح خود در اينجا آن را فرموده است).
 
 
97: امام عليه السلام (درباره روا ساختن نيازها) فرموده است‏:
 
(1) شايسته نيست روا نمودن درخواست ها مگر به سه چيز (نخست) به كوچك شمردن آن تا (نزد پروردگار) بزرگ گردد (دوم) به پنهان داشتن آن تا (هنگام پاداش) آشكار شود (سوم) به شتاب در انجام آن تا (براى خواهنده) گوارا باشد.
 
 
98: امام عليه السلام (درباره بعض پيش‏امدها) فرموده است‏:
 
(1) روزگارى براى مردم خواهد آمد كه در آن مقرب نيست مگر سخن چين نزد پادشاه، و زيرك خوانده نشود مگر بدكار دروغگو، و ناتوان نشمارند مگر شخص باانصاف درستكار را،
 
(2) در آن زمان صدقه و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان (مالى كه به اكراه مى ‏دهند) مى ‏شمارند، و صله رحم و آمد و شد با خويشان را منت مى ‏نهند (مثلا مى‏ گويد من هستم كه چنين و چنان كردم) و بندگى خدا را سبب فزونى بر مردم مى ‏دانند! پس (نتيجه اين كردارهاى زشت آنست كه) در آن هنگام پادشاه (در فرمانروايى) به مشورت و كنکاش با كنيزان (زن هاى بى سر و پا) و حكمرانى كودكان (جوانان شهوتران بى ‏تجربه) و انديشه خواجه سراها (مردان نالایق و پست) مى ‏باشد (ابن ابى الحديد در شرح خود در اينجا مى ‏نويسد: فرمايش امام عليه السلام از جمله اخبار غيبى و يكى از آيات و معجزاتى است كه اختصاص به آن حضرت دارد).
 
 
99: و جامه كهنه وصله دارى بر تن امام (عليه السلام) ديدند پس درباره آن با آن حضرت گفتگو شد (پرسيدند چرا چنين جامه ‏اى پوشيده ‏اى؟) آن بزرگوار (درباره جامه كهنه) فرمود: 
 
(1) با آن دل متواضع و نفس اماره رام می شود، و مؤمنين از آن پيروى می كنند (با كهنه جامه فروتنى پيشه گرفته و به خواهش هاى نفس بى ‏اعتنا می شود بر خلاف جامه نو و نيكو كه شخص را خودبين مى ‏سازد و از حق غافل شده در گناه مى ‏افتد).
 
 
100: امام عليه السلام (درباره دنيا و آخرت) فرموده است‏:
 
(1) دنيا و آخرت دو دشمن ناجور و دو راه جدا (راه بهشت و راه دوزخ) هستند، پس کسی که دنيا را دوست داشت و به آن دل بست آخرت را دشمن داشته و به آن دشمنى نموده (از آن چشم پوشيده) است،
 
(2) و آن دو مانند خاور و باختر مى ‏باشند كه رونده بين آنها هر چه به يكى نزديك شود از ديگرى دور گردد (دل بسته به دنيا هر چه به آن دل بندد همان اندازه از آخرت غافل ماند، و دل بسته به آخرت به دنيا بى ‏رغبت باشد) و آنها پس از اين اختلافشان به دو زن مانند كه يك شوهر داشته باشند (كه هرگز با يكديگر سازگار نشوند، چون نزديكى و دوستى با هر يك مستلزم دورى و دشمنى با ديگرى است).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط حکمت ها: 466 تا 472 حکمت ها: 461 تا 465 حکمت ها: 456 تا 460 حکمت ها: 451 تا 455 حکمت ها: 446 تا 450 حکمت ها: 441 تا 445 حکمت ها: 436 تا 440 حکمت ها: 431 تا 435 حکمت ها: 426 تا 430 حکمت ها: 421 تا 425