عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۹ يکشنبه ۴ خرداد
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
نامه چهلم:
 
از نامه ‏هاى آن حضرت عليه السلام است به يكى از كارگردانانش (كه او را از نادرستی اش نكوهش نموده و از او حساب خواسته):
 
(1) پس از حمد خدا و درود بر پيغمبر اكرم، به من از تو خبر كارى رسيده كه اگر كرده باشى پروردگارت را به خشم آورده امام و پيشوايت را نافرمانى نموده، و امانت خود را خوار گردانيده ‏اى (در كارت خيانت كرده و ديگر لياقت حكمرانى ندارى).
 
(2) به من رسيده است كه تو زمين را برهنه كرده ‏اى (محصول اشجار و زراعات را براى خود برده و چيزى به رعيت نداده ‏اى) پس هر چه زير دو پايت بوده گرفته، و آنچه در دو دستت بوده خورده ‏اى (اموال و دارایى بيت المال را تصرف كرده براى خويش اندوخته ‏اى) اكنون براى من حساب (دخل و خرج) خود را بفرست، و بدان كه حساب خدا (در روز رستخيز) از حساب و وارسى مردم بزرگتر است (دقيق ‏تر است، زيرا اينجا ممكن است صورت دروغ و برخلاف واقع تنظيم شود، ولى آنجا جز راستى كارى انجام نمى ‏گيرد) و درود بر شايسته آن.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط نامه 1:‌ نامه ای به مردم كوفه زمانى كه از مدينه به بصره مى رفت نامه 2: نامه ای به مردم كوفه پس از فتح بصره نامه 3: نامه ای به شريح قاضى نامه 4: نامه ای به بعضى از فرماندهان ارتش خود نامه 5: نامه ای به اشعث بن قيس عامل آذربايجان نامه 6: نامه ای به معاويه در لزوم بيعت با آن حضرت نامه 7: نامه ای در پاسخ معاويه كه ردّ بيعت آن حضرت روا نيست نامه 8: نامه ای به جرير به عبداللّه بَجَلى، وقتى او را نزد معاويه فرستاد نامه 9: نامه ای به معاويه در فداكارى مسلمانان نامه 10: نامه ای به معاويه كه آن حضرت را به جنگ فرا خوانده بود