عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۳ بهمن
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
نامه بیست و ششم:
 
از عهد و پيمان هاى آن حضرت عليه السلام است به يكى از كارگزارانش‏:
 
(در پرهيزكارى و مهربانى با رعيت و اداء حقوق زيردستان و مستمندان) هنگامى كه او را براى جمع آورى زكات فرستاده:
 
(1) كارگزار خود را در نهانی ها (انديشه‏ ها) و كردار پوشيده ‏اش به پرهيزكارى و ترس از خدا دستور مى‏ دهم جایی كه غير از خدا حاضر و ناظر نيست، و به جز او نگهبان و کسی که كار به او واگذار می شود نمى ‏باشد.
 
(2) و او را امر می كنم كه در ظاهر كارى از فرمان خدا بجا نياورد كه در باطن غير آن را انجام دهد (منافق و دورو نباشد) و کسی که پنهان و آشكار و كردار و گفتارش دو گونه نبود امانت را اداء كرده (دستور الهى را انجام داده) و عبادت و بندگى را با اخلاص و حقيقت (نه از روى رياء و خودنمایى) بجا آورده است.
 
(3) و به او امر نموده دستور مى ‏دهم كه ايشان (رعيت ها و زيردستان) را نرنجاند، و به آنها دروغ نگويد (يا به آنها دروغ نبندد، مانند آنكه بگويد شتر يا درو شده از كشتتان بيش از اين است كه براى گريز از زكات پنهان كرده ‏ايد) و به سبب فرمانروايى بر آنها از روى سركشى از آنان روى برنگرداند (خود را از ايشان بى ‏نياز نداند) زيرا اينان در دين برادر و هم كيش اند، و براى آماده كردن و پيدايش حقوق ياوران هستند (ايشان زمين را آب داده كشت مى ‏نمايند و چهارپايان را تربيت و پرستارى می كنند تا اين اموال گرد می شود و ما از آنها زكات دريافت مى ‏نماييم، بنابراين نبايد ايشان را رنجاند).
 
(4) و تو را در اين زكات بهره ثابت و حقى آشكارى است، و شريك و انبازهایى دارى از درويشان و ناتوانان نيازمند، و (همانطور كه) ما حق تو را تمام مى ‏پردازيم تو (نيز) حقوق ايشان را تمام بپرداز، و اگر چنين نكنى (از حقوقشان بكاهى) در روز رستخيز تو از همه مردم‏ بيشتر دشمن خواهى داشت،
 
(5) و بدا به حال کسی که دشمن او نزد خدا درويشان و تهى دستان و دريوزه‏ گران و بينوايان رانده شده، و وام دارانى كه در غير معصيت وام گرفته‏ اند و مسافرين و رهگذران درمانده دور از مال و خانه و اهل بيت باشند!!
 
(6) و کسی که امانت (دستور الهى) را خوار دارد، و در خيانت چرا كند (بى ‏باك باشد) و خود و دينش را از آن پاك نسازد در دنيا رسوايى را به خود روا داشته و در آخرت خوارتر و رسواتر است،
 
(7) و بزرگ ترين خيانت و نادرستى خيانت به امت، و زشت ترين دغل، دغل با پيشوايان است (و هر كه در حقوق بينوايان و مستمندان دست درازى كند هم به امت خيانت كرد و هم به امام و پيشواى خود دغل نموده است) و درود بر آنكه شايسته درود است.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط نامه 1:‌ نامه ای به مردم كوفه زمانى كه از مدينه به بصره مى رفت نامه 2: نامه ای به مردم كوفه پس از فتح بصره نامه 3: نامه ای به شريح قاضى نامه 4: نامه ای به بعضى از فرماندهان ارتش خود نامه 5: نامه ای به اشعث بن قيس عامل آذربايجان نامه 6: نامه ای به معاويه در لزوم بيعت با آن حضرت نامه 7: نامه ای در پاسخ معاويه كه ردّ بيعت آن حضرت روا نيست نامه 8: نامه ای به جرير به عبداللّه بَجَلى، وقتى او را نزد معاويه فرستاد نامه 9: نامه ای به معاويه در فداكارى مسلمانان نامه 10: نامه ای به معاويه كه آن حضرت را به جنگ فرا خوانده بود