عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۹ يکشنبه ۴ خرداد
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
نامه بیست و سوم:
 
از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه نزديك بدرود زندگانى به طرز وصيت و سفارش نموده‏:
 
پس از آنكه ابن ملجم ملعون شمشير به سر آن بزرگوار زده بود (و در آن ترغيب به عفو او فرموده):
 
(1) وصيت و سفارش من به شما آنست كه چيزى را با خدا انباز و همتا قرار ندهيد، و سنت محمد صلى الله عليه و آله را ضایع و تباه نسازيد (برخلاف دستور آن حضرت رفتار ننمایيد) و اين دو ستون (شرك نياوردن به خدا و رفتار طبق گفتار پيغمبر اكرم) را بر پا نگاه‏داريد (كه استوارى بناى دين مقدس اسلام بر اين دو ستون است) و اين دو چراغ را بيافروزيد (تا در تاريكى نادانى و گمراهى سرگردان نشويد) نكوهش و سرزنشى بر شما نيست.
 
(2) من ديروز يار و همنشين شما بودم (با تن درست و توانایى و دليرى) و امروز براى شما عبرت و پند هستم (با همه دلاورى و بزرگى از پا افتاده ‏ام) و فردا از شما دور می شوم (مى ‏ميرم)! اگر ماندم صاحب اختيار خون خود مى‏ باشم (به خواست خويش مى‏ خواهم ابن ملجم را به كيفر رسانده يا مى ‏بخشم) و اگر مردم مرگ وعده ‏گاه من است (اختيارى ندارم شما به وظيفه شرعيه خود رفتار نمایيد) و اگر (خواستم او را) ببخشم بخشش براى من طاعت و بندگى (موجب قرب و نزديكى به رحمت خدا) است، و (اگر شما خواستيد او را ببخشيد) بخشش براى شما نيكوكارى است، پس (شما او را) ببخشيد (زيرا خداوند در قرآن كريم س 24 ى 22 مى ‏فرمايد: ألا تحبون أن يغفر الله لكم و الله غفور رحيم‏؛ يعنى) آيا دوست‏ نداريد كه خدا شما را بيامرزد؟ در حالی كه خدا آمرزنده و مهربانست (نكته ‏اى كه بايد يادآورى شود آنست كه امر امام عليه السلام در اينكه ابن ملجم را عفو نمایيد در معرض بيان حكم مستحبى است، و ترديد آن حضرت در اينجا كه اگر مردم يا نمردم منافات ندارد به اينكه آن بزرگوار به زمان مرگ خويش عالم و دانا بوده، چنان كه در شرح سخن يكصد و چهل و نهم بيان شد).
 
(3) سوگند به خدا از مرگ نمى ‏آيد به سوى من آينده ‏اى كه از آن رنجشى داشته باشم، و نه پيداشونده ‏اى كه آن را نخواسته باشم (آماده مرگ هستم چون نيك بختى هميشگى از پس مرگ است، و دلبند به اين زندگى نيستم) و (براى مرگ) نمى ‏باشم مگر مانند جوياى آب كه (به آب) برسد، و مانند خواهانى كه (خواسته خود را) دريابد (زيرا نيكویى و نيك بختى از پس مرگ است، چنان كه در قرآن كريم س 3 ى 198 مى ‏فرمايد: و ما عند الله خير للأبرار؛ يعنى) و آنچه نزد خدا است (نعمت هاى جاودانى) براى نيكوكاران بهتر است (از كالاهاى دنيا. سيد رضى عليه الرحمة مى‏ فرمايد:) مى‏ گويم: پاره‏ اى از اين سخن پيش از اين در (سخن يكصد و چهل و نهم) باب خطبه ‏ها گذشت، ولى اينجا در اين سخن افزونى بود كه دوباره گویى آن را لازم گردانيد.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط نامه 1:‌ نامه ای به مردم كوفه زمانى كه از مدينه به بصره مى رفت نامه 2: نامه ای به مردم كوفه پس از فتح بصره نامه 3: نامه ای به شريح قاضى نامه 4: نامه ای به بعضى از فرماندهان ارتش خود نامه 5: نامه ای به اشعث بن قيس عامل آذربايجان نامه 6: نامه ای به معاويه در لزوم بيعت با آن حضرت نامه 7: نامه ای در پاسخ معاويه كه ردّ بيعت آن حضرت روا نيست نامه 8: نامه ای به جرير به عبداللّه بَجَلى، وقتى او را نزد معاويه فرستاد نامه 9: نامه ای به معاويه در فداكارى مسلمانان نامه 10: نامه ای به معاويه كه آن حضرت را به جنگ فرا خوانده بود