عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ يکشنبه ۲۴ شهريور
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
نامه نوزدهم:
 
از نامه‏ هاى آن حضرت عليه السلام است به بعض اشخاصى كه از جانب آن بزرگوار حاكم و فرمانروا بودند:
 
(درباره مماشات با رعيت هايى كه مشرك بوده و از آنجا كم شكايت نموده بودند):
 
(1) پس از ستايش خدا و درود بر پيغمبر اكرم، كشاورزان (داراى آب و زمين) شهرى كه تو در آن حكمفرما هستى از درشتى و سخت دلى و خوار داشتن و ستمگرى تو شكايت نموده ‏اند (از رفتارت مرا آگاه ساخته ‏اند) و من (در شكايت ايشان) انديشه نمودم آنان را شايسته نزديك شدن تو (اكرام و مهربانى زياده) نديدم به جهت آنكه مشرك هستند (گفته ‏اند: آنها آتش پرست بوده ‏اند) و نه در خور دور شدن و ستم كردن به جهت آنكه (با مسلمانان) پيمان بسته‏ اند (جزيه مى ‏دهند و در پناه اسلامند)
 
(2) پس با ايشان مهربانى آميخته با سختى را شعار خود قرار ده، و با آنها بين سخت دلى و مهربانى رفتار كن (گاهى سخت و گاهى مهربان باش) و بر ايشان در هم كن بين نزديك گردانيدن و زياده نزديك گردانيدن و دور ساختن و بسيار دور ساختن (حد اعتدال را از دست مده) اگر خدا بخواهد.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط نامه 1:‌ نامه ای به مردم كوفه زمانى كه از مدينه به بصره مى رفت نامه 2: نامه ای به مردم كوفه پس از فتح بصره نامه 3: نامه ای به شريح قاضى نامه 4: نامه ای به بعضى از فرماندهان ارتش خود نامه 5: نامه ای به اشعث بن قيس عامل آذربايجان نامه 6: نامه ای به معاويه در لزوم بيعت با آن حضرت نامه 7: نامه ای در پاسخ معاويه كه ردّ بيعت آن حضرت روا نيست نامه 8: نامه ای به جرير به عبداللّه بَجَلى، وقتى او را نزد معاويه فرستاد نامه 9: نامه ای به معاويه در فداكارى مسلمانان نامه 10: نامه ای به معاويه كه آن حضرت را به جنگ فرا خوانده بود