عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۶ تير
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
نامه سیزدهم:
 
از نامه ‏هاى آن حضرت عليه السلام است به دو سردار (زياد ابن نصر و شريح ابن هانى) از سرداران لشگرش‏:
 
(زمانی كه ايشان ابو الأعور سلمى را كه پيشرو لشگر معاويه بود با لشگرى انبوه در سور الروم ملاقات نمودند و او و همراهانش را به پيروى امام عليه السلام دعوت كردند و آنها نپذيرفتند، پس سرگذشت را به حضرت نوشته توسط حارث ابن جمهان روانه داشتند، اميرالمؤمنين عليه السلام كه نامه ايشان را خواند مالك اشتر را طلبيده فرمود: زياد و شريح به من نامه‏ اى نوشته و منتظر فرمان هستند بايد به جانب آنها رفته بر آنان امير و سردار باشى و زياد را بر طرف راست و شريح را بر سمت چپ قرار داده تا من به خواست خداوند به زودى به تو برسم، و نامه‏ اى به زياد و شريح نوشته و آنها را به پيروى از مالك اشتر امر فرموده، و آن را به توسط حارث ابن جمهان كه از ياران امام عليه السلام است روانه داشت، و صورت نامه اينست):
 
(1) مالك ابن حارث اشتر را بر شما و پيروان شما امير و فرمانروا گردانيدم، پس فرمان او را شنيده پيروى نمایيد، و او را (براى خود) زره و سپر قرار دهيد،
 
(2) زيرا او از كسانى نيست كه بيم سستى (ناتوانى) و لغزيدن (خطاكارى) و كندى از كارى كه شتاب در آن به احتياط و هوشمندى سزاوارتر است، و شتاب به كارى كه كندى در آن نيكوتر است در او برود (مالك براى به دست آوردن رضا و خوشنودى خدا كوشش داشته و هيچ گاه سستى به خود راه ندهد، و بيهوده سخن نگفته كارى انجام نخواهد داد).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط نامه 45: نامه ای به عثمان بن حُنَيف انصارى، كارگزارش در بصره نامه 44: نامه ای به زياد بن ابيه درباره برادرخواندگى او با معاويه نامه 43: نامه ای به اهل مصر كه با مالك اشتر فرستاد نامه 42: نامه ای به عمر بن ابى سَلَمه مخزومى، كارگزار حضرت در بحرين نامه 41: نامه ای به يكى از كارگزارانش كه خيانت كرده بود نامه 1:‌ نامه ای به مردم كوفه زمانى كه از مدينه به بصره مى رفت نامه 2: نامه ای به مردم كوفه پس از فتح بصره نامه 3: نامه ای به شريح قاضى نامه 4: نامه ای به بعضى از فرماندهان ارتش خود نامه 5: نامه ای به اشعث بن قيس عامل آذربايجان