عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ سه شنبه ۳۰ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
نامه سی و پنجم:
 
از نامه‏ هاى آن حضرت عليه السلام است به عبدالله ابن عباس (كه از جانب آن بزرگوار حكم فرماى بصره بود) بعد از كشته شدن محمد ابن ابى بكر در مصر (نوشته و او را از شهادت محمد و تسلط عمرو ابن عاص و لشگر معاويه بر مصر آگاه مى ‏سازد):
 
(1) پس از ستايش خدا و درود بر حضرت مصطفى، مصر را فتح كردند (لشگر معاويه آن را گرفتند) و محمد ابن ابى بكر كه خدايش بيامرزد شهيد شد، از خدا مزد و پاداش او را مى ‏خواهيم كه براى ما فرزندى خيرانديش و مهربان، و كارگردانى رنج كشيده، و شمشيرى برنده، و ستونى جلوگيرنده بود (محمد ربيب يعنى پسر زن امام عليه السلام بود، چون مادرش اسماء دختر عميس خثعميه است، و او خواهر ميمونه زوجه پيغمبر و خواهر لبابه ما در فضل و عبدالله زوجه عباس ابن عبدالمطلب مى ‏باشد، و از زنان هجرت كننده به حبشه بود، در آن هنگام زوجه جعفر ابن ابى طالب بود كه در حبشه محمد و عبدالله و عون پسران جعفر را زایيد، و به همراهى جعفر به مدينه بازگشت، و پس از شهادت جعفر در جنگ مؤته ابوبكر اسماء را به همسرى خويش برگزيد و محمد از او پيدا شد، پس از وفات ابوبكر اميرالمؤمنين عليه السلام او را گرفت و يحيى ابن على از او است، خلاصه چون محمد را امام عليه السلام تربيت نموده بود او را فرزند مى‏ خواند، چنان كه در شرح سخن شصت و هفتم گذشت)
 
(2) و من مردم را به رفتن سوى او ترغيب نموده بر مى‏ انگيختم، و به يارى او پيش از كشته شدنش امر مى ‏نمودم، و ايشان را پنهان و آشكار (براى كمك به او) مى‏ خواندم، و نه يك بار بلكه دوباره دعوت خود را از سر گرفته باز آن را آغاز مى ‏كردم، پس بعضى از آنان با نگرانى و بى ‏ميلى مى ‏آمدند، و برخى به دروغ بهانه مى ‏آوردند، و گروهى نشسته بى ‏اعتنا بودند.
 
(3) از خدا مى ‏خواهم كه مرا از ايشان به زودى نجات داده رها سازد كه به خدا سوگند اگر نمى ‏بود آرزوى من به شهادت (كشته شدن در راه خدا) هنگام ملاقات با دشمنم، و دل به مرگ نمى ‏نهادم هر آينه نمى ‏خواستم يك روز با اينان بمانم، و نه هرگز با آنها روبرو شوم (زيرا با چنين مردمى فيروزى بر دشمن ممكن نيست، پس ناچار با آنها زندگانى می كنم تا اگر فيروزى نيافته شهادت و كشته شدن در راه خدا را دريابم).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط نامه 1:‌ نامه ای به مردم كوفه زمانى كه از مدينه به بصره مى رفت نامه 2: نامه ای به مردم كوفه پس از فتح بصره نامه 3: نامه ای به شريح قاضى نامه 4: نامه ای به بعضى از فرماندهان ارتش خود نامه 5: نامه ای به اشعث بن قيس عامل آذربايجان نامه 6: نامه ای به معاويه در لزوم بيعت با آن حضرت نامه 7: نامه ای در پاسخ معاويه كه ردّ بيعت آن حضرت روا نيست نامه 8: نامه ای به جرير به عبداللّه بَجَلى، وقتى او را نزد معاويه فرستاد نامه 9: نامه ای به معاويه در فداكارى مسلمانان نامه 10: نامه ای به معاويه كه آن حضرت را به جنگ فرا خوانده بود