عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
نامه بیست و پنجم:
 
از وصيت هاى آن حضرت عليه السلام است كه نشان مى ‏دهد راه گرفتن و جمع آورى زكات را:
 
(و مهربانى با كسانی كه زكات مى ‏پردازند، و آزار نرساندن به شترهایى كه بابت زكات گرفته می شود، و) آن را مى ‏نوشته براى کسی که متصدى جمع آورى زكوات قرار مى‏ داد، و ما در اينجا جمله‏ هايى از آن وصيت را يادآورى كرديم تا به آن دانسته شود كه امام عليه السلام ستون حق را برپا مى ‏داشت، و نمونه‏ هاى عدل (برابرى و درستى) را در كارهاى كوچك و بزرگ و پنهان و آشكار هويدا مى ‏نمود:
 
(1) برو با پرهيزكارى و ترس از خداى يگانه بى ‏همتا (در گفتار و كردارت خدا را در نظر داشته باش) و (چون فرمانروا هستى) مسلمانى را مترسان (چنان كه عادت و روش حكمرانان ستمگر است) و بر (زمين و باغ) او گذر مكن در صورتی كه كراهت داشته به دلخواه او نباشد، و بيشتر از حقى كه خدا در دارایى او دارد (امر فرموده بپردازد) از او مگير،
 
(2) پس چون به قبيله ‏اى رسيدى بر سر آب آنها فرود آى بدون آنكه به خانه ‏هاشان درآیى، بعد از آن با آرامش به سوى ايشان برو تا بين آنان بايستى، پس بر آنها سلام كن، و درود بر ايشان را كوتاه منما (با آنان بى ‏اعتنایى و كم احترامى مكن) پس از آن می گویى: اى بندگان خدا، دوست و خليفه خدا مرا به سوى شما فرستاده تا حق و سهم خدا را از دارایی تان (زكاتى كه به اموالتان تعلق گرفته) از شما بستانم، آيا خدا را در دارایی تان حق و سهمى هست كه آن را به ولى او بپردازيد؟
 
(3) پس اگر گوينده ‏اى گفت: نيست (زكات به من تعلق نگرفته) به او مراجعه نكن (دوباره سراغش مرو) و اگر گوينده ‏اى به تو گفت: هست، همراهش برو بدون آنكه او را بترسانى و بيم دهى، يا بر او سخت گرفته او را به دشوارى وادارى، پس بگير آنچه از طلا و نقره به تو مى ‏دهد، و اگر گاو و گوسفند و شتر داشته باشد بى اجازه او نزد آنها مرو، زيرا بيشتر آنها مال او است، و چون نزد چهارپايان رسيدى به آنها نگاه مكن مانند کسی که بر صاحب آنها تسلط دارد، و نه مانند کسی که بر او سخت گيرد، و چهارپايى را نرانده مترسان، و صاحب آن را در (گرفتن) آن مرنجان، 
 
(4) و مال را به دو بخش قسمت كن، پس (صاحب) او را مختار گردان (تا هر كدام را مى‏ خواهد اختيار نمايد) پس هرگاه (يكى از آن دو را) اختيار نمود متعرض آنچه اختيار كرده مشو (نگو چرا اين را گزيدى) پس از آن باقى مانده را دو بخش گردان، و (باز) او را مختار گردان (تا هر كدام را مى‏ خواهد اختيار كند) پس هرگاه (يكى از آن دو را) اختيار نمود متعرض آنچه اختيار كرده مشو، و همچنين پيوسته قسمت نما تا آن مقدار بماند كه حق خدا (زكات) در مال او مى ‏باشد، پس (با اين گونه رفتار) حق خدا را از او دريافت كن، و اگر (گمان كرد آنچه تو بابت زكات دريافت نموده ‏اى بهتر است از آنچه او براى خود اختيار كرده، و) فسخ و به هم زدن آن تقسيم را خواست، تو فسخ كن و باز دو قسمت را در هم آميز، پس از آن دوباره آنچه بجا آورده بودى‏ بجا آور تا حق خدا را در مال او بستانى.
 
(5) و شتر پير از كار افتاده و (دست و پا) شكسته و عيب دار (يك چشم و مانند آن) را (بابت زكات) مگير (ابن ميثم «رحمه الله» از قطب الدين راوندى «ابو الحسين سعد ابن هبة الله ابن الحسن از بزرگان علماى اماميه و نويسنده كتاب هاى بسيار از آن جمله كتاب منهاج البراعة در شرح بر نهج البلاغه كه از اهل راوند «قريه ‏اى بين كاشان و اصفهان» بوده و قبر او در قم جانب شرقى حرم حضرت معصومه عليها السلام مى ‏باشد» نقل نموده كه فرموده: ظاهر فرمايش امام عليه السلام آنست كه آن حضرت امر مى ‏فرمايد به جدا كردن عيب دار پيش از آنكه آن را به دو بخش قسمت نمايد) و (چون آنها را بابت زكات دريافت نمودى) امين قرار مده بر آنها مگر كسی را كه به دين او اطمينان داشته باشى (باور داشته باشى كه در گفتار و كردار طبق دستور دين رفتار مى ‏نمايد) در حالی كه به مال مسلمانان درستكار باشد تا آنكه آن را به فرمانروايشان برساند، و او بين آنان پخش نمايد، و بر آنها نگهدار مگردان مگر درستكار و مهربان كه درشتى نكرده به سختى نراند و نرنجاند و خسته نگرداند،
 
(6) پس آنچه نزد تو گرد آيد زود به سوى ما فرست تا آن را به جایى كه خداوند امر فرموده صرف نماييم، و چون آنها را امين تو (براى آوردن نزد ما) گرفت به او سفارش كن كه بين شتر و بچه شيرخواره ‏اش جدایى نياندازد، و شيرش را بسيار ندوشد كه به بچه ‏اش زيان رساند، و با سوارى آن را خسته و وامانده نسازد، و در دوشيدن، و سوارى بين آن و شترهاى ديگر برابر رفتار نمايد (نه آنكه شير يكى را دوشيده همه راه را بر يكى سوار شود)
 
(7) و بايد آسايش خسته را فراهم ساخته آن را كه پايش سوده و از رفتن ناتوان گرديده به آرامش و آهسته براند، و آنها را به بركه ‏ها و آبگاه هایى وارد سازد كه شترها بر آنها مى ‏گذرند، و آنها را از زمين گياه دار به راه ها (ى بى‏ گياه) نبرد (تا در طى راه چريده در رفتار توانا باشند) و بايد آنها را ساعت ها (هر چند ساعت يك بار يا در چراگاه ها) راحتى و آسايش دهد (تا آسوده بچرند) و بايد آنها را نزد آب هاى اندك و گياه ها مهلت دهد و واگذارد تا اينكه به اذن و فرمان خدا فربه و استخوان‏ دار پر مغز نزد ما بيايند نه رنجيده و خسته گرديده تا آنها را به دستور كتاب خدا (قرآن كريم) و روش پيغمبرش صلى الله عليه و آله (بين مستحقين) تقسيم و پخش نماييم، پس آنچه گذشت براى پاداش تو (از خدا) بسيار شايان و براى هدايت و رستگاری ات بسيار زيبنده است، اگر خدا بخواهد.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط نامه 1:‌ نامه ای به مردم كوفه زمانى كه از مدينه به بصره مى رفت نامه 2: نامه ای به مردم كوفه پس از فتح بصره نامه 3: نامه ای به شريح قاضى نامه 4: نامه ای به بعضى از فرماندهان ارتش خود نامه 5: نامه ای به اشعث بن قيس عامل آذربايجان نامه 6: نامه ای به معاويه در لزوم بيعت با آن حضرت نامه 7: نامه ای در پاسخ معاويه كه ردّ بيعت آن حضرت روا نيست نامه 8: نامه ای به جرير به عبداللّه بَجَلى، وقتى او را نزد معاويه فرستاد نامه 9: نامه ای به معاويه در فداكارى مسلمانان نامه 10: نامه ای به معاويه كه آن حضرت را به جنگ فرا خوانده بود