عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۹ شنبه ۱۸ مرداد
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
نامه بیستم:
 
از نامه ‏هاى آن حضرت عليه السلام است به زياد ابن ابيه‏:
 
هنگامی كه در حكومت بصره قائم مقام و جانشين عبدالله ابن عباس بود، و عبدالله آن هنگام از جانب اميرالمؤمنين عليه السلام بر بصره و شهرهاى اهواز و فارس و كرمان حكمفرما بود (كه در آن او را از خيانت به بيت المال مسلمانان منع كرده مى ‏ترساند، و اينكه او را زياد ابن ابيه يعنى زياد پسر پدرش ناميده ‏اند براى آنست كه پدرش معلوم نيست، او ادعا می كرد كه ابوسفيان پدرش بوده و ابوسفيان هم او را در مجلس عمر ابن خطاب پسر خود خواند، چنانچه در شرح نامه چهل و چهارم بيان می شود، مادرش سميه كه مادر ابى بكرة هم بود به زناء دادن شهرت داشت، گفته‏ اند: عایشه اول كسى است كه او را ابن ابيه خواند):
 
(1) و من سوگند به خدا ياد می كنم سوگند از روى راستى و درستى اگر به من برسد كه تو در بيت المال مسلمانان به چيزى اندك يا بزرگ خيانت كرده و برخلاف دستور صرف نموده ‏اى بر تو سخت خواهم گرفت چنان سختگيرى كه تو را كم مايه و گران پشت و ذليل و خوار گرداند (تو را از مقام و منزلت بركنار نموده آنچه از بيت المال اندوخته ‏اى مى‏ ستانم به طوری كه درويش گرديده و توانایى كشيدن بار مئونه و روزى عيال نداشته در پيش مردم خوار و پست گردى) و درود بر آنكه شايسته درود است.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط نامه 1:‌ نامه ای به مردم كوفه زمانى كه از مدينه به بصره مى رفت نامه 2: نامه ای به مردم كوفه پس از فتح بصره نامه 3: نامه ای به شريح قاضى نامه 4: نامه ای به بعضى از فرماندهان ارتش خود نامه 5: نامه ای به اشعث بن قيس عامل آذربايجان نامه 6: نامه ای به معاويه در لزوم بيعت با آن حضرت نامه 7: نامه ای در پاسخ معاويه كه ردّ بيعت آن حضرت روا نيست نامه 8: نامه ای به جرير به عبداللّه بَجَلى، وقتى او را نزد معاويه فرستاد نامه 9: نامه ای به معاويه در فداكارى مسلمانان نامه 10: نامه ای به معاويه كه آن حضرت را به جنگ فرا خوانده بود