عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۶ تير
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
نامه چهاردهم:
 
از وصيت هاى آن حضرت عليه السلام است به لشگر خود پيش از روبرو شدن با دشمن (لشگر شام) در جنگ صفين‏:
 
(كه در آن راه فيروزى را به آنان نمايانده و از آزار رساندن به زنان نهى مى‏ فرمايد):
 
(1) با آنها (لشگر شام) نجنگيد (شروع به جنگ ننمایيد) تا اينكه ايشان جنگ با شما را آغاز نمايند، زيرا -سپاس خدا را- كه شما داراى حجت و دليل هستيد (چون آنان بر امام زمان خود ياغى گشته ‏اند و جنگ با آنها واجب است، چنان كه در قرآن كريم س 49 ى 9 مى ‏فرمايد: و إن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فأصلحوا بينهما فإن بغت إحداهما على الأخرى فقاتلوا التي تبغي حتى تفي‏ء إلى أمر الله فإن فاءت فأصلحوا بينهما بالعدل و أقسطوا إن الله يحب المقسطين؛‏ يعنى اگر دو گروه از مؤمنين زد و خورد نمايند بين آنها آشتى دهيد، پس اگر يكى از آنها بر ديگرى تعدى و ستم نمود «به صلح و آشتى تن نداد» با گروهى كه افزونى جسته و ستم می كند بجنگيد تا به حكم خدا و دستور او رو آورند، پس اگر رو آوردند بين آنها را به عدل و برابرى آشتى دهيد، و «در همه كارها» به عدل و راستى رفتار نمایيد كه خدا رفتار كنندگان به عدل و راستى را دوست مى ‏دارد يعنى آنان را از رحمت خود بهره‏ مند گرداند) و شروع نكردن شما به جنگ با آنها تا اينكه آنان شروع به جنگ با شما نمايند (اين روش) حجت و دليل ديگرى است براى شما بر آنها (زيرا شروع آنها به جنگ مانند جنگ با خدا و رسول است به دليل‏ آنكه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرموده: يا على حربك حربى؛ يعنى ای على جنگ با تو جنگ با من است، و كسی را كه با خدا و رسول جنگيده فساد و تباهكارى كند بايد كشت چنان كه در قرآن كريم س 5 ى 33 مى‏ فرمايد: إنما جزاء الذين يحاربون الله و رسوله و يسعون في الأرض فسادا أن يقتلوا أو يصلبوا أو تقطع أيديهم و أرجلهم من خلاف أو ينفوا من الأرض ذلك لهم خزي في الدنيا و لهم في الآخرة عذاب عظيم‏؛ يعنى سزاى آنان كه با خدا و رسول مى ‏جنگند و به فساد و تباهكارى در روى زمين مى‏ كوشند آنست كه كشته يا بدار كشيده شوند يا دست راست و پاى چپ آنها بريده شود يا از شهرى به شهر ديگر آواره گردند كه اين گونه كيفر در دنيا برايشان ذلت و خوارى و در آخرت عذاب بزرگ بار آورد. و در س 2 ى 194 مى‏ فرمايد: الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمات قصاص فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم و اتقوا؛ يعنى هر كه بر شما ستم كند «در جنگ پيش دستى نمايد» پس شما مانند همان ستمى كه او بر شما روا داشته به او بنمایيد، و از خدا بترسيد، و بدانيد خداوند با پرهيزكاران است)
 
(2) پس اگر (آنان شروع به جنگ نموده شما را به جنگ وا داشتند، و) به امر و خواست خداوند (برايشان) فرار و شكست روى داد گريخته را نكشيد، و درمانده را زخمى نكنيد، و زخم خورده را از پا در مياوريد، و زنان را با آزار رساندن (به آنها) بر نیانگیزانید هر چند دشنام به شرافت و بزرگوارى شما داده به سرداران و بزرگانتان ناسزا گويند، زيرا نيروها و جان ها و خردهاى ايشان ضعيف و سست است،
 
(3) ما (در زمان حضرت رسول صلى الله عليه و آله) مأمور شديم كه از ايشان دست بداريم و حال آنكه مشركه بودند (پس در صورت اظهار اسلام حتماً بايستى از تعرض به آنها خوددارى نمود) و در زمان جاهليت اگر مردى زنى را به سنگ يا چماق مى ‏زد بر اثر آن او را و بعد از او فرزندانش را سرزنش مى ‏نمودند.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط نامه 45: نامه ای به عثمان بن حُنَيف انصارى، كارگزارش در بصره نامه 44: نامه ای به زياد بن ابيه درباره برادرخواندگى او با معاويه نامه 43: نامه ای به اهل مصر كه با مالك اشتر فرستاد نامه 42: نامه ای به عمر بن ابى سَلَمه مخزومى، كارگزار حضرت در بحرين نامه 41: نامه ای به يكى از كارگزارانش كه خيانت كرده بود نامه 1:‌ نامه ای به مردم كوفه زمانى كه از مدينه به بصره مى رفت نامه 2: نامه ای به مردم كوفه پس از فتح بصره نامه 3: نامه ای به شريح قاضى نامه 4: نامه ای به بعضى از فرماندهان ارتش خود نامه 5: نامه ای به اشعث بن قيس عامل آذربايجان