عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
دعای چهل و ششم: «دُعَاؤُهُ فِی عِیدِ الْفِطْرِ وَ الْجُمُعَةِ»
- دعاى آن حضرت براى عيد فطر و جمعه -
 
(وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ فِی یوْمِ الْفِطْرِ)
دعاى چهل و ششم از دعاهاى امام علیه السّلام است در روز فطر (اوّل ماه شوّال) و در روز جمعه‏
 
إِذَا انْصَرَفَ مِنْ صَلَاتِهِ قَامَ قَائِماً ثُمَّ اسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ، وَ فِی یوْمِ الْجُمُعَةِ، فَقَالَ:) 
هنگامی كه نماز آن را بجا می‌ آورد رو به قبله می‌ ایستاد و می‌ گفت:
 
(1) یا مَنْ یرْحَمُ مَنْ لَا یرْحَمُهُ الْعِبَادُ 
اى آنكه رحم می‌ كند كسى را كه بندگان به او رحم نمی‌ كنند (زیرا رحمت و مهربانى خداوند متعال از قبیل آفریدن، روزى دادن، سود رساندن و جلوگیرى از ضرر و زیان بى علّت و غرضى همه موجودات را فرا خواهد گرفت، و رحمت بندگان یكدیگر را از روى علّت و غرضى است مانند پاداش خواستن و ستودن بر آن، پس هرگاه علّت و غرضى نباشد رحمت و مهربانى نخواهد بود، از این رو خداوند رحم می‌ كند كسى را كه بندگان به او رحم نمی‌ كنند، و گفته‏ اند: از جمله كمال رحمت او پوشاندن عیوب و زشتی‌ هاى تو است، و او عیوبى از تو می‌ داند كه اگر آن را پدرت می‌ دانست از تو جدایى می‌ نمود، و اگر همبسترت می‌ دانست با تو زندگى نمی‌ كرد، و اگر خدمتكارت می‌ دانست می‌ گریخت، و اگر همسایه ‏ات می‌ دانست در ویران ساختن خانه ‏ات می‌ كوشید، پس كدام رحمت و مهربانى كامل‌ تر از رحمت خداوند سبحان است).
 
(2) وَ یا مَنْ یقْبَلُ مَنْ لَا تَقْبَلُهُ الْبِلَادُ 
و اى آنكه می‌ پذیرد كسى را كه اهل شهرها او را نمی‌ پذیرند.
 
(3) وَ یا مَنْ لَا یحْتَقِرُ أَهْلَ الْحَاجَةِ إِلَیهِ 
و اى آنكه نیازمندانش را خوار نمی‌ گرداند.
 
(4) وَ یا مَنْ لَا یخَیبُ الْمُلِحِّینَ عَلَیهِ.
و اى آنكه اصراركنندگان خود (كسانی که پیوسته از او حاجت می‌ طلبند) را نومید نمی‌ سازد.
 
(5) وَ یا مَنْ لَا یجْبَهُ بِالرَّدِّ أَهْلَ الدَّالَّةِ عَلَیهِ 
و اى آنكه دست رد و منع بر پیشانى كسانی که به محبّت و دوستى او اعتماد دارند و بر او افراط و تجاوز از حد می‌ نمایند نمی‌ زند.
 
(6) وَ یا مَنْ یجْتَبِی صَغِیرَ مَا یتْحَفُ بِهِ، وَ یشْكُرُ یسِیرَ مَا یعْمَلُ لَهُ. 
و اى آنكه چیز خردى را كه به او ارمغان دهند (عمل كوچكى را كه به او اختصاص دهند) می‌ پذیرد، و اندك چیزى (كارى) را كه براى او انجام دهند جزا می‌ دهد.
 
(7) وَ یا مَنْ یشْكُرُ عَلَى الْقَلِیلِ وَ یجَازِی بِالْجَلِیلِ 
و اى آنكه عمل كم را می‌ پذیرد و پاداش بزرگ می‌ دهد.
 
(8) وَ یا مَنْ یدْنُو إِلَى مَنْ دَنَا مِنْهُ. 
و اى آنكه نزدیك می‌ شود (احسان و نیكى می‌ نماید) به کسی که به او نزدیك شود (عبادت و بندگى كند). 
 
(9) وَ یا مَنْ یدْعُو إِلَى نَفْسِهِ مَنْ أَدْبَرَ عَنْهُ. 
و اى آنكه به‌ سوی خود می‌ خواند (به توبه و بازگشت امر می‌ فرماید) كسى را كه از او رو برگرداند (معصیت و نافرمانى كند).
 
(10) وَ یا مَنْ لَا یغَیرُ النِّعْمَةَ، وَ لَا یبَادِرُ بِالنَّقِمَةِ. 
و اى آنكه نعمت و بخشش را (بزرگ باشد یا كوچك) تغییر نمی‌ دهد (نیست و نابود نمی‌ گرداند، و به عذاب و كیفر تبدیل نمی‌ نماید، اشاره به قول خداى تعالى «سوره رعد آیه 11»: انَّ اللهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتىَّ یغَیرُوا ما بِانْفُسِهِمْ‏؛ «خدا نعمت قوم و گروهى را دگرگون نمی‌ سازد تا اینكه نیكی شان را به بدى تبدیل نماید» و در واقع تغییر نعمت ایشان از جانب خداوند سبحان نیست تا گفته شود بین عبارت دعاء: یا من لا یغیر النّعمة، و آیه شریفه منافات دارد، بلكه تغییر نعمت به سبب بدى آنان است پس گوئیا ایشان تغییردهنده نعمت هستند) و به كیفر رساندن (گنهكاران) شتاب نمی‌‌ كند (بلكه از راه لطف و احسان آنها را مهلت می‌ دهد تا از معصیت و گناه توبه نمایند).
 
(11) وَ یا مَنْ یثْمِرُ الْحَسَنَةَ حَتَّى ینمی‌هَا، وَ یتَجَاوَزُ عَنِ السَّیئَةِ حَتَّى یعَفِّیهَا. 
و اى آنكه نیكى را به بار می‌ آورد تا آن را بیافزاید (داراى ثمره و سود گرداند) و از بدى در می‌ گذرد تا آن را ناپدید كند (ببخشد).
 
(12) انْصَرَفَتِ الْآمَالُ دُونَ مَدَى كَرَمِكَ بِالْحَاجَاتِ، وَ امْتَلَأَتْ بِفَیضِ جُودِكَ أَوْعِیةُ الطَّلِبَاتِ، وَ تَفَسَّخَتْ دُونَ بُلُوغِ نَعْتِكَ الصِّفَاتُ، فَلَكَ الْعُلُوُّ الْأَعْلَى فَوْقَ كُلِّ عَالٍ، وَ الْجَلَالُ الْأَمْجَدُ فَوْقَ كُلِّ جَلَالٍ. 
آرزوها پیش از رسیدن‏ به منتهى و پایان جود و بخشش تو با (روا شدن) خواسته‏ ها برگشتند (زیرا غایت و منتهى براى كرم و جود تو نیست) و جام‌ هاى حاجات و خواسته‏ ها به جریان و روان شدن جود و بخشش تو پر شد، و اوصاف پیش از رسیدن به (كنه و حقیقت) وصف تو از هم گسیختند (ناتوان گشته مانده ‏اند) زیرا بلندترین بلندى بر بالاى هر بلندى، و بزرگترین بزرگى بر بالاى هر بزرگى بس تو را است (نه غیر تو را).
 
(13) كُلُّ جَلِیلٍ عِنْدَكَ صَغِیرٌ، وَ كُلُّ شَرِیفٍ فِی جَنْبِ شَرَفِكَ حَقِیرٌ، خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیرِكَ، وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلَّا لَكَ، وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلَّا بِكَ، وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلَّا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ 
هر بزرگى در برابر تو خرد، و هر ارجمندى در كنار ارجمندیت خوار است (هر چند نسبت به دیگرى بزرگ و ارجمند باشد، زیرا هر موجودى در تحت قدرت و توانایی و مشیت و خواست تو است) آنان که به‌ سوی غیر تو آمدند نومید گشتند، و آنان که جز تو را درخواست نمودند زیان كردند، و آنان که به درگاه جز تو فرود آمدند تباه شدند، و نعمت خواهان جز کسی که از فضل و احسان تو نعمت خواست دچار خشكسالى (بدبختى و گرفتارى) گردیدند.
 
(14) بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ، وَ جُودُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ، وَ إِغَاثَتُكَ قَرِیبَةٌ مِنَ الْمُسْتَغِیثِینَ. 
در (رحمت) تو به روى آنان که خواهانند باز است، و بخشش تو براى درخواست كنندگان مباح و روا است (ممنوع و بازداشته نشده) و فریادرسی‌ ات به فریادرس خواهان نزدیك است.
 
(15) لَا یخِیبُ مِنْكَ الْآمِلُونَ، وَ لَا ییأَسُ مِنْ عَطَائِكَ الْمُتَعَرِّضُونَ، وَ لا یشْقَى بِنَقِمَتِكَ الْمُسْتَغْفِرُونَ. 
امیدواران از تو محروم نمی‌ مانند، و درخواست كنندگان عطاء و بخششت نومید نمی‌ گردند، و آمرزش خواهان به عذاب و كیفرت‏ بدبخت نمی‌ شوند (اشاره به قول خداى تعالى «سوره أنفال، آیه 33»: وَ ما كانَ اللهُ لِیعَذِّبَهُمْ وَ انْتَ فیهِمْ، وَ ما كانَ اللهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یسْتَغْفِرُونَ‏؛ یعنى و خدا ایشان را عذاب نخواهد كرد در حالی که تو در میان ایشان باشى، و هم آنان را به كیفر نمی‌ رساند در حالی که استغفار نموده آمرزش می‌ طلبند).
 
(16) رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ، وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ، عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ، وَ سُنَّتُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ حَتَّى لَقَدْ غَرَّتْهُمْ أَنَاتُكَ عَنِ الرُّجُوعِ، وَ صَدَّهُمْ إِمْهَالُكَ عَنِ النُّزُوعِ. 
روزى تو براى کسی که معصیت و نافرمانیت كرده گسترده (از جهت اظهار كمال كرم و بخششت او را هم فرا گرفته) و حلم و بردباریت (شتاب نكردن در انتقام و به كیفر رساندن) براى آنكه با تو دشمنى نموده (فرمانت نبرده) رو آورنده است (زیرا) عادت و روش تو به بدكاران احسان و نیكى است، و طریقه (حكمت) تو بر تجاوز كنندگان از حدّ رحمت و مهربانى است (این سخن با قول خداى تعالى «سوره بقره، آیه 190»: انَّ اللهَ لا یحِبُت الْمُعْتَدینَ‏؛ یعنى خدا تجاوز كنندگان از حدّ «ستمكاران» را دوست ندارد «رحمت او ایشان را فرا نخواهد گرفت» منافات ندارد، زیرا رحمت او بر ایشان از جهت اقتضاء ذات او است، و دوست نداشتنش آنها را از جهت اقتضاء از حدّ تجاوز نمودن آنان است) تا اینكه مهلت دادن تو ایشان را از بازگشت (از باطل به‌ سوی حق) مغرور ساخته و فریب داده، و شتاب نكردن تو (در كیفر) آنها را از باز ایستادن (بجا نیاوردن گناه) بازداشته.
 
(17) وَ إِنَّمَا تَأَنَّیتَ بِهِمْ لِیفِیئُوا إِلَى أَمْرِكَ، وَ أَمْهَلْتَهُمْ ثِقَةً بِدَوَامِ مُلْكِكَ، فَمَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ السَّعَادَةِ خَتَمْتَ لَهُ بِهَا، وَ مَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ الشَّقَاوَةِ خَذَلْتَهُ لَهَا.
و (ایشان غفلت دارند از) اینكه آنان را مهلت داده ‏اى براى آنست كه به فرمان تو بازگردند، و اینكه درباره (كیفر) آنها شتاب ننمودى از جهت اعتماد به دوام و همیشگى ملك و پادشاهى خود می‌ باشد (چون كسى عجله و شتاب می‌ نماید كه از گذشتن‏ وقت بترسد، ولى کسی که بر قدرت و تسلّط خویش بر هر كه بخواهد و هر وقت كه بخواهد اعتماد داشته باشد سببى براى عجله و شتاب او نیست) پس هر كه سزاوار نیكبختى بوده خاتمه و پایان كارش را نیكبخت گردانیدى، و هر كه شایسته بدبختى بوده او را از جهت بدبختى خوار ساختى (كمك و یارى نكرده به خود واگذاشتى).
 
(18) كُلُّهُمْ صَائِرُونَ، إِلَى حُكْمِكَ، وَ أَمُورُهُمْ آئِلَةٌ إِلَى أَمْرِكَ، لَمْ یهِنْ عَلَى طُولِ مُدَّتِهِمْ سُلْطَانُكَ، وَ لَمْ یدْحَضْ لِتَرْكِ مُعَاجَلَتِهِمْ بُرْهَانُكَ.
همه ایشان (نیكبختان و بدبختان) به حكم تو می‌ رسند، و گفتار و كردارشان به فرمان تو باز می‌ گردد (بازگشت همه به‌ سوی تو است، و تو درباره ایشان به پاداش و كیفر و گذشت حكم كرده فرمان خواهى داد، چنان‌ كه در قرآن كریم «سوره أنعام، آیه 60» فرموده: ثُمَّ الَیهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ ینَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛‏ یعنى پس بازگشت شما «بعد از مرگ» به سوى او است، سپس «در روز قیامت» شما را به آنچه بجا می‌ آورید آگاه می‌ سازد) و طول مدّت (مهلت دادن توبه) ایشان حجّت و دلیل تو را (در انتقام بر آنها) سست نساخته (چنان‌ كه جز تو هر كه را بر دیگرى حجّتى باشد و به وسیله آن در گرفتن حق خود شتاب ننماید تا آنكه به طول انجامد حجّتش سست و از گرفتن حقّ خود ناتوان گردد) و از جهت شتاب نكردن در(باره بازخواست از) اینان دلیل آشكار تو (درباره عذاب آنان) باطل و نادرست نشده (به اینكه گفته شود: اگر خداى تعالى را بر آنها حجّت و دلیلى بود مهلتشان نمی‌ داد).
 
(19) حُجَّتُكَ قَائِمَةٌ لَا تُدْحَضُ، وَ سُلْطَانُكَ ثَابِتٌ لَا یزُولُ، فَالْوَیلُ الدَّائِمُ لِمَنْ جَنَحَ عَنْكَ، وَ الْخَیبَةُ الْخَاذِلَةُ لِمَنْ خَابَ مِنْكَ، وَ الشَّقَاءُ الْأَشْقَى لِمَنِ اغْتَرَّ بِكَ. 
حجّت و دلیل تو پابر جا است كه باطل نمی‌ شود، و سلطنت و پادشاهیت ثابت و همیشگى است كه نیست نمی‌ گردد، پس عذاب همیشگى كسى را است كه از تو برگشته، و نومیدى خوار كننده كسى را است كه از تو نومید گردیده، و بدبخت‌ ترین بدبختى براى كسى است كه به (كرم و بخشش) تو مغرور و فریفته و (بر معصیت و نافرمانیت) جرات‏ نموده دلیر شود (زیرا كریم هر گاه به كسى بى ‏عوض و غرضى نعمت داد و او را به چیزى امر نمود و او معصیت و نافرمانیش كرد و شكر نعمتش را بجا نیاورد لازمه كرمش چشم‌ پوشى از گناه او نمی‌ باشد).
 
(20) مَا أَكْثَرَ تَصَرُّفَهُ فِی عَذَابِكَ، وَ مَا أَطْوَلَ تَرَدُّدَهُ فِی عِقَابِكَ، وَ مَا أَبْعَدَ غَایتَهُ مِنَ الْفَرَجِ، وَ مَا أَقْنَطَهُ مِنْ سُهُولَةِ الْمَخْرَجِ!! عَدْلًا مِنْ قَضَائِكَ لَا تَجُورُ فِیهِ، وَ إِنْصَافاً مِنْ حُكْمِكَ لَا تَحِیفُ عَلَیهِ. 
چه بسیار است پی‌ در پی بازگشت او (آن مغرور به كرمت) در شكنجه تو، و چه طولانى است سرگردانیش در كیفر تو، و چه دور است پایان غم و اندوهش، و چه نومید است از رهایی یافتن به آسانى!! (همه این گرفتاری‌ هاى او) از روى عدل در حكم تو است كه در آن ظلم نمی‌ كنى، و از روى انصاف و دادگرى در فرمان تو است كه بر او ستم نمی‌ نمایی.
 
(21) فَقَدْ ظَاهَرْتَ الْحُجَجَ، وَ أَبْلَیتَ الْأَعْذَارَ، وَ قَدْ تَقَدَّمْتَ بِالْوَعِیدِ، وَ تَلَطَّفْتَ فِی التَّرْغِیبِ، وَ ضَرَبْتَ الْأَمْثَالَ، وَ أَطَلْتَ الْإِمْهَالَ، وَ أَخَّرْتَ وَ أَنْتَ مُسْتَطِیعٌ لِلمُعَاجَلَةِ، وَ تَأَنَّیتَ وَ أَنْتَ مَلِی‏ءٌ بِالْمُبَادَرَةِ 
براى آنكه حجّت‌ ها و دلیل‌ هایت را پی‌ در پی و به كمك یكدیگر گردانیده ‏اى، و دلیل‌ ها را بیان كرده آشكار ساخته‏ اى، و تهدید و ترساندن (از عذاب خود) را اعلام نموده ‏اى، و در ترغیب و خواهان نمودن (به پاداش) لطف و نیكویى بجا آورده ‏اى، و (در قرآن كریم) مثل‌ ها زده و داستان‌ ها بیان فرموده ‏اى، و مهلت دادن را طولانى كرده، و (كیفر را) به تأخیر انداخته ‏اى در حالی که تو بر شتاب كردن توانایی، و شتاب نكردى و تو به شتاب نمودن قادرى.
 
(22) لَمْ تَكُنْ أَنَاتُكَ عَجْزاً، وَ لَا إِمْهَالُكَ وَهْناً، وَ لَا إِمْسَاكُكَ غَفْلَةً، وَ لَا انْتِظَارُكَ مُدَارَاةً، بَلْ لِتَكُونَ حُجَّتُكَ أَبْلَغَ، وَ كَرَمُكَ أَكْمَلَ، وَ إِحْسَانُكَ أَوْفَى، وَ نِعْمَتُكَ أَتَمَّ، كُلُّ ذَلِكَ كَانَ وَ لَمْ تَزَلْ، وَ هُوَ كَائِنٌ وَ لَا تَزَالُ. 
مكث و درنگ نمودن تو نه از روى ناتوانى است، و مهلت دادنت نه از روى سستى است، و خودداریت نه از روى بی‌ خبرى است و به تأخیر انداختنت نه از روى ملاطفت و خوش‌ رفتارى است (كه از ترس شرّ كسى كه او را مهلت داده ‏اى باشد) بلكه براى آنست كه‏ حجّت تو رساتر و كرم و بخشش تو كامل‌ تر و نیكى تو فراوان‌ تر و نعمت تو تمام‌ تر باشد، و همه آنچه گفته شد (جمله بیست و یكم تا اینجا) بوده و همیشه بوده و هست و همیشه خواهد بود.
 
(23) حُجَّتُكَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ تُوصَفَ بِكُلِّهَا، وَ مَجْدُكَ أَرْفَعُ مِنْ أَنْ یحَدَّ بِكُنْهِهِ، وَ نِعْمَتُكَ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُحْصَى بِأَسْرِهَا، وَ إِحْسَانُكَ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُشْكَرَ عَلَى أَقَلِّهِ 
حجّت و دلیل تو بزرگتر از آنست كه به همه (وصف) آن وصف شود (حجّت تو منزّه است از اینكه مخلوق و آفریده ‏اى بر احاطه به وصف آن توانایی داشته باشد) و بزرگى تو بالاتر از آنست كه كنه و حقیقت آن به حدّى درآید (پایانى براى آن تعیین گردد) و نعمت تو افزون‌ تر از آنست كه همه آن شمرده شود، و نیكى تو بیشتر از آنست كه بر كمتر آن سپاس گزارده شوى.
 
(24) وَ قَدْ قَصَّرَ بِی السُّكُوتُ عَنْ تَحْمِیدِكَ، وَ فَهَّهَنِی الْإِمْسَاكُ عَنْ تَمْجِیدِكَ، وَ قُصَارَای الْإِقْرَارُ بِالْحُسُورِ، لَا رَغْبَةً ـ یا إِلَهِی ـ بَلْ عَجْزاً. 
و خاموشى مرا از سپاس گزاردن تو ناتوان ساخته، و خوددارى مرا از بزرگ داشتن تو درمانده كرده (من از سپاس گزاردن و بزرگ داشتن تو ناتوان و درمانده ‏ام از این رو خاموش گشته و خوددارى می‌ نمایم، پس گوئیا خاموشى و خوددارى مرا ناتوان و درمانده نموده است) و نهایت كوشش من (در سپاسگزارى) اعتراف به درماندگى است، نه از روى بى رغبتى و دورى گزیدن از سپاسگزارى ـ اى خداى من ـ بلكه از روى عجز و ناتوانى است.
 
(25) فَهَا أَنَا ذَا أَؤُمُّكَ بِالْوِفَادَةِ، وَ أَسْأَلُكَ حُسْنَ الرِّفَادَةِ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اسْمَعْ نَجْوَای، وَ اسْتَجِبْ دُعَائِی، وَ لَا تَخْتِمْ یوْمِی بِخَیبَتِی، وَ لَا تَجْبَهْنِی بِالرَّدِّ فِی مَسْأَلَتِی، وَ أَكْرِمْ مِنْ عِنْدِكَ مُنْصَرَفِی، وَ إِلَیكَ مُنْقَلَبِی، إِنَّكَ غَیرُ ضَائِقٍ بِمَا تُرِیدُ، وَ لَا عَاجِزٍ عَمَّا تُسْأَلُ، وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَی‏ءٍ قَدِیرٌ، وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ.
پس (چون حال چنین است) اینك منم كه آمدن به درگاه تو را قصد می‌ كنم، و عطا و بخشش نیكو از تو می‌ خواهم، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و رازم را بشنو، و دعا و درخواستم را روا ساز، و روزم را به نومیدى به پایان مرسان، و در خواهشم دست رد و منع بر پیشانیم مزن (مرا نومید مگردان) و رفتنم را از نزد خود و بازگشتنم را به سویت گرامى دار، زیرا تو به آنچه بخواهى گرفتار سختى نمی‌‌ شوى، و از آنچه از تو خواسته شود ناتوان نیستى، و تو بر هر چیز توانایی، و انتقال (از معاصى) و توانایی (بر طاعت براى ما) نیست جز به یارى خداى بلند مرتبه بزرگ (كه خردها از درك حقیقت ذات او فرو می‌ مانند).
 
ترجمه و شرح صحیفه کامله سجادیه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط دعای اول: ستایش نمودن خدای عزوجل دعای دوم: درود بر محمد و آل او دعای سوم: درود بر حمله (نگاه دارندگان) عرش دعای چهارم: درود بر كساني كه به پيغمبران ايمان آورده ‏اند دعای پنجم: دعاى آن حضرت براى خود و نزديكانش دعای ششم: دعاى آن حضرت هنگام بامداد و شام دعای هفتم: دعاى آن حضرت در مهمّات و سختي ها دعای هشتم: دعاى آن حضرت در پناه بردن به خدا دعای نهم: دعاى آن حضرت در آرزو داشتن به آمرزش دعای دهم: دعاى آن حضرت در التجاء به خداى تعالى