عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
دعای پنجاه و سوم: «دُعَاؤُهُ فِی التَّذَلُّلِ»
- دعاى آن حضرت در فروتنى (براى خدا) -
 
(53) (وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ فِی التَّذَلُّلِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ:)
دعاى پنجاه و سوم از دعاهاى امام علیه السّلام است در خضوع و فروتنى براى خداى توانا و بزرگ‏
 
(و آن به دل و اندام و زبان است، به دل مانند اعتقاد به اینكه كمترین و نیازمندترین بندگان است، و به اندام مانند رخسار بر زمین نهادن، و به زبان مانند اقرار به آنچه اعتقاد دارد و درخواست آمرزش از گناهان):
 
(1) رَبِّ أَفْحَمَتْنِی ذُنُوبِی، وَ انْقَطَعَتْ مَقَالَتِی، فَلَا حُجَّةَ لِی، فَأَنَا الْأَسِیرُ بِبَلِیتِی، الْمُرْتَهَنُ بِعَمَلِی، الْمُتَرَدِّدُ فِی خَطِیئَتِی، الْمُتَحَیرُ عَنْ قَصْدِی، الْمُنْقَطَعُ بِی. 
اى پروردگار من گناهانم (بر اثر بسیارى و بزرگى) مرا خاموش كرده، و گفتارم گسیخته شده (نمی‌ توانم سخنى بگویم) از این رو براى من (درباره كردارم) حجّت و برهانى (یا عذر و بهانه ‏اى) نیست، پس من به رنج و سختى خود گرفتار، به سبب كردارم در گرو، در گناهم حیران، از بیرون رفتن از راه راستم سرگردان و در راه خویش مانده ‏ام.
 
(2) قَدْ أَوْقَفْتُ نَفْسِی مَوْقِفَ الْأَذِلَّاءِ الْمُذْنِبِینَ، مَوْقِفَ الْأَشْقِیاءِ الْمُتَجَرِّینَ عَلَیكَ، الْمُسْتَخِفِّینَ بِوَعْدِكَ 
نفس خود را در جایگاه خواران گناهكاران وا داشته ‏ام، در جایگاه بدبختانى كه بر (نافرمانى از) تو جرأت نموده ‏اند، آنان كه وعده (پاداش و كیفر) تو را سبك شمرده ‏اند.
 
(3) سُبْحَانَكَ! أَی جُرْأَةٍ اجْتَرَأْتُ عَلَیكَ، وَ أَی تَغْرِیرٍ غَرَّرْتُ بِنَفْسِی! 
منزّه و پاكى (شگفتا) به كدام جرأت و دلیرى بر تو جرأت كردم، و به كدام هلاك و تباهى خود را هلاك ساختم؟!
 
(4) مَوْلَای ارْحَمْ كَبْوَتِی لِحُرِّ وَجْهِی وَ زَلَّةَ قَدَمِی، وَ عُدْ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِی وَ بِإِحْسَانِكَ عَلَى إِسَاءَتِی، فَأَنَا الْمُقِرُّ بِذَنْبِی، الْمُعْتَرِفُ بِخَطِیئَتِی، وَ هَذِهِ یدِی وَ نَاصِیتِی، أَسْتَكِینُ بِالْقَوَدِ مِنْ نَفْسِی، ارْحَمْ شَیبَتِی، وَ نَفَادَ أَیامِی، وَ اقْتِرَابَ أَجَلِی وَ ضَعْفِی وَ مَسْكَنَتِی وَ قِلَّةَ حِیلَتِی.
اى مولى و آقاى من بر افتادن من با تمام رخسارم و بر لغزیدن پایم (در گناهان) رحم و مهربانى فرما، و به حلم و بردباریت بر نادانیم، و به احسان و نیكیت بر بدكرداریم ببخش، زیرا من به گناه خود اقرار كننده، و به خطاى خویش اعتراف‌ كننده ‏ام، و این دست من و این موى جلو سر من است (من در دست تو و تحت حكم و فرمان توام) زارى می‌ كنم و خود را براى قصاص و كیفر كردارم تسلیم نموده ‏ام، بر پیریم و به پایان رسیدن روزهایم و نزدیك شدن مرگم و ناتوانیم و نیازمندیم (به رحمتت) و بیچارگیم (توانا نبودنم بر به دست آوردن سود و جلوگیرى از زیان) رحم و مهربانى كن.
 
(5) مَوْلَای وَ ارْحَمْنِی إِذَا انْقَطَعَ مِنَ الدُّنْیا أَثَرِی، وَ امَّحَى مِنَ الْمَخْلُوقِینَ ذِكْرِی، وَ كُنْتُ مِنَ الْمَنْسِیینَ كَمَنْ قَدْ نُسِی 
اى مولاى من و مرا رحم نما چون نشان من از دنیا بریده (نیست) شود، و یادم در میان آفریدگان زایل گردد، و مانند کسی که فراموش شده در زمره و گروه فراموش شدگان باشم.
 
(6) مَوْلَای وَ ارْحَمْنِی عِنْدَ تَغَیرِ صُورَتِی وَ حَالِی إِذَا بَلِی جِسْمِی، وَ تَفَرَّقَتْ أَعْضَائِی، وَ تَقَطَّعَتْ أَوْصَالِی، یا غَفْلَتِی عَمَّا یرَادُ بِی. 
اى مولاى من و مرا رحم فرما هنگام دگرگون شدن پیكرم (یا رخسارم) و حال و چگونگى كه بر آن هستم آنگاه كه تنم كهنه و پوسیده گردد، و اندامم از هم بپاشد، و مفاصل و پیوندهایم پاره شود (مضمون این فصل از دعاء به آنچه حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ از پیغمبر اكرم ـ صلّى الله علیه و آله ـ نقل فرموده به اینكه بدن آل محمّد ـ علیهم السّلام ـ پس از مردن نمی‌ پوسد، و ما آن را در كتاب ترجمه و شرح نهج البلاغه صفحه دویست و هفتم شرح نمودیم منافات ندارد، زیرا غرض امام ـ علیه السّلام ـ در اینجا مانند یكى از افراد مردم خضوع و فروتنى است، نه بیان آنچه به خود اختصاص دارد) اى واى از غفلت و بی‌ خبرى من از آنچه (مرگ و سؤال در قبر و تنهایى و تنگى و فشار و تاریكى آن و زنده شدن روز رستاخیز و حساب و بازپرسى در آن كه) درباره ‏ام خواسته می‌ شود (و سختى آن را نمی‌ توان وصف نمود).
 
(7) مَوْلَای وَ ارْحَمْنِی فِی حَشْرِی وَ نَشْرِی، وَ اجْعَلْ فِی ذَلِكَ الْیوْمِ مَعَ أَوْلِیائِكَ مَوْقِفِی، وَ فِی أَحِبَّائِكَ مَصْدَرِی، وَ فِی جِوَارِكَ مَسْكَنِی، یا رَبَّ الْعَالَمِینَ.
اى مولاى من و مرا در (روز) برانگیختن و زنده شدنم (براى حساب و بازپرسى) رحم كن، و ایستگاهم را در آن روز با دوستانت، و بازگشتم را (به سراى جزاء) در میان یارانت، و منزل و جایم را در همسایگى (رحمت) خود قرار ده، اى پروردگار جهانیان (اى خدایی كه ایشان را به كمال شایسته خودشان می‌ رسانى).
 
ترجمه و شرح صحیفه کامله سجادیه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط دعای اول: ستایش نمودن خدای عزوجل دعای دوم: درود بر محمد و آل او دعای سوم: درود بر حمله (نگاه دارندگان) عرش دعای چهارم: درود بر كساني كه به پيغمبران ايمان آورده ‏اند دعای پنجم: دعاى آن حضرت براى خود و نزديكانش دعای ششم: دعاى آن حضرت هنگام بامداد و شام دعای هفتم: دعاى آن حضرت در مهمّات و سختي ها دعای هشتم: دعاى آن حضرت در پناه بردن به خدا دعای نهم: دعاى آن حضرت در آرزو داشتن به آمرزش دعای دهم: دعاى آن حضرت در التجاء به خداى تعالى