عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ پنج شنبه ۱۸ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
دعای چهل و چهارم: «دُعَاؤُهُ لِدُخُوْلِ شَهْرِ رَمَضَانَ»
- دعاى آن حضرت براى فرا رسيدن ماه رمضان -
 
(وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ إِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضَانَ:)
دعاى چهل و چهارم از دعاهاى امام علیه السّلام است هنگامى كه (شب اوّل یا روز اوّل) ماه رمضان می‌ رسید
 
(از پیغمبر ـ صلّى الله علیه و آله ـ رسیده: رمضان نامیده شده براى آنكه «یرمض الذّنوب» گناهان را می‌ سوزاند «می‌ آمرزد» سعید ابن سالم گفته: نزد حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ بودیم و از رمضان سخن می‌ گفتیم، حضرت فرمود: نگویید این رمضان، و نگویید رمضان رفت و رمضان آمد، زیرا رمضان نامى از نام‌ هاى خداى تعالى است نمی‌ آید و نمی‌ رود، آنكه می‌ آید و می‌ رود زایل و نیست شونده است، بلكه بگویید شهر رمضان «ماه رمضان» و علماء ـ رحمهم الله ـ نهى در اینجا را حمل بر كراهت نموده ‏اند، و بیان شدن لفظ رمضان در بعض احادیث بدون شهر زیانى به این گفتار نمی‌ رساند، زیرا ممكن است مقصود از آن بیان مباح و جایز بودن آن بوده و این با كراهت منافات ندارد):
 
(1) الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی هَدَانَا لِحَمْدِهِ، وَ جَعَلَنَا مِنْ أَهْلِهِ لِنَكُونَ لِإِحْسَانِهِ مِنَ الشَّاكِرِینَ، وَ لِیجْزِینَا عَلَى ذَلِكَ جَزَاءَ الْمُحْسِنِینَ. 
سپاس خدایى را سزا است كه ما را براى سپاسگزارى خود راهنمایی نمود (توفیق داد) و از اهل سپاس (كسانی كه به سپاسگزارى شناخته شده ‏اند) قرار داد (یا و از اهل و دوستان خویش گردانید) تا براى احسان و نیكیش از سپاسگزاران باشیم، و ما را بر آن سپاسگزارى پاداش نیكوكاران دهد.
 
(2) وَ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی حَبَانَا بِدِینِهِ، وَ اخْتَصَّنَا بِمِلَّتِهِ، وَ سَبَّلَنَا فِی سُبُلِ إِحْسَانِهِ لِنَسْلُكَهَا بِمَنِّهِ إِلَى رِضْوَانِهِ، حَمْداً یتَقَبَّلُهُ مِنَّا، وَ یرْضَى بِهِ عَنَّا. 
و سپاس خدایى را سزا است كه (راهنمایی به) دین خود (آنچه كه به آن عبادت و پرستش می‌ شود) را به ما عطا نمود، و ما را (نه امّت‌ هاى گذشته را) به ملّت خویش (اسلام) اختصاص داد، و در راه‌ هاى احسان و نیكیش درآورد تا به وسیله نعمتش در آن راه‌ ها رفته به‌ سوی رضا و خوشنودیش دست یابیم، سپاسى كه آن را از ما بپذیرد، و به وسیله آن از ما خوشنود گردد (رحمتش را بر ما ارزانى دهد).
 
(3) وَ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی جَعَلَ مِنْ تِلْكَ السُّبُلِ شَهْرَهُ شَهْرَ رَمَضَانَ، شَهْرَ الصِّیامِ، وَ شَهْرَ الْإِسْلَامِ، وَ شَهْرَ الطَّهُورِ، وَ شَهْرَ التَّمْحِیصِ، وَ شَهْرَ الْقِیامِ‏ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ، هُدىً لِلنَّاسِ، وَ بَیناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ‏. 
و سپاس خدایی را سزا است كه ماه خود ماه رمضان (مستفاد از این جمله آنست كه رمضان یكى از نام‌ هاى خداى تعالى است) ماه صیام و روزه (امساك و خوددارى از خوردن و آشامیدن در اوقات معلومه) و ماه اسلام (ماه طاعت و فرمانبرى از جهت بسیارى طاعت و بندگى، یا ماه دین اسلام براى اینكه واجب شدن روزه آن از مختصّات این امّت است، چنان‌ كه حفص ابن غیاث نخعى گفته: 
 
شنیدم حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ می‌ فرمود: خداوند روزه ماه رمضان را بر هیچ یك از امّت‌ هاى پیش از ما واجب نكرده است، پس به آن حضرت گفتم: معنى قول خداى تعالى «سوره بقره، آیه 183»: یا ایهَا الَّذینَ امَنُوا كُتِبَ عَلَیكُمُ الصِّیامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِكُمْ؛‏ «اى اهل ایمان روزه بر شما واجب شد چنان‌ كه بر آنان كه پیش از شما بودند واجب گردید» چیست؟ فرمود: خداوند روزه ماه رمضان را بر پیغمبران واجب گردانید نه بر امّت‌ ها، پس این امّت را به ماه رمضان «بر امّت‌ هاى گذشته» برترى داد، و وجوب روزه آن را بر رسول خدا و بر امّت آن حضرت قرار داد) و ماه پاكیزگى، و ماه تصفیه و پاك كردن‏ (از گناهان، یا ماه تخلیص و رهایی از آنها) و ماه قیام و ایستادن (براى نماز در شب‌ ها) را یكى از آن راه‌ هاى احسان قرار داد (و اینكه ماه رمضان را ماه قیام گفتند براى آنست كه نماز مستحبّى در شب‌ هاى آن بسیار خوانده می‌ شود، و مشهور در روایات علاوه از نمازهاى مستحبّى كه در هر شب باید خواند چنان‌ كه بسیارى از علماء فرموده ‏اند: خواندن هزار ركعت نماز در شب‌ هاى آن مستحب است، و كیفیت آن آنست كه هر شبى تا بیست شب بیست ركعت: هشت ركعت پس از نماز مغرب و دوازده ركعت پس از نماز عشاء و در شب نوزدهم به غیر از بیست ركعت صد ركعت دیگر خوانده شود، و در ده شب پس از بیست شب هر شبى سى ركعت: هشت ركعت پس از نماز مغرب و بیست و دو ركعت پس از نماز عشاء و در هر شب از بیست و یكم و بیست و سوم به غیر از سى ركعت صد ركعت دیگر كه مجموع آنها هزار ركعت است، و اگر ماه رمضان از سى روز كمتر باشد نماز شب سى ‏ام ساقط است و به جاى آن خواندن درست نیست) آنچنان ماهى كه قرآن در آن فرو فرستاده شد (خداى تعالى آن را در شب قدر به آسمان دنیا فرستاد و از آنجا در مدّت بیست و سه سال به تدریج بر پیغمبر ـ صلّى الله علیه و آله ـ نازل گردانید) در حالی كه براى مردم راهنما(ى از گمراهى) و نشانه‏ هاى آشكار رهبرى (حلال و حرام) و جدا كننده میان حق و باطل است (جمله‏ الَّذى‏ انْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ‏ از قرآن شریف «سوره بقره، آیه 185» اقتباس شده).
 
(4) فَأَبَانَ فَضِیلَتَهُ عَلَى سَائِرِ الشُّهُورِ بِمَا جَعَلَ لَهُ مِنَ الْحُرُمَاتِ الْمَوْفُورَةِ، وَ الْفَضَائِلِ الْمَشْهُورَةِ، فَحَرَّمَ فِیهِ مَا أَحَلَّ فِی غَیرِهِ إِعْظَاماً، وَ حَجَرَ فِیهِ الْمَطَاعِمَ وَ الْمَشَارِبَ إِكْرَاماً، وَ جَعَلَ لَهُ وَقْتاً بَیناً لَا یجِیزُ ـ جَلَّ وَ عَزَّ ـ أَنْ یقَدَّمَ قَبْلَهُ، وَ لَا یقْبَلُ أَنْ یؤَخَّرَ عَنْهُ. 
پس برترى آن را بر ماه‌ هاى دیگر به سبب حرمت‌ ها و گرامى داشتن‌ هاى بسیار و فضائل و برتری‌ هاى آشكار كه براى آن قرار داده هویدا گردانید، و در آن ماه از جهت بزرگ داشتن، آنچه را كه در ماه‌ هاى دیگر حلال كرده حرام نمود، و از جهت گرامى داشتن، خوردنی‌ ها و آشامیدنى‏‌ ها را در (روزهاى) آن منع كرد، و براى آن وقت آشكارى (معینى) قرار داد كه خداى بزرگ و توانا جائز و روا نمی‌ داند كه پیش انداخته شود و نمى‏ پذیرد كه از آن وقت به تأخیر افتد.
 
(5) ثُمَّ فَضَّلَ لَیلَةً وَاحِدَةً مِنْ لَیالِیهِ عَلَى لَیالِی أَلْفِ شَهْرٍ، وَ سَمَّاهَا لَیلَةَ الْقَدْرِ، تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ‏، دَائِمُ الْبَرَكَةِ إِلَى طُلُوعِ الْفَجْرِ عَلَى مَنْ یشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِهِ.
پس از آن (عبادت و بندگى در) شبى (شب نوزدهم یا بیست و یكم یا بیست و سوّم) از شب‌ هاى آن را بر (عبادت در) شب‌ هاى هزار ماه برترى داد (چون خیرات و بركات و نیكی‌ ها و سودهاى دینى و دنیوى در آن است) و آن را شب قدر نامید (شبى كه خداى تعالى اجل‌ ها و روزی‌ ها و هر امرى كه حادث می‌ شود را مقدّر می‌ فرماید) در آن شب (بسیارى از) فرشتگان و روح (القدس: جبرئیل یا وحى یا مخلوقى است بزرگتر از فرشتگان) به فرمان پروردگارشان بر هر كه از بندگانش بخواهد با قضا و قدرى كه محكم و استوار كرده (تغییر و تبدیلى در آن نیست) براى هر كارى (كه خدا مقدّر فرموده) فرود می‌ آیند، آن شب سلام و درود (فرشتگان) است (بر آنان كه براى نماز به پا ایستاده یا در حال ركوع و سجودند، یا آنكه شب سلامتى و رهایی از ضرر و زیان شیاطین است) كه بركت و خیر آن تا آشكار شدن روشنى صبح و دائم و همیشه است.
 
(6) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَةَ فَضْلِهِ وَ إِجْلَالَ حُرْمَتِهِ، وَ التَّحَفُّظَ مِمَّا حَظَرْتَ فِیهِ، وَ أَعِنَّا عَلَى صِیامِهِ بِكَفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِیكَ، وَ اسْتِعْمَالِهَا فِیهِ بِمَا یرْضِیكَ حَتَّى لَا نُصْغِی بِأَسْمَاعِنَا إِلَى لَغْوٍ، وَ لَا نُسْرِعَ بِأَبْصَارِنَا إِلَى لَهْوٍ 
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و شناسایى برترى آن را (بر ماه‌ هاى دیگر) و بزرگ داشتن حرمت و حقّش را (كه قیام و ایستادگى بر آن واجب است) و دورى گزیدن از آنچه را كه منع و حرام كرده ‏اى به ما الهام نما، و ما را بر روزه داشتن آن به وسیله بازداشتن اندام از گناهان و به كار بردن آن اندام در آن ماه به آنچه تو را خوشنود می‌ گرداند (خواسته تو در آن است) یارى فرما، تا با گوش‌ هامان سخن بیهوده گوش ندهیم، و با چشم‌ هامان به‌ سوی بازى (كارهایی كه انسان را از مقصود باز دارد) نشتابیم.
 
(7) وَ حَتَّى لَا نَبْسُطَ أَیدِینَا إِلَى مَحْظُورٍ، وَ لَا نَخْطُوَ بِأَقْدَامِنَا إِلَى مَحْجُورٍ، وَ حَتَّى لَا تَعِی بُطُونُنَا إِلَّا مَا أَحْلَلْتَ، وَ لَا تَنْطِقَ أَلْسِنَتُنَا إِلَّا بِمَا مَثَّلْتَ، وَ لَا نَتَكَلَّفَ إِلَّا مَا یدْنِی مِنْ ثَوَابِكَ، وَ لَا نَتَعَاطَى إِلَّا الَّذِی یقِی مِنْ عِقَابِكَ، ثُمَّ خَلِّصْ ذَلِكَ كُلَّهُ مِنْ رِئَاءِ الْمُرَاءِینَ، وَ سُمْعَةِ الْمُسْمِعِینَ، لَا نُشْرِكُ فِیهِ أَحَداً دُونَكَ، وَ لَا نَبْتَغِی فِیهِ مُرَاداً سِوَاكَ. 
و تا دست‏ هامان را به (طلب یا فرا گرفتن) حرام دراز ننماییم، و با پاهامان به‌ سوی آنچه منع و حرام گشته نرویم، و تا شكم‌ هامان نگاه ندارد و گرد نیاورد جز آنچه (خوردنى و آشامیدنى) كه تو حلال و روا گردانیده ‏اى، و زبان‌ هامان گویا نشود جز به آنچه (قرآن مجید و گفتار پیغمبر اكرم و أئمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ كه) تو خبر داده و بیان فرموده ‏اى (این چند جمله اشاره به آداب و نیكو رفتارى روزه ‏دار است كه در این باره اخبار بسیار رسیده، روایت شده: زن روزه ‏دار به كنیز خود دشنام داد، رسول خدا ـ صلّى الله علیه و آله ـ شنید، فرمود: طعام و خوراك آوردند و به آن زن امر كرد كه بخور، گفت: من روزه هستم! حضرت فرمود: چگونه روزه هستى و به كنیز خود دشنام دادى؟! تنها روزه از خوردن و آشامیدن نیست. طعام خواستن حضرت براى آن زن روزه ‏دار و امر به خوردن او شاهد از جهت این بوده كه می‌ دانسته روزه او روزه مستحبّى بوده، و احتمال می‌ رود كه روزه واجب بوده و امر حضرت به خوردن از روى تأدیب است یعنى مانند این روزه را پاداشى نیست و گرفتن و نگرفتن آن یكسان است اگر چه گرفتن آن واجب باشد) و رنج نكشیم جز در آنچه (عبادت خالق و خدمت به خلق كه) به پاداش تو نزدیك گرداند، و بجا نیاوریم جز آنچه كه از كیفر تو نگاه دارد، سپس همه آن كردارها را از رئاء و خودنمایی خود نمایان و از سمعه و شنواندن شنوانندگان خالص و پاكیزه گردان كه در آن كسى را با تو شریك نگردانیم، و جز تو در آن مقصود و خواسته‏ اى نطلبیم.
 
(8) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ قِفْنَا فِیهِ عَلَى مَوَاقِیتِ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ بِحُدُودِهَا الَّتِی حَدَّدْتَ، وَ فُرُوضِهَا الَّتِی فَرَضْتَ، وَ وَظَائِفِهَا الَّتِی وَظَّفْتَ، وَ أَوْقَاتِهَا الَّتِی وَقَّتَّ 
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را در آن بر اوقات نمازهاى پنج‌ گانه با حدود و احكامش كه مقرّر نموده ‏اى و واجباتش كه واجب كرده ‏اى و شروط و اوقاتش كه شرط و تعیین گردانیده ‏اى آگاه فرما (حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ فرموده: براى نماز چهار هزار حد «حكم شرعى» است).
 
(9) وَ أَنْزِلْنَا فِیهَا مَنْزِلَةَ الْمُصِیبِینَ لِمَنَازِلِهَا، الْحَافِظِینَ لِأَرْكَانِهَا، الْمُؤَدِّینَ لَهَا فِی أَوْقَاتِهَا عَلَى مَا سَنَّهُ عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ ـ صَلَوَاتُكَ عَلَیهِ وَ آلِهِ ـ فِی رُكُوعِهَا وَ سُجُودِهَا وَ جَمِیعِ فَوَاضِلِهَا عَلَى أَتَمِّ الطَّهُورِ وَ أَسْبَغِهِ، وَ أَبْینِ الْخُشُوعِ وَ أَبْلَغِهِ. 
و ما را در نماز همچون كسانى قرار ده كه مراتب شایسته آن را دریافته اركان و جوانب آن را نگاه‌ دارندگانند (اركان نماز نیت، تكبیر، قیام، ركوع و دو سجده است كه به ترك و افزونى و كاستن آنها از روى عمد و سهو نماز باطل می‌ شود) آن را در اوقات خود به همان طریقى كه بنده و فرستاده تو ـ درودهایت بر او و بر آل او باد ـ در ركوع و سجود و همه فضیلت‌ ها و درجات رفیعه‏ اش قرار داده با كامل‌ ترین طهارت و پاكى و رساترین خشوع و فروتنى بجا آورنده ‏اند (خشوع در نماز چنان‌ كه امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ فرموده آنست كه نمازگزار به سمت راست و چپ التفات نداشته و كسى را كه در سمت راست و چپ او است نشناسد، روایت شده: پیغمبر ـ صلّى الله علیه و آله ـ مردى را در نماز دید با ریشش بازى می‌ كند فرمود: اگر دلش خاشع و فروتن بود جوارح و اندامش هم فروتن می‌ بود).
 
(10) وَ وَفِّقْنَا فِیهِ لِأَنْ نَصِلَ أَرْحَامَنَا بِالْبِرِّ وَ الصِّلَةِ، وَ أَنْ نَتَعَاهَدَ جِیرَانَنَا بِالْإِفْضَالِ وَ الْعَطِیةِ، وَ أَنْ نُخَلِّصَ أَمْوَالَنَا مِنَ التَّبِعَاتِ، وَ أَنْ نُطَهِّرَهَا بِإِخْرَاجِ الزَّكَوَاتِ، وَ أَنْ نُرَاجِعَ مَنْ هَاجَرَنَا، وَ أَنْ نُنْصِفَ مَنْ ظَلَمَنَا، وَ أَنْ نُسَالِمَ مَنْ عَادَانَا حَاشَى مَنْ عُودِی فِیكَ وَ لَكَ، فَإِنَّهُ الْعَدُوُّ الَّذِی لَا نُوَالِیهِ، وَ الْحِزْبُ الَّذِی لَا نُصَافِیهِ. 
و ما را در آن ماه توفیق ده كه با نیكى فراوان و بخشش، به خویشان خود نیكى كنیم، و با احسان و عطا از همسایگانمان جویا شویم، و دارایی‌ هامان را از مظالم و آنچه از راه ظلم و ستم به دست آمده خالص و آراسته نماییم (اموالی كه از راه ظلم گرفته شده از آنها جدا كرده به صاحبانش یا اگر نیستند و یا معلوم نیست كیستند یا كجایند به حاكم شرع بازگردانیم) و آنها را با بیرون كردن زكات‌ ها (زكات شتر، گاو، گوسفند، طلا، نقره، گندم، جو، خرما و مویز، از چركى و عذاب و كیفر بر منع آن) پاك كنیم (رسول خدا ـ صلّى الله علیه و آله ـ فرموده: ملعون كلّ مال لا یزكّى؛ «از خیر و نیكى دور است هر مال و دارایى كه زكات آن داده نشود» و ناگفته نماند: درخواست پاك كردن اموال به بیرون كردن زكات در ماه رمضان در صورتی‌ است كه بیرون كردن آن در آن ماه واجب شده یا پیش از آن واجب گشته و بیرون نشده باشد، ولى اگر وقت وجوب بیرون كردن آن نرسیده یا پیش از آن واجب گردیده و به تأخیر افتد، پس پیش انداختن آن در ماه رمضان یا به تأخیر انداختن آن به ماه رمضان مستحب نیست، زیرا هر واجبى را باید در وقت خود بجا آورد و وجوب آن فورى است، و تقدیم و تأخیر آن بنابر قول به جواز آن از جهت رخصت و آسانى است نه از جهت مستحب بودن) و به كسى كه از ما دورى گزیده بازگردیم (به او بپیوندیم) و به كسى كه به ما ظلم و ستم نموده از روى (آنچه مقتضى) انصاف و عدل (است) رفتار كنیم (نه آنكه از جهت فرو نشاندن خشم از عدل تجاوز نماییم) و با کسی که به ما دشمنى كرده آشتى نماییم (نه آنكه ما هم در صدد دشمنى با او برآییم) جز کسی که در راه تو و براى تو با او دشمنى شده باشد، زیرا او دشمنى است كه او را دوست نمی‌ گیریم، و حزب و گروهى است كه با او از روى دل دوستى نمی‌ كنیم.
 
(11) وَ أَنْ نَتَقَرَّبَ إِلَیكَ فِیهِ مِنَ الْأَعْمَالِ الزَّاكِیةِ بِمَا تُطَهِّرُنَا بِهِ مِنَ الذُّنُوبِ، وَ تَعْصِمُنَا فِیهِ مِمَّا نَسْتَأْنِفُ‏ مِنَ الْعُیوبِ، حَتَّى لَا یورِدَ عَلَیكَ أَحَدٌ مِنْ مَلَائِكَتِكَ إِلَّا دُونَ مَا نُورِدُ مِنْ أَبْوَابِ الطَّاعَةِ لَكَ، وَ أَنْوَاعِ الْقُرْبَةِ إِلَیكَ. 
و ما را توفیق ده كه در آن به‌ سوی تو تقرّب جسته نزدیك شویم (طلب كنیم آنچه را كه موجب به دست آوردن رحمت تو است) به وسیله كردارهاى پاكیزه و آراسته كه ما را به آن از گناهان پاك كنى (بیامرزى) و در آن ما را حفظ كرده نگاه‌ دارى از اینكه بخواهیم عیوب و زشتی‌ ها (كردارهاى ناشایسته) را از سر گیریم، تا هیچ یك از فرشتگانت (كه نویسندگان اعمال هستند گناهان ما را) بر تو پیشنهاد ننمایند جز آنكه كمتر باشد از اقسام طاعت و بندگى براى تو، و انواع تقرّب به‌ سوی تو كه ما بجا آوردیم.
 
(12) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذَا الشَّهْرِ، وَ بِحَقِّ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فِیهِ مِنِ ابْتِدَائِهِ إِلَى وَقْتِ فَنَائِهِ: مِنْ مَلَكٍ قَرَّبْتَهُ، أَوْ نَبِی أَرْسَلْتَهُ، أَوْ عَبْدٍ صَالِحٍ اخْتَصَصْتَهُ، أَنْ تُصَلِّی عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَهِّلْنَا فِیهِ لِمَا وَعَدْتَ أَوْلِیاءَكَ مِنْ كَرَامَتِكَ، وَ أَوْجِبْ لَنَا فِیهِ مَا أَوْجَبْتَ لِأَهْلِ الْمُبَالَغَةِ فِی طَاعَتِكَ، وَ اجْعَلْنَا فِی نَظْمِ مَنِ اسْتَحَقَّ الرَّفِیعَ الْأَعْلَى بِرَحْمَتِكَ.
بار خدایا از تو درخواست می‌ نمایم به حق (به فضیلت و برترى) این ماه و به حق کسی که در آن از آغاز تا انجامش در عبادت و بندگى براى تو كوشیده: از فرشته ‏اى كه او را مقرّب ساخته‏ اى، یا پیغمبرى كه فرستاده ‏اى، یا بنده شایسته‏ اى كه برگزیده ‏اى، كه بر محمّد و آل او درود فرستى و ما را در آن براى كرامت و ارجمندى كه به دوستانت وعده داده‏ اى سزاوار گردان، و آنچه كه براى كوشش كنندگان در طاعت و فرمانبریت واجب و لازم كرده ‏اى براى ما لازم نما، و به رحمت و مهربانیت ما را در صفّ كسانى (انبیاء و اوصیاء ایشان علیهم السّلام) كه سزاوار بالاترین مرتبه (بهشت) هستند قرار ده.
 
(13) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ جَنِّبْنَا الْإِلْحَادَ فِی تَوْحِیدِكَ، وَ الْتَّقْصِیرَ فِی تَمْجِیدِكَ، وَ الشَّكَّ فِی دِینِكَ، وَ الْعَمَى عَنْ سَبِیلِكَ، وَ الْإِغْفَالَ لِحُرْمَتِكَ، وَ الِانْخِدَاعَ لِعَدُوِّكَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ 
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را در توحید و یگانگیت از عدول و بازگشتن (شرك آوردن آشكار و نهان) و در بزرگ داشتنت از تقصیر و كوتاهى، و در دینت (اسلام) از شك و دودلى، و از راهت (به دست آوردن رضا و خوشنودیت) از كورى (گمراهى) و براى حرمتت (آنچه قیام به آن واجب است) از سهل‌ انگارى، و از دشمنت: شیطان رانده شده (از خیرات و نیكی‌ ها) از فریب خوردن، دور گردان.
 
(14) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ إِذَا كَانَ لَكَ فِی كُلِّ لَیلَةٍ مِنْ لَیالِی شَهْرِنَا هَذَا رِقَابٌ یعْتِقُهَا عَفْوُكَ، أَوْ یهَبُهَا صَفْحُكَ فَاجْعَلْ رِقَابَنَا مِنْ تِلْكَ الرِّقَابِ، وَ اجْعَلْنَا لِشَهْرِنَا مِنْ خَیرِ أَهْلٍ وَ أَصْحَابٍ. 
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و هرگاه در هر شب از شب‌ هاى این ماه ما براى تو بندگانى باشد كه عفو و بخشیدنت آنها را آزاد می‌ نماید، یا گذشتت ایشان را می‌ بخشد پس ما بندگان را از آن بندگان بگردان، و ما را براى ماه ما از بهترین شایستگان و یاران (برگزیدگان) قرار ده (حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ فرموده: در هر شب از ماه رمضان براى خدا آزادشده و رهاشدگانى از آتش است جز کسی که به مسكر (آنچه مستى آورد) افطار كند «بخورد و بیاشامد» و در شب آخر مانند آنچه كه در همه آن ماه آزاد كرده آزاد می‌ نماید).
 
(15) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ امْحَقْ ذُنُوبَنَا مَعَ امِّحَاقِ هِلَالِهِ، وَ اسْلَخْ عَنَّا تَبِعَاتِنَا مَعَ انْسِلَاخِ أَیامِهِ حَتَّى ینْقَضِی عَنَّا وَ قَدْ صَفَّیتَنَا فِیهِ مِنَ الْخَطِیئَاتِ، وَ أَخْلَصْتَنَا فِیهِ مِنَ السَّیئَاتِ. 
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و با كاسته شدن ماه آن گناهان ما را بكاه، و با به پایان رسیدن روزهایش بدی‌ ها و گرفتاری‌ هاى ما را از ما بكن تا اینكه این ماه از ما بگذرد در حالی كه ما را از خطاها (گناهان كوچك) پاكیزه گردانیده، و از بدی‌ ها (گناهان بزرگ) خالص و آراسته ساخته باشى.
 
(16) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ إِنْ مِلْنَا فِیهِ فَعَدِّلْنَا، وَ إِنْ زُغْنَا فِیهِ فَقَوِّمْنَا، وَ إِنِ اشْتَمَلَ عَلَینَا عَدُوُّكَ الشَّیطَانُ فَاسْتَنْقِذْنَا مِنْهُ. 
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و اگر در آن از حق برگردیم ما را (بر آن) باز گردان، و اگر در آن عدول نموده به راه كج رفتیم ما را به راه راست آور، و اگر دشمن تو شیطان ما را احاطه كرده فراگیرد از او رهاییمان ده.
 
(17) اللَّهُمَّ اشْحَنْهُ بِعِبَادَتِنَا إِیاكَ، وَ زَینْ أَوْقَاتَهُ بِطَاعَتِنَا لَكَ، وَ أَعِنَّا فِی نَهَارِهِ عَلَى صِیامِهِ، وَ فِی لَیلِهِ عَلَى الصَّلَاةِ وَ التَّضَرُّعِ إِلَیكَ، وَ الْخُشُوعِ لَكَ، وَ الذِّلَّةِ بَینَ یدَیكَ حَتَّى لَا یشْهَدَ نَهَارُهُ عَلَینَا بِغَفْلَةٍ، وَ لَا لَیلُهُ بِتَفْرِیطٍ.
بار خدایا ماه رمضان را از عبادت و پرستش ما تو را مملو و پر گردان، و اوقات آن را به طاعت و فرمانبرى ما براى تو آراسته نما، و ما را در روزش بر روزه داشتن و در شبش به نماز و زارى به‌ سوی (درگاه) تو و فروتنى براى تو و خوارى در برابر تو، یارى فرما تا روزش بر ما به غفلت و بی‌ خبرى و شبش به تقصیر و كوتاهى (در عمل) گواهى ندهد (گواهى دادن شب و روز به زبان حال است و گفتار و كردار انسان در آن در علم خداى تعالى به منزله گواهى دادن نزد او است).
 
(18) اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْنَا فِی سَائِرِ الشُّهُورِ وَ الْأَیامِ كَذَلِكَ مَا عَمَّرْتَنَا، وَ اجْعَلْنَا مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِینَ‏ الَّذِینَ یرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیها خالِدُونَ‏، وَ الَّذِینَ یؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ، أَنَّهُمْ إِلى‏ رَبِّهِمْ راجِعُونَ‏، وَ مِنَ الَّذِینَ‏ یسارِعُونَ فِی الْخَیراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ‏.
بار خدایا و ما را در باقى ماه‌ ها و روزها تا زمانی كه زنده ‏دارى همچنین (به طوری كه براى ماه رمضان درخواست شد) قرار ده، و ما را از بندگان شایسته ‏ات بگردان كه (الَّذینَ یرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ‏ هُمْ فیها خالِدُونَ؛‏ «سوره مؤمنون، آیه 11» یعنى) آنان بهشت را به میراث می‌ برند در حالی كه در آن جاوید هستند (گفته ‏اند: بهشت مسكن و جایگاه پدر ما حضرت آدم ـ على نبینا و اله و علیه السّلام ـ بوده پس هر گاه به فرزندان او داده شود مانند آنست كه از او به آنها ارث رسیده) و آنان كه آنچه (صدقات) را می‌ دهند در حالى می‌ دهند كه دل‌ هاشان از (اندیشه) بازگشت به‌ سوی پروردگارشان ترسان است، و از آنان كه در نیكی‌ ها می‌ شتابند و ایشان براى آن نیكی‌ ها (بر دیگران) پیشى گیرنده ‏اند (علىّ ابن إبراهیم ـ رحمه الله ـ فرموده: ایشان امیرالمؤمنین و ائمّه طاهرین ـ علیهم السّلام ـ هستند كه بعد از پیغمبر ـ صلّى الله علیه و آله ـ كسى از ایشان در علم و عمل پیشى نگرفته است، و جمله‏ وَ الَّذینَ یؤْتُونَ ما اتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ انَّهُمْ الى‏ رَبِّهِمْ راجِعُونَ‏، وَ مِنَ الَّذینَ‏ یسارِعُونَ فِى الْخَیراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ‏؛ كه در بالا ترجمه و شرح شد از قرآن كریم «سوره مؤمنون، آیات 60 و 61» اقتباس شده، و فرمایش امام ـ علیه السّلام ـ وَ مِنَ الَّذینَ یسارِعُونَ فِى الْخَیراتِ، اقتباس از قول خداى تعالى: اولئِكَ یسارِعُونَ فِى الْخَیراتِ‏ است، و در شرح جمله دوازدهم از دعاى یكم گفتیم: اقتباس از قرآن مجید در حقیقت قرآن نیست بلكه كلامى است مانند آن، چون اگر قرآن بود تغییر در آن جائز نبود).
 
(19) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، فِی كُلِّ وَقْتٍ وَ كُلِّ أَوَانٍ وَ عَلَى كُلِّ حَالٍ عَدَدَ مَا صَلَّیتَ عَلَى مَنْ صَلَّیتَ عَلَیهِ، وَ أَضْعَافَ ذَلِكَ كُلِّهِ بِالْأَضْعَافِ الَّتِی لَا یحْصِیهَا غَیرُكَ، إِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تُرِیدُ.
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، در هر هنگام و هر زمان و بر هر حال به شماره درودى كه فرستاده‏ اى، بر هر كه درود فرستاده‏ اى، و چندان برابر همه آنها به چندان برابرى كه جز تو آنها را نتواند شمرد، زیرا تو هر چه را بخواهى بجا آورنده ‏اى (انجام كار تو را ناتوان نمی‌ گرداند، و مانع و جلوگیرى تو را از آن باز نمی‌ دارد).
 
ترجمه و شرح صحیفه کامله سجادیه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط دعای اول: ستایش نمودن خدای عزوجل دعای دوم: درود بر محمد و آل او دعای سوم: درود بر حمله (نگاه دارندگان) عرش دعای چهارم: درود بر كساني كه به پيغمبران ايمان آورده ‏اند دعای پنجم: دعاى آن حضرت براى خود و نزديكانش دعای ششم: دعاى آن حضرت هنگام بامداد و شام دعای هفتم: دعاى آن حضرت در مهمّات و سختي ها دعای هشتم: دعاى آن حضرت در پناه بردن به خدا دعای نهم: دعاى آن حضرت در آرزو داشتن به آمرزش دعای دهم: دعاى آن حضرت در التجاء به خداى تعالى