عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ شنبه ۲۳ آذر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
دعای بیست و هشتم: «دُعَاؤُهُ فِی التَّفَزُّعِ»
- دعاى آن حضرت در ترس از خدا -
 
(وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ مُتَفَزِّعاً إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ)
دعاى بیست و هشتم از دعاهاى امام علیه السّلام است هنگام پناه بردن (از گرفتاری‌ ها) به خداى توانا و بزرگ:
 
(1) اللَّهُمَّ إِنِّی أَخْلَصْتُ بِانْقِطَاعِی إِلَیكَ 
بار خدایا من به بریدن از دیگرى و پیوستنم به تو خود را پاك و پاكیزه نمودم (از هر چه جز تو چشم پوشیده پس به تو می‌ نگرم).
 
(2) وَ أَقْبَلْتُ بِكُلِّی عَلَیكَ 
و به همه (اندام و حواس)ام به تو رو آورده ‏ام.
 
(3) وَ صَرَفْتُ وَجْهِی عَمَّنْ یحْتَاجُ إِلَى رِفْدِكَ 
و از کسی که به بخشش تو نیازمند است رو گردانیده‌ ام.
 
(4) وَ قَلَبْتُ مَسْأَلَتِی عَمَّنْ لَمْ یسْتَغْنِ عَنْ فَضْلِكَ 
و خواهشم را از کسی که از احسان تو بى‏ نیاز نیست برگردانیده‏ ام.
 
(5) وَ رَأَیتُ أَنَّ طَلَبَ الْمُحْتَاجِ إِلَى الْمُحْتَاجِ سَفَهٌ مِنْ رَأْیهِ وَ ضَلَّةٌ مِنْ عَقْلِهِ. 
و دانستم كه خواستن نیازمند از نیازمند از سبكى اندیشه (بینائى) و گمراهى خرد او است.
 
(6) فَكَمْ قَدْ رَأَیتُ ـ یا إِلَهِی ـ مِنْ أُنَاسٍ طَلَبُوا الْعِزَّ بِغَیرِكَ فَذَلُّوا، وَ رَامُوا الثَّرْوَةَ مِنْ سِوَاكَ فَافْتَقَرُوا، وَ حَاوَلُوا الارْتِفَاعَ فَاتَّضَعُوا، 
زیرا بسا از مردم را دیدم ـ اى خداى من ـ كه به وسیله جز تو عزّت و بزرگى طلبیدند و خوار شدند، و از غیر تو دارائى خواستند و بى‏ چیز شدند، و قصد بلندى كردند و پست گردیدند (زیرا هویدا است كه خداى تعالى افاضه كننده هر خیر و نیكى و بخشنده هر نعمتى است به هر كس به اندازه استعداد او بى وسیله یا با وسیله، پس هر كه گمان كند كه براى غیر خداى تعالى قدرت كامله است و دیگرى را افاضه كننده خیر و نیكى بداند سبب گردد كه خداى متعال افاضه خیر را از او باز دارد و کسی که خداوند خیر خود را از او منع نماید خوارتر از هر خوار و فقیرتر از هر فقیر و پست‌ تر از هر پستى خواهد بود، از پیغمبر ـ صلّى الله علیه و آله ـ روایت شده: خداى جلّ جلاله فرموده: هر مخلوقى كه به مخلوق پناه برد نه به من وسائل آسمان‏ ها و زمین نزد او قطع شود پس اگر مرا بخواند اجابتش ننمایم، و اگر از من بخواهد به او ندهم، و هر مخلوقى كه به من پناه برد نه به خلق من آسمان‏ ها و زمین روزى او را ضمانت كنند، پس اگر از من بخواهد به او بدهم، و اگر مرا بخواند اجابتش نمایم، و اگر آمرزش طلب كند او را می‌ آمرزم).
 
(7) فَصَحَّ بِمُعَاینَةِ أَمْثَالِهِمْ حَازِمٌ وَفَّقَهُ اعْتِبَارُهُ، وَ أَرْشَدَهُ إِلَى طَرِیقِ صَوَابِهِ اخْتِیارُهُ. 
پس بر اثر دیدن مانندهاى ایشان (كسانی كه از غیر خداى تعالى بزرگى و دارائى و بلندى طلبیدند و خوار و بى ‏چیز و پست گردیدند) دوراندیشى دوراندیش درست و بجا است كه پند گرفتنش او را (از دیدن احوال آن مردم به توجّه و رو آوردن به خداى متعال) موفق ساخته، و اختیار و برگزیدنش (خداى تعالى را بر غیر او، یا آزمایشش اگر و ارشده إلى طریق صوابه اختیاره بباء موحّده بخوانیم كه آن هم روایت شده) او را به راه راست و شایسته (كه آن درخواست هر چیز است از خداى متعال و بس) رهبرى نموده است.
 
(8) فَأَنْتَ یا مَوْلَای دُونَ كُلِّ مَسْئُولٍ مَوْضِعُ مَسْأَلَتِی، وَ دُونَ كُلِّ مَطْلُوبٍ إِلَیهِ وَلِی حَاجَتِی 
پس از این رو اى مولى و آقاى من تویی درخواستگاه من نه هر كه از او درخواست می‌ شود، و تویی رواكننده حاجت و خواهشم نه هر كه از او طلب و خواهش می‌ شود.
 
(9) أَنْتَ الْمَخْصُوصُ قَبْلَ كُلِّ مَدْعُوٍّ بِدَعْوَتِی، لَا یشْرَكُكَ أَحَدٌ فِی رَجَائِی، وَ لَا یتَّفِقُ أَحَدٌ مَعَكَ فِی دُعَائِی، وَ لَا ینْظِمُهُ وَ إِیاكَ نِدَائِی 
تو اختصاص داده شده و یگانه ‏اى به دعاء و خواندن من پیش از هر خوانده شده ‏اى، كسى در امید من با تو شریك نمی‌‌ شود و در خواندنم با تو برابر نمی‌‌ گردد، و دعایم كسى را با تو به یك رشته در نمی‌‌ آورد (امید و درخواستم متوجه به تو است و بس و هیچگاه دیگرى در نظر نیست).
 
(10) لَكَ ـ یا إِلَهِی ـ وَحْدَانِیةُ الْعَدَدِ، وَ مَلَكَةُ الْقُدْرَةِ الصَّمَدِ، وَ فَضِیلَةُ الْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ، وَ دَرَجَةُ الْعُلُوِّ وَ الرِّفْعَةِ. 
بار خدایا مخصوص تو است یكتائى عدد و شمار (بى‏ شریكى و بى‏ دوّمى، مراد از جمله لك یا الهى وحدانیة العدد وحدة عددیه «یكى در برابر دو» نیست، چون خداوند متعال واحد حقیقى و منزّه از واحد عددى است، بلكه مراد آنست كه وحدتى كه اعداد به آن نسبت داده و از آن تركیب می‌ شود و آن تحت عددى نمی‌‌ باشد «چون گفته‏ اند: بناى عدد از واحد است و واحد از عدد نیست، زیرا عدد بر واحد واقع نمی‌‌ شود بلكه بر اثنین و دو واقع می‌ گردد» به غیر تو گفته نمی‌‌ شود) و براى تو است صفت قدرت كامله (كه ضعف و سستى در آن راه ندارد) و كمال توانایی و نیرومندى و پایه بلندى و برترى.
 
(11) وَ مَنْ سِوَاكَ مَرْحُومٌ فِی عُمُرِهِ، مَغْلُوبٌ عَلَى أَمْرِهِ، مَقْهُورٌ عَلَى شَأْنِهِ، مُخْتَلِفُ الْحَالاتِ، مُتَنَقِّلٌ فِی الصِّفَاتِ 
و هر كه جز تو در حیات و زندگانیش به رحمت و مهربانى نیازمند است، و بر كار و حال خود مغلوب و زیر دست است (زیرا او را قوّه و توانایی نیست جز به وسیله تو) در حالات مختلف و گوناگون و در صفات منتقل شونده است (از بچّگى به پیرى، از نادانى به دانائى، از بى‏ چیزى به توانگرى، از تندرستى به بیمارى و بالعكس می‌ رسد).
 
(12) فَتَعَالَیتَ عَنِ الْأَشْبَاهِ وَ الْأَضْدَادِ، وَ تَكَبَّرْتَ عَنِ الْأَمْثَالِ وَ الْأَنْدَادِ، فَسُبْحَانَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ.
پس تو از داشتن مانندها و همتاها برتر و از داشتن مانندها و همتاها بزرگترى و (از صفات آفریده شدگان) منزّه و پاكى جز تو خدایی نیست (كه شایسته پرستش باشد).
 
ترجمه و شرح صحیفه کامله سجادیه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط دعای اول: ستایش نمودن خدای عزوجل دعای دوم: درود بر محمد و آل او دعای سوم: درود بر حمله (نگاه دارندگان) عرش دعای چهارم: درود بر كساني كه به پيغمبران ايمان آورده ‏اند دعای پنجم: دعاى آن حضرت براى خود و نزديكانش دعای ششم: دعاى آن حضرت هنگام بامداد و شام دعای هفتم: دعاى آن حضرت در مهمّات و سختي ها دعای هشتم: دعاى آن حضرت در پناه بردن به خدا دعای نهم: دعاى آن حضرت در آرزو داشتن به آمرزش دعای دهم: دعاى آن حضرت در التجاء به خداى تعالى