عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ دوشنبه ۲۰ آبان
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
دعای بیست و پنجم: «دُعَاؤُهُ لِوُلْدِهِ»
- دعاى آن حضرت براى فرزندان خويش -
 
(وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ لِوُلْدِهِ عَلَیهِمُ السَّلَامُ:)
دعاى بیست و پنجم از دعاهاى امام علیه السّلام است براى فرزندانش علیهم السّلام‏:
 
(رسول خدا صلّى الله علیه و آله فرموده: خدا رحمت كند پدر و مادرى را كه با خوش‌ رفتارى نمودن خود فرزندشان را كمك نمایند. مردى از انصار به آن حضرت گفت: به چه كسى نیكى نمایم؟ حضرت فرمود: به پدر و مادرت، گفت: آنها مرده ‏اند، فرمود: به فرزندت نیكى كن.
 
حضرت صادق علیه السّلام فرموده: خداوند به بنده رحم می‌ كند براى بسیار فرزند را دوست داشتن.
 
رسول خدا ـ صلّى الله علیه و آله ـ فرموده: دعاى چهار كس رد نمی‌ شود تا اینكه درهاى آسمان به روى آنها گشوده شده به عرش می‌ رسد: دعاى پدر براى فرزندش، و دعاى ستمدیده براى ستمگر به او، و دعاى بجا آورنده عمره «افعال مخصوصه ‏اى است در مكّه» تا اینكه باز گردد، و دعاى روزه دار تا اینكه افطار نماید «بخورد و بیاشامد».
 
حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ فرموده: پدرم می‌ فرمود: پنج دعاء است كه از پروردگار ـ تبارك و تعالى ـ پنهان نمی‌ ماند «روا می‌ شود»: دعاى امام عادل و دعاى مظلوم كه خداى عزّ و جل می‌ فرماید: من براى تو انتقام می‌ كشم «ستمگرت را به كیفر می‌ رسانم» اگر چه دیرى بگذرد، و دعاى فرزند شایسته براى پدر و مادرش، و دعاى پدر نكوكار براى فرزندش، و دعاى مؤمن در پشت سر برادرش كه خداى تعالى می‌ فرماید: براى تو است دو برابر آن):
 
(1) اللَّهُمَّ وَ مُنَّ عَلَی بِبَقَاءِ وُلْدِی وَ بِإِصْلَاحِهِمْ لِی و بِإِمْتَاعِی بِهِمْ. 
بار خدایا به من نعمت عطا فرما به ماندن فرزندانم، و به شایسته گردانیدن ایشان براى (اطاعت و پیروى از) من، و به بهره بردن من از ایشان.
 
(2) إِلَهِی امْدُدْ لِی فِی أَعْمَارِهِمْ، وَ زِدْ لِی فِی آجَالِهِمْ، وَ رَبِّ لِی صَغِیرَهُمْ، وَ قَوِّ لِی ضَعِیفَهُمْ، وَ أَصِحَّ لِی أَبْدَانَهُمْ وَ أَدْیانَهُمْ وَ أَخْلَاقَهُمْ، وَ عَافِهِمْ فِی أَنْفُسِهِمْ وَ فِی جَوَارِحِهِمْ وَ فِی كُلِّ مَا عُنِیتُ بِهِ مِنْ أَمْرِهِمْ، وَ أَدْرِرْ لِی وَ عَلَى یدِی أَرْزَاقَهُمْ. 
بار خدایا عمرشان را براى من دراز گردان، و مدّت زندگانی شان را بسیار نما، و خردشان را براى من پرورش ده، و ناتوانشان را نیرومند ساز، و تن‏ ها و كیش‌ ها و خوهاشان را براى من سالم بدار، و در جان‌ ها و اندامشان و در هر چه از كار ایشان به آن می‌ كوشم تندرستى ده (از دردها و پیشامدهاى ناروا نگاهداریشان فرما) و روزی‌ هاشان را براى من و به دست من فراوان گردان.
 
(3) وَ اجْعَلْهُمْ أَبْرَاراً أَتْقِیاءَ بُصَرَاءَ سَامِعِینَ مُطِیعِینَ لَكَ، وَ لِأَوْلِیائِكَ مُحِبِّینَ مُنَاصِحِینَ، وَ لِجَمِیعِ أَعْدَائِكَ مُعَانِدِینَ وَ مُبْغِضِینَ، آمِینَ. 
و ایشان را نیكوكاران و پرهیزكاران (از گناه) و بینایان (راه حق) و شنوندگان (سخن راست) و فرمانبران خودت و دوستداران پنددهندگان براى دوستانت و دشمنان و كینه‌ داران براى همه دشمنانت (كه به تو نگرویده‏ اند) قرار ده آمین. (خدایا دعایم را روا ساز)
 
(4) اللَّهُمَّ اشْدُدْ بِهِمْ عَضُدِی، وَ أَقِمْ بِهِمْ أَوَدِی، وَ كَثِّرْ بِهِمْ عَدَدِی، وَ زَینْ بِهِمْ مَحْضَرِی، وَ أَحْی بِهِمْ ذِكْرِی، وَ اكْفِنِی بِهِمْ فِی غَیبَتِی، وَ أَعِنِّی بِهِمْ عَلَى حَاجَتِی، وَ اجْعَلْهُمْ لِی مُحِبِّینَ، وَ عَلَی حَدِبِینَ مُقْبِلِینَ مُسْتَقِیمِینَ لِی، مُطِیعِینَ، غَیرَ عَاصِینَ وَ لَا عَاقِّینَ وَ لَا مُخَالِفِینَ وَ لَا خَاطِئِینَ. 
بار خدایا بازوى مرا به وسیله ایشان استوار گردان، و كجى مرا به آنان راست نما (در سختى و گرفتارى و پریشان آنها را كمك من گردان) و عدد و شماره (اهل و خویش) مرا به آنان افزون كن، و مجلس مرا به ایشان بیارا (آنان را اهل علم و دانش و فضل و كمال قرار ده) و یاد مرا به آنها زنده بدار، و در نبودنم مرا به سبب ایشان بى‌ نیاز كن (آنها را جانشین من گردان) و به وسیله اینان مرا بر حاجت و خواسته‏ ام یارى فرما، و ایشان را براى من دوستدار و مهربان و روى آور، و (در كمك و یارى) پا برجا، و (در انجام دستورم) فرمانبر قرار ده، نه گناهكار و بدكننده و مخالفت كننده و خطاكار.
 
(5) وَ أَعِنِّی عَلَى تَرْبِیتِهِمْ وَ تَأْدِیبِهِمْ، وَ بِرِّهِمْ، وَ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْكَ مَعَهُمْ أَوْلَاداً ذُكُوراً، وَ اجْعَلْ ذَلِكَ خَیراً لِی، وَ اجْعَلْهُمْ لِی عَوْناً عَلَى مَا سَأَلْتُكَ.
و مرا در پرورش و تأدیب (راه پسندیده نمودن) و نیكى كردن ایشان یارى فرما، و مرا از جانب خود افزون بر ایشان فرزندان نرینه ببخش، و آن را براى من نیك قرار ده، و آنها را در آنچه (در این راز و نیاز كه) از تو خواسته ‏ام یاورم گردان.
 
(6) وَ أَعِذْنِی وَ ذُرِّیتِی مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ، فَإِنَّكَ خَلَقْتَنَا وَ أَمَرْتَنَا وَ نَهَیتَنَا وَ رَغَّبْتَنَا فِی ثَوَابِ مَا أَمَرْتَنَا وَ رَهَّبْتَنَا عِقَابَهُ، وَ جَعَلْتَ لَنَا عَدُوّاً یكِیدُنَا، سَلَّطْتَهُ مِنَّا عَلَى مَا لَمْ تُسَلِّطْنَا عَلَیهِ مِنْهُ، أَسْكَنْتَهُ صُدُورَنَا، وَ أَجْرَیتَهُ مَجَارِی دِمَائِنَا، لَا یغْفُلُ إِنْ غَفَلْنَا، وَ لَا ینْسَى إِنْ نَسِینَا، یؤْمِنُنَا عِقَابَكَ، وَ یخَوِّفُنَا بِغَیرِكَ.
و مرا و فرزندانم را از شیطان رانده شده (از رحمتت) پناه ده، زیرا تو ما را آفریدى و (به نیكی‌ ها) امر كردى و (از زشتی‌ ها) نهى فرمودى و در پاداش آنچه ما را امر نمودى خواهان‏ و از كیفر (مخالفت) آن (یا كیفر آنچه ما را نهى كردى) ترسانیدى، و براى ما دشمنى قرار دادى كه با ما مكر می‌ كند، او را درباره ما تسلّط و توانایى دادى بر آنچه (جمیع اعضاء) كه ما را بر آن درباره او تسلّط ندادى (براى آنكه) او را در سینه‏ هاى ما جا دادى، و در رهگذرهاى خون‌ هاى ما روان گردانیدى (گفته ‏اند: مراد از صدر «سینه» جایگاه قلب «دل» است، و جائز است كه مراد به آن قلب باشد كه پاره گوشت صنوبرىّ الشّكل «مانند میوه درخت كاج» است كه در سمت چپ سینه قرار گرفته، و مراد از قلبى كه محقّقین فرموده‏ اند: شیطان را بر آن راهى نیست و نیز مفسّرین در قول خداى تعالى (سوره ناس، آیه 5): الَّذِي يوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ؛‏ «آن شیطان كه وسوسه و اندیشه بد و بی‌ جا در سینه‏ هاى مردم افكند» فرموده ‏اند:
 
اینكه نفرموده: فی‏ قُلُوبِ النَّاسِ «در دل‌ هاى مردم» براى آنست كه شیطان را بر دل مؤمن الَّذی‏ هُوَ بَینَ اصْبَعَینِ مِنْ اصاْبِعِ الرَّحْمنِ «دلى كه بین دو انگشت از انگشت‏ هاى رحمت خداوند است» تسلّط و توانایى نیست، آن قلب لطیفه ربّانیه نورانیه عالمه است كه جاى فرود انوار الهیه است و به آن انسان، انسان می‌ باشد و همان حقیقت انسان است كه به سبب آن براى پیروى احكام آماده می‌ گردد و از آن گاهى به نفس ناطقه و گاهى به روح و گاهى به عقل تعبیر می‌ شود، و بر گفتار محقّقین دلالت دارد فرمایش حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ به اینكه خداى تعالى مؤمن را گرفتار می‌ سازد به هر گرفتارى و می‌ میراند به هر مردنى و او را به از بین رفتن عقلش گرفتار نمی‌ گرداند، آیا نمى‏ بینى ایوب را كه چگونه شیطان را بر مال و فرزند و اهل و هر چیز او چیره گردانید و بر عقل او مسلّط ننمود تا به‌ وسیله آن تنها به خدا ایمان داشته باشد، و گفته ‏اند:
 
معنى جریان شیطان در مجارى خون آنست كه او از فرزند آدم تا زنده است جدا نمی‌ شود چنان‌ كه خون از او جدا نمی‌ گردد، ولى بزرگان و محقّقین معنى ظاهرى آن را گرفته و فرموده ‏اند:
 
شیطان را چنان توانایى داده شده است كه بر اثر لطافت هیئت خود در عروق و رگ‌ ها كه مجارى خون است روان می‌ گردد تا به قلب شخص می‌ رسد و طبق ضعف و سستى ایمان بنده و كمى یادآورى و بسیارى غفلت او وسوسه می‌ نماید و به مقدار قوّت و بیدارى و بسیارى ذكر و اخلاص توحید بنده تسلّط او كم گشته و از او دور می‌ گردد، و علاّمه مجلسى «رحمه الله» در مجلّد چهاردهم بحارالانوار می‌ فرماید: بین امامیه «علماى اثنى عشرى» بلكه بین مسلمین «علماى اسلام» خلاف نیست در اینكه جن و شیاطین اجسام لطیفه ‏اى هستند كه در بعض اوقات دیده می‌ شوند و در برخى دیده نمی‌ شوند و آنها را جنبش‌ هاى تند و توانایى بر كارهاى دشوار است و در رهگذر خون اجساد بنى آدم روان می‌ گردند، و گاهى خداوند به جهت مصالحى آنها را به اشكال مختلفه و صورت‌ هاى گوناگون در آورد چنان‌ كه سید مرتضى ـ علیه الرّحمه ـ بر آن رفته، یا آنكه خداوند آنها را توانایى داده كه به اشكال مختلفه در آیند چنان‌ كه این مطلب از اخبار آشكارتر است) بى ‏خبر نیست (از ما) اگر ما (از او) غافل شویم، و (ما را) از یاد نمیرد اگر ما (از او) فراموش كنیم، ما را از كیفر تو ایمن می‌ سازد (وسوسه می‌ كند و در دل شخص می‌ افكند كه فلان گناه را بجا آور كه خداوند آمرزنده و مهربان است) و از غیر تو می‌ ترساند (مثلا وسوسه می‌ نماید كه اگر فلان كار ناروا را براى فلان شخص بجا نیاورى چنین و چنان می‌ شود).
 
(7) إِنْ هَمَمْنَا بِفَاحِشَةٍ شَجَّعَنَا عَلَیهَا، وَ إِنْ هَمَمْنَا بِعَمَلٍ صَالِحٍ ثَبَّطَنَا عَنْهُ، یتَعَرَّضُ لَنَا بِالشَّهَوَاتِ، وَ ینْصِبُ لَنَا بِالشُّبُهَاتِ، إِنْ وَعَدَنَا كَذَبَنَا، وَ إِنْ مَنَّانَا أَخْلَفَنَا، وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنَّا كَیدَهُ یضِلَّنَا، وَ إِلَّا تَقِنَا خَبَالَهُ یسْتَزِلَّنَا.
اگر گناه بزرگى قصد كنیم ما را بر آن دلیر می‌ نماید، و اگر كار شایسته ‏اى آهنگ نماییم ما را از آن باز می‌ دارد، ما را به خواهش‌ ها و گناهان می‌ طلبد، و شبهه‏ ها براى ما بر پا می‌ كند (در بین ما شبهه‏ ها می‌ اندازد تا گمراهمان سازد) اگر به ما وعده و نوید دهد (به كار خیر و نیكى بخواند) دروغ می‌ گوید، و اگر ما را به آرزو سرگرم نماید خلاف آن می‌ كند، و اگر مكرش را از ما بر نگردانى‏ گمراهمان می‌ سازد، و اگر از فساد و تباهكاریش نگاهمان ندارى ما را می‌ لغزاند.
 
(8) اللَّهُمَّ فَاقْهَرْ سُلْطَانَهُ عَنَّا بِسُلْطَانِكَ حَتَّى تَحْبِسَهُ عَنَّا بِكَثْرَةِ الدُّعَاءِ لَكَ فَنُصْبِحَ مِنْ كَیدِهِ فِی الْمَعْصُومِینَ بِكَ.
بار خدایا پس به توانایى خود او را از تسلّط بر ما مغلوب نما تا به‌ وسیله دعا خواندن بسیار براى تو او را از ما باز دارى پس به كمك تو از مكر او در جمله نگاه‌ داشته شدگان (از شرّ او) در آییم.
 
(9) اللَّهُمَّ أَعْطِنِی كُلَّ سُؤْلِی، وَ اقْضِ لِی حَوَائِجِی، وَ لَا تَمْنَعْنِی الْإِجَابَةَ وَ قَدْ ضَمِنْتَهَا لِی، وَ لَا تَحْجُبْ دُعَائِی عَنْكَ وَ قَدْ أَمَرْتَنِی بِهِ، وَ امْنُنْ عَلَی بِكُلِّ مَا یصْلِحُنِی فِی دُنْیای وَ آخِرَتِی مَا ذَكَرْتُ مِنْهُ وَ مَا نَسِیتُ، أَوْ أَظْهَرْتُ أَوْ أَخْفَیتُ أَوْ أَعْلَنْتُ أَوْ أَسْرَرْتُ.
بار خدایا همه درخواست‌ هایم را عطا كن، و حاجت‌ هایم را برآور، و مرا از برآوردن (درخواست‌ هایم) باز مدار كه خود آن را برایم ضامن شده ‏اى (بر خویشتن لازم گردانیده ‏اى) و دعایم را از (درگاه) خود منع مفرما كه تو خود مرا به آن امر فرمودى (این دو جمله از دعا اشاره است به قول خدای‌ تعالى «سوره غافر آیه 60»: وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونى‏ اسْتَجِبْ لَكُمْ انَّ الَّذینَ یسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتى‏ سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ؛‏ یعنى و پروردگار شما فرمود بخوانید مرا تا خواسته شما را برآورم، آنان كه از عبادت و پرستش من «مرا خواندن» سركشى كنند به زودى با ذلّت و خوارى در دوزخ در آیند. حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ فرموده: عبادت در قول خداى تعالى: انَّ الَّذینَ یسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتى‏ سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ‏؛ دعاء است، و افضل و برترین عبادت دعاء است) و آنچه در دنیا و آخرت من باعث اصلاح حالم شود به من انعام فرما، از آن یاد آورده یا فراموش كرده باشم (به زبان) اظهار نموده یا (در دل) پنهان داشته ‏ام (براى مردم) آشكار كرده یا (براى دیگرى) در پنهان گفته باشم.
 
(10) وَ اجْعَلْنِی فِی جَمِیعِ ذَلِكَ مِنَ الْمُصْلِحِینَ بِسُؤَالِی إِیاكَ، الْمُنْجِحِینَ بِالطَّلَبِ إِلَیكَ غَیرِ الْمَمْنُوعِینَ بِالتَّوَكُّلِ عَلَیكَ.
و مرا در همه احوال به وسیله درخواستم از تو از جمله اصلاح‏ كنندگان (اندیشه و كردارشان) و به طلب از تو از فیروزى یافتگان (حاجت برآورده شده ‏ها) كه با توكّل و اعتماد بر تو منع و باز داشته نشده ‏اند، قرار ده.
 
(11) الْمُعَوَّدِینَ بِالتَّعَوُّذِ بِكَ، الرَّابِحِینَ فِی التِّجَارَةِ عَلَیكَ، الْمُجَارِینَ بِعِزِّكَ، الْمُوَسَّعِ عَلَیهِمُ الرِّزْقُ الْحَلَالُ مِنْ فَضْلِكَ، الْوَاسِعِ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ، الْمُعَزِّینَ مِنَ الذُّلِّ بِكَ، وَ الْمُجَارِینَ مِنَ الظُّلْمِ بِعَدْلِكَ، وَ الْمُعَافَینَ مِنَ الْبَلَاءِ بِرَحْمَتِكَ، وَ الْمُغْنَینَ مِنَ الْفَقْرِ بِغِنَاكَ، وَ الْمَعْصُومِینَ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الزَّلَلِ وَ الْخَطَاءِ بِتَقْوَاكَ، وَ الْمُوَفَّقِینَ لِلْخَیرِ وَ الرُّشْدِ وَ الصَّوَابِ بِطَاعَتِكَ، وَ الْمُحَالِ بَینَهُمْ وَ بَینَ الذُّنُوبِ بِقُدْرَتِكَ، التَّارِكِینَ لِكُلِّ مَعْصِیتِكَ، السَّاكِنِینَ فِی جِوَارِكَ.
و مرا در جمله كسانى در آور كه به پناه بردن بر تو خو گرفته، و در سوداى با تو سود برده، و به عزّت و توانایى تو پناه برده، كه از فضل و بخشش بسیار تو روزى حلال بر ایشان فراخ گشته، و به وسیله تو از ذلّت و خوارى به عزّت و بزرگوارى رسیده، و از ظلم و ستم به عدل و داد تو پناه جسته، و به رحمت و مهربانیت از بلا و گرفتارى بهبودى یافته، و به بى‌ نیازیت از فقر و بى‌ چیزى توانگر گشته، و بترس از تو از گناهان و لغزش‌ ها و نادرستی‌ ها نگاهداشته شده، و به پیروى از تو به نیكى و راه راست و درست توفیق یافته، و به قدرت تو میان ایشان و گناهان حائل و مانعى در آمده، و هر نافرمانى تو را رها كرده، و در جوار و همسایگى تو آرمیده ‏اند (از هر آفت و بلایى رهایى یافته ‏اند).
 
(12) اللَّهُمَّ أَعْطِنَا جَمِیعَ ذَلِكَ بِتَوْفِیقِكَ وَ رَحْمَتِكَ، وَ أَعِذْنَا مِنْ عَذَابِ السَّعِیرِ، وَ أَعْطِ جَمِیعَ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِثْلَ الَّذِی سَأَلْتُكَ لِنَفْسِی وَ لِوُلْدِی فِی عَاجِلِ الدُّنْیا وَ آجِلِ الْآخِرَةِ، إِنَّكَ قَرِیبٌ مُجِیبٌ سَمِیعٌ عَلِیمٌ عَفُوٌّ غَفُورٌ رَءُوفٌ رَحِیمٌ.
بار خدایا همه آن خواسته‏ ها را به توفیق و جور شدن اسباب كار و رحمت و مهربانیت به ما عطا فرما، و ما را از آزار آتش پناه ده، و مانند آنچه از تو براى خود و فرزندانم در دنیاى كنونى و آخرت آینده خواستم به همه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان ببخش، زیرا تو نزدیك، اجابت كننده، شنوا، دانا، عفو كننده، آمرزنده، مهربان و بخشنده ‏اى (رسول خدا ـ صلّى الله علیه و آله ـ فرموده: هر مؤمنى كه براى مؤمنین و مؤمنات دعا كند خداى عزّ و جل از هر مؤمن و مؤمنه‏ اى كه از اوّل روزگار گذشته یا آنكه تا روز قیامت آینده است مانند آنچه را كه او براى ایشان دعا كرده به او باز می‌ گرداند).
 
(13) وَ آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً، وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ.
و ما را در دنیا حسنه و نیكویى (توفیق عبادت و بندگى) و در آخرت حسنه (بهشت جاوید) عطا فرما، و از عذاب و شكنجه آتش (دوزخ) نگاه‌مان دار.
 
ترجمه و شرح صحیفه کامله سجادیه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط دعای اول: ستایش نمودن خدای عزوجل دعای دوم: درود بر محمد و آل او دعای سوم: درود بر حمله (نگاه دارندگان) عرش دعای چهارم: درود بر كساني كه به پيغمبران ايمان آورده ‏اند دعای پنجم: دعاى آن حضرت براى خود و نزديكانش دعای ششم: دعاى آن حضرت هنگام بامداد و شام دعای هفتم: دعاى آن حضرت در مهمّات و سختي ها دعای هشتم: دعاى آن حضرت در پناه بردن به خدا دعای نهم: دعاى آن حضرت در آرزو داشتن به آمرزش دعای دهم: دعاى آن حضرت در التجاء به خداى تعالى