عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ پنج شنبه ۱۸ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
دعای بیست و یکم: «دُعَاؤُهُ إِذَا حَزَنَهُ أَمْرٌ»
- دعاى آن حضرت هنگامي كه پيشامدى او را اندوهناك می‌ نمود -
 
(وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ إِذَا حَزَنَهُ أَمْرٌ وَ أَهَمَّتْهُ الْخَطَایا:)
دعاى بیست و یكم از دعاهاى امام علیه السّلام است هنگامی كه چیزى او را اندوهگین و گناهان نگرانش می‌ نمود:
 
(1) اللَّهُمَّ یا كَافِی الْفَرْدِ الضَّعِیفِ، وَ وَاقِی الْأَمْرِ الْمَخُوفِ، أَفْرَدَتْنِی الْخَطَایا فَلَا صَاحِبَ مَعِی، وَ ضَعُفْتُ عَنْ غَضَبِكَ فَلَا مُؤَیدَ لِی، وَ أَشْرَفْتُ عَلَى خَوْفِ لِقَائِكَ فَلَا مُسَكِّنَ لِرَوْعَتِی 
بار خدایا اى بى‌ نیاز كننده آنكه تنها و ناتوان است، و اى نگهدارنده (بندگان خود) از چیز ترسناك، گناهان مرا تنها نموده (به سبب آن از رحمتت دور گشته و بی‌ كس مانده ‏ام) و یار و همراهى با من نیست، و از خشم تو (دورى رحمتت) ناتوان شده ‏ام، و نیرو دهنده‏ اى ندارم، و بر ترس دیدار تو (فرمان تو هنگام مرگ و برانگیخته شدن روز قیامت براى بازپرسى) نزدیك گشته ‏ام و تسكین دهنده‏ اى براى ترسم نمی‌‌ باشد.
 
(2) وَ مَنْ یؤْمِنُنِی مِنْكَ وَ أَنْتَ أَخَفْتَنِی، وَ مَنْ یسَاعِدُنِی وَ أَنْتَ أَفْرَدْتَنِی، وَ مَنْ یقَوِّینِی وَ أَنْتَ أَضْعَفْتَنِی 
و كیست مرا ایمن نماید در هنگامی كه تو مرا ترسانده ‏اى، و كیست مرا یارى كند در حالی كه تو مرا تنها گذارده ‏اى، و كیست مرا توانایى دهد در حالی كه تو مرا ناتوان ساخته ‏اى؟
 
(3) لَا یجِیرُ، یا إِلَهِی، إِلَّا رَبٌّ عَلَى مَرْبُوبٍ، وَ لَا یؤْمِنُ إِلَّا غَالِبٌ عَلَى مَغْلُوبٍ، وَ لَا یعِینُ إِلَّا طَالِبٌ عَلَى مَطْلُوبٍ. 
پناه نمی‌‌ دهد (كسى دیگرى را) اى خداى من، جز پروردگار پرورده شده ‏اى را، و ایمن نمی‌‌ سازد مگر غلبه كننده، شكست خورده ‏اى را، و یارى نمی‌‌ كند مگر جوینده یافته ‏اى را (كه از پیش او به‌ در نمی‌‌ تواند رفت)؟
 
(4) وَ بِیدِكَ، یا إِلَهِی، جَمِیعُ ذَلِكَ السَّبَبِ، وَ إِلَیكَ الْمَفَرُّ وَ الْمَهْرَبُ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَجِرْ هَرَبِی، وَ أَنْجِحْ مَطْلَبِی.
و همه آنها (پناه دادن، آسوده ساختن و یارى نمودن) اى خداى من، به دست (قدرت و توانایی) تو است، و فرار و گریز (از سختی‌ ها) به‌ سوی تو است، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و گریختنم را پناه ده، و خواسته ‏ام را روا ساز.
 
(5) اللَّهُمَّ إِنَّكَ إِنْ صَرَفْتَ عَنِّی وَجْهَكَ الْكَرِیمَ أَوْ مَنَعْتَنِی فَضْلَكَ الْجَسِیمَ أَوْ حَظَرْتَ عَلَی رِزْقَكَ أَوْ قَطَعْتَ عَنِّی سَبَبَكَ لَمْ أَجِدِ السَّبِیلَ إِلَى شَی‏ءٍ مِنْ أَمَلِی غَیرَكَ، وَ لَمْ أَقْدِرْ عَلَى مَا عِنْدَكَ بِمَعُونَةِ سِوَاكَ، فَإِنِّی عَبْدُكَ وَ فِی قَبْضَتِكَ، نَاصِیتِی بِیدِكَ. 
بار خدایا اگر روى نیكویت را از من بگردانى (مرا از درگاهت برانى) یا احسان و نیكى بزرگت را از من باز دارى یا روزیت را بر من دریغ نمایی یا رشته (رحمت) خود را از من بگسلى جز تو راهى به چیزى از آرزویم نمی‌‌ یابم، و به آنچه نزد تو است به كمك غیر تو دسترسى ندارم، زیرا من بنده تو و در مشت توام، موى پیشانى من به دست تو است (مغلوب و زیر دست توام).
 
(6) لَا أَمْرَ لِی مَعَ أَمْرِكَ، مَاضٍ فِی حُكْمُكَ، عَدْلٌ فِی قَضَاؤُكَ، وَ لَا قُوَّةَ لِی عَلَى الْخُرُوجِ مِنْ سُلْطَانِكَ، وَ لَا أَسْتَطِیعُ مُجَاوَزَةَ قُدْرَتِكَ، وَ لَا أَسْتَمِیلُ هَوَاكَ، وَ لَا أَبْلُغُ رِضَاكَ، وَ لَا أَنَالُ مَا عِنْدَكَ إِلَّا بِطَاعَتِكَ وَ بِفَضْلِ رَحْمَتِكَ. 
با بودن فرمان تو مرا فرمانى نیست، فرمانت درباره من روان و آنچه برایم مقدّر ساخته ‏اى از روى عدل و داد است، مرا توانایی بیرون رفتن از سلطنت تو نمی‌‌ باشد، و نمی‌‌ توانم از قدرت تو تجاوز كرده پا بیرون گذارم، و توانا نیستم كه محبّت و دوستى تو را (به خود) متوجّه گردانم، و به خشنودیت نمی‌‌ رسم، و به آنچه نزد تو است (خیر و نیكى دنیا و آخرت) جز به فرمانبرى و فزونى رحمتت دسترسى ندارم.
 
(7) إِلَهِی أَصْبَحْتُ وَ أَمْسَیتُ عَبْداً دَاخِراً لَكَ، لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِی نَفْعاً وَ لَا ضَرّاً إِلَّا بِكَ، أَشْهَدُ بِذَلِكَ عَلَى نَفْسِی، وَ أَعْتَرِفُ بِضَعْفِ قُوَّتِی وَ قِلَّةِ حِیلَتِی، فَأَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی، وَ تَمِّمْ لِی مَا آتَیتَنِی، فَإِنِّی عَبْدُكَ الْمِسْكِینُ الْمُسْتَكِینُ الضَّعِیفُ الضَّرِیرُ الْحَقِیرُ الْمَهِینُ الْفَقِیرُ الْخَائِفُ الْمُسْتَجِیرُ.
بار خدایا صبح و شام كردم در حالی كه بنده خوار توام، و جز به كمك تو بر سود و زیان خویش توانا نیستم، درباره خود به آنچه گفتم گواهى می‌ دهم، و به ناتوانى و بیچارگى خویشتن اقرار دارم، پس به آنچه (روا كردن دعا) به من وعده دادى وفا كن، و آنچه عطا كرده ‏اى كامل گردان (از بین مبر و تغییرى در آن مده) زیرا من بنده بى‌ چیز، فروتن، ناتوان، بد حال، كوچك، خوار، نیازمند ترسان و زینهار خواه تو هستم.
 
(8) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تَجْعَلْنِی نَاسِیاً لِذِكْرِكَ فِیمَا أَوْلَیتَنِی، وَ لَا غَافِلًا لِإِحْسَانِكَ فِیمَا أَبْلَیتَنِی، وَ لَا آیساً مِنْ إِجَابَتِكَ لِی وَ إِنْ أَبْطَأَتْ عَنِّی، فِی سَرَّاءَ كُنْتُ أَوْ ضَرَّاءَ، أَوْ شِدَّةٍ أَوْ رَخَاءٍ، أَوْ عَافِیةٍ أَوْ بَلَاءٍ، أَوْ بُؤْسٍ أَوْ نَعْمَاءَ، أَوْ جِدَةٍ أَوْ لَأْوَاءَ، أَوْ فَقْرٍ أَوْ غِنًى.
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا به یاد كردن (سپاس) خود در آنچه (نعمت‌ هایی كه) به من عطاء فرمودى فراموشكار مگردان، و به احسانت در آنچه به من بخشیده ‏اى غافل مساز، و از روا ساختن درخواستم اگر چه به كندى پیش رود نومیدم مفرما، خوش باشم یا ناخوش، سخت یا خوشگذران، تندرست یا گرفتار، حاجتمند و بد حال یا در نعمت، فراخ روزى یا تنگ زندگى، نیازمند یا بى نیاز.
 
(9) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ ثَنَائِی عَلَیكَ، وَ مَدْحِی إِیاكَ، وَ حَمْدِی لَكَ فِی كُلِّ حَالاتِی حَتَّى لَا أَفْرَحَ بِمَا آتَیتَنِی مِنَ الدُّنْیا، وَ لَا أَحْزَنَ عَلَى مَا مَنَعْتَنِی فِیهَا، وَ أَشْعِرْ قَلْبِی تَقْوَاكَ، وَ اسْتَعْمِلْ بَدَنِی فِیمَا تَقْبَلُهُ مِنِّی، وَ اشْغَلْ بِطَاعَتِكَ نَفْسِی عَنْ كُلِّ مَا یرِدُ عَلَی حَتَّى لَا أُحِبَّ شَیئاً مِنْ سُخْطِكَ، وَ لَا أَسْخَطَ شَیئاً مِنْ رِضَاكَ. 
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا در هر حال به ستایش و نیایش و سپاسگزاریت بر گمار تا به آنچه از دنیا به من داده ‏اى (زن، فرزند، دارائى، مقام و جاه و مانند آنها) شاد نگردم، و به آنچه مرا از آن باز داشته‏ اى (عطا نفرموده ‏اى) اندوهگین نشوم، و شعار دلم را به پرهیزكارى از خود بنما (تقوى و ترس از خود را روش من گردان) و بدنم را در آنچه از من مى‏ پذیرى (طاعت و بندگى) به كار دار، و مرا از هر چه به من رو آورد (نیك و بد دنیا) به طاعت و بندگیت وادار تا چیزى را كه تو به خشم می‌ آیى دوست نداشته و از چیزى كه رضا و خشنودى تو است به خشم نیایم (كه رضاى به قضا و آنچه خدا مقدّر فرموده آنست كه بنده دوست بدارد آنچه خدا دوست می‌ دارد، و به خشم بیاید از آنچه خدا به خشم می‌ آید، از انس ابن مالك روایت شده كه گفت: ده سال نوكرى پیغمبر صلّى الله علیه و آله نمودم، چیزى كه انجام دادم نفرمود: چرا انجام دادى؟ و چیزی كه به‌ جا نیاوردم نفرمود: چرا به‌ جا نیاوردى؟؟ و چیزی كه بود نفرمود: كاش نبود، و چیزی كه نبود نفرمود: كاش بود، و می‌ فرمود: اگر مقدّر بود می‌ بود). 
 
(10) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ فَرِّغْ قَلْبِی لِمَحَبَّتِكَ، وَ اشْغَلْهُ بِذِكْرِكَ، وَ انْعَشْهُ‏ بِخَوْفِكَ وَ بِالْوَجَلِ مِنْكَ، وَ قَوِّهِ بِالرَّغْبَةِ إِلَیكَ، وَ أَمِلْهُ إِلَى طَاعَتِكَ، وَ أَجْرِ بِهِ فِی أَحَبِّ السُّبُلِ إِلَیكَ، وَ ذَلِّلْهُ بِالرَّغْبَةِ فِیمَا عِنْدَكَ أَیامَ حَیاتِی كُلِّهَا. 
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و دلم را براى محبّت و دوستى خویش (از محبّت هر چه جز تو است) خالى ساز، و به یاد خود مشغول گردان، و به ترس و بیم از خویشتن (كه با آن گناهى نشود) بلند مرتبه‏ اش فرما، و به رغبت به‌ سوی خود (تو را خواستن) توانایش نما، و به فرمانبریت متوجّه كن، و در خوشایندترین راه‌ هاى به‌ سوی خود روانه‏ اش فرما، و در تمام روزهاى زندگانیم آن را به خواستن آنچه (عطاهایت) نزد تو است رام نما.
 
(11) وَ اجْعَلْ تَقْوَاكَ مِنَ الدُّنْیا زَادِی، وَ إِلَى رَحْمَتِكَ رِحْلَتِی، وَ فِی مَرْضَاتِكَ مَدْخَلِی، وَ اجْعَلْ فِی جَنَّتِكَ مَثْوَای، وَ هَبْ لِی قُوَّةً أَحْتَمِلُ بِهَا جَمِیعَ مَرْضَاتِكَ، وَ اجْعَلْ فِرَارِی إِلَیكَ، وَ رَغْبَتِی فِیمَا عِنْدَكَ، وَ أَلْبِسْ قَلْبِی الْوَحْشَةَ مِنْ شِرَارِ خَلْقِكَ، وَ هَبْ لِی الْأُنْسَ بِكَ وَ بِأَوْلِیائِكَ وَ أَهْلِ طَاعَتِكَ. 
و تقوى و ترس از كیفر خود را از دنیا (براى سفر آخرت) توشه ‏ام، و سفر مرا به‌ سوی رحمتت، و ورود مرا (روز رستاخیز) در خوشنودیت، و جایم را در بهشتت گردان، و مرا توانایی بخش كه با آن، همه خوشنودى تو را بردارم، و گریزم را به‌ سوی خود، و خواهشم را در آنچه نزد تو است قرار ده، و دلم را از بدهاى خلق خویش (گناهكاران) برهان، و خو گرفتن به خود و دوستانت (پیغمبران و اوصیاء) و پیروانت (مؤمنین) را به من ببخش.
 
(12) وَ لَا تَجْعَلْ لِفَاجِرٍ وَ لَا كَافِرٍ عَلَی مِنَّةً، وَ لَا لَهُ عِنْدِی یداً، وَ لَا بِی إِلَیهِمْ حَاجَةً، بَلِ اجْعَلْ سُكُونَ قَلْبِی وَ أُنْسَ نَفْسِی وَ اسْتِغْنَائِی وَ كِفَایتِی بِكَ وَ بِخِیارِ خَلْقِكَ. 
و براى گناهكار و كافر بر من منّت قرار مده، و براى او نزد من نعمت و مرا به ایشان حاجت و درخواستى مگذار، بلكه آرامش دل و الفت جان و بى نیازى و كارگزارى مرا به خود و به نیكان خلق خویش قرار ده (مردى به حضرت صادق علیه السّلام گفت: فدایت شوم از خدا بخواه كه مرا از خلقش بى نیاز گرداند، حضرت فرمود: خداوند روزى هر كه را به دست هر كه بخواهد تقسیم نموده «چون انسان از معاشرت و نیازمندى به هم‌ جنس خود ناچار است چنین درخواستى مورد ندارد» ولى از خدا می‌ خواهم كه تو را از حاجت و درخواست به مردم پست و فرومایه بى نیاز گرداند).
 
(13) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْنِی لَهُمْ قَرِیناً، وَ اجْعَلْنِی لَهُمْ نَصِیراً، وَ امْنُنْ عَلَی بِشَوْقٍ إِلَیكَ، وَ بِالْعَمَلِ لَكَ بِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى، إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَی‏ءٍ قَدِیرٌ، وَ ذَلِكَ عَلَیكَ یسِیرٌ.
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا با ایشان همنشین (پیرو) و یارى كننده به آنان گردان، و به شوق و دل باختگى به خود و به انجام آنچه دوست دارى و خشنود می‌ گردى بر من منّت گزار (توفیق عطا فرما) زیرا تو بر هر چیز توانایی، و خواسته من براى تو آسان است.
 
ترجمه و شرح صحیفه کامله سجادیه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط دعای اول: ستایش نمودن خدای عزوجل دعای دوم: درود بر محمد و آل او دعای سوم: درود بر حمله (نگاه دارندگان) عرش دعای چهارم: درود بر كساني كه به پيغمبران ايمان آورده ‏اند دعای پنجم: دعاى آن حضرت براى خود و نزديكانش دعای ششم: دعاى آن حضرت هنگام بامداد و شام دعای هفتم: دعاى آن حضرت در مهمّات و سختي ها دعای هشتم: دعاى آن حضرت در پناه بردن به خدا دعای نهم: دعاى آن حضرت در آرزو داشتن به آمرزش دعای دهم: دعاى آن حضرت در التجاء به خداى تعالى