عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ دوشنبه ۲۰ آبان
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
دعای شانزدهم: «دُعَاؤُهُ فِی الِاسْتِقَالَةِ»
- دعاى آن حضرت در درخواست بخشش گناهان -
 
(وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ إِذَا اسْتَقَالَ مِنْ ذُنُوبِهِ، أَوْ تَضَرَّعَ فِی طَلَبِ الْعَفْوِ عَنْ عُیوبِهِ:)
دعاى شانزدهم از دعاهاى امام علیه السّلام است هنگامی كه (به درگاه خداى تعالى) از گناهان گذشت می‌ طلبید، یا در درخواست بخشش از ناپسندیده ‏ها تضرّع می‌ نمود:
 
(1) اللَّهُمَّ یا مَنْ بِرَحْمَتِهِ یسْتَغیثُ الْمُذْنِبُونَ 
بار خدایا اى آنكه گناهكاران به سبب رحمت او فریادرسى می‌ جویند. 
 
(2) وَ یا مَنْ إِلَى ذِكْرِ إِحْسَانِهِ یفْزَعُ الْمُضْطَرُّونَ
و اى آنكه بیچارگان به یاد احسان و خوشرفتارى او پناه می‌ برند.
 
(3) وَ یا مَنْ لِخِیفَتِهِ ینْتَحِبُ الْخَاطِئُونَ
و اى آنكه خطاكاران از ترس او سخت می‌ گیرند.
 
(4) یا أُنْسَ كُلِّ مُسْتَوْحِشٍ غَرِیبٍ، وَ یا فَرَجَ كُلِّ مَكْرُوبٍ كَئِیبٍ، وَ یا غَوْثَ كُلِّ مَخْذُولٍ فَرِیدٍ، وَ یا عَضُدَ كُلِّ مُحْتَاجٍ طَرِیدٍ
اى آرام دل هر دور از وطن كه از تنهائى دلگیر است، و اى شادى هر اندوهگین دل شكسته ‏اى، و اى فریادرس هر خوار شده تنها مانده ‏اى، و اى مددكار هر نیازمند رانده ‏اى.
 
(5) أَنْتَ الَّذِی‏ وَسِعْتَ كُلَّ شَی‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً
تو آنى كه با رحمت و علم هر چیز (كلّى و جزئى) را فرا گرفته ‏اى.
 
(6) وَ أَنْتَ الَّذِی جَعَلْتَ لِكُلِّ مَخْلُوقٍ فِی نِعَمِكَ سَهْماً
و تو آنى كه براى هر آفریده شده‏ اى در نعمت‌ هاى خود بهره قرار داده ‏اى.
 
(7) وَ أَنْتَ الَّذِی عَفْوُهُ أَعْلَى مِنْ عِقَابِهِ
و تو آنى كه بخشش از كیفرش برتر است (حبیب ابن حرث به رسول خدا صلّى الله علیه و آله گفت: من مردى هستم بسیار گناهكار، حضرت به او فرمود: اى حبیب به درگاه خدا توبه كن، گفت: توبه می‌ كنم باز هم مرتكب می‌ شوم، فرمود: هر چه گناه كردى توبه كن تا اینكه فرمود: اى حبیب عفو خدا از گناهان تو بیشتر است).
 
(8) وَ أَنْتَ الَّذِی تَسْعَى رَحْمَتُهُ أَمَامَ غَضَبِهِ.
و تو اینكه رحمت او بر غضبش پیشى می‌ گیرد.
 
(9) وَ أَنْتَ الَّذِی عَطَاؤُهُ أَكْثَرُ مِنْ مَنْعِهِ.
و تو آنى كه بخشش او از منع و بازداشتش افزون است.
 
(10) وَ أَنْتَ الَّذِی اتَّسَعَ الْخَلَائِقُ كُلُّهُمْ فِی وُسْعِهِ.
و تو آنى كه همه آفریده‌ شدگان در قدرت او گنجیده ‏اند (توانایى او به هر چیز احاطه دارد).
 
(11) وَ أَنْتَ الَّذِی لَا یرْغَبُ فِی جَزَاءِ مَنْ أَعْطَاهُ.
و تو آنى كه به هر كه نعمت داد پاداش نخواست.
 
(12) وَ أَنْتَ الَّذِی لَا یفْرِطُ فِی عِقَابِ مَنْ عَصَاهُ.
تو آنى كه در كیفر گناهكاران افراط (تجاوز از حدّ) نمی‌‌ كند (اگر گفته شود: از این جمله بر می‌ آید كه كیفر هر گناهكارى به قدر استحقاق او است در صورتی كه كفر كافر با مرگ او پایان می‌ یابد و كیفر او همیشگى است؟ در پاسخ می‌ گویم: كافر اگر همیشه زندگانى می‌ كرد بر كفر باقى بود، پس كیفر همیشگى او براى اعتقادى است كه پایان ندارد).
 
(13) وَ أَنَا، یا إِلَهِی، عَبْدُكَ الَّذِی أَمَرْتَهُ بِالدُّعَاءِ فَقَالَ: لَبَّیكَ وَ سَعْدَیكَ، هَا أَنَا ذَا، یا رَبِّ، مَطْرُوحٌ بَینَ یدَیكَ.
و من، اى خداى من، بنده توام كه او را به دعاء امر فرمودى و گفت: لبیك و سعدیك یعنى اطاعت می‌ كنم و فرمانت بجا می‌ آورم (لبیك بدون سعدیك استعمال می‌ شود، و سعدیك بى لبیك استعمال نمی‌‌ شود) اینك منم، اى پروردگار، بنده ‏ای كه در پیشگاهت افتاده.
 
(14) أَنَا الَّذِی أَوْقَرَتِ الْخَطَایا ظَهْرَهُ، وَ أَنَا الَّذِی أَفْنَتِ الذُّنُوبُ عُمُرَهُ، وَ أَنَا الَّذِی بِجَهْلِهِ عَصَاكَ، وَ لَمْ تَكُنْ أَهْلًا مِنْهُ لِذَاكَ.
منم آنكه خطاها پشتش را سنگین كرده، و منم آنكه گناهان عمرش را به سر رسانده (عمر را در گناهان گذرانده) و منم آنكه با نادانى (اندیشه نكردن در پایان كار) تو را نافرمانى كرده و حال آنكه تو شایسته نافرمانى او نبودى.
 
(15) هَلْ أَنْتَ، یا إِلَهِی، رَاحِمٌ مَنْ دَعَاكَ فَأُبْلِغَ فِی الدُّعَاءِ أَمْ أَنْتَ غَافِرٌ لِمَنْ بَكَاكَ فَأُسْرِعَ فِی الْبُكَاءِ أَمْ أَنْتَ مُتَجَاوِزٌ عَمَّنْ عَفَّرَ لَكَ وَجْهَهُ تَذَلُّلًا أَمْ أَنْتَ مُغْنٍ مَنْ شَكَا إِلَیكَ، فَقْرَهُ تَوَكُّلًا
آیا تو، اى خداى من، به هر كه تو را بخواند رحم‌ كننده ‏اى تا در دعا بكوشم؟ یا هر كه را در پیشگاهت گریه كند آمرزنده ‏اى تا در گریه بشتابم؟ یا هر كه را كه از خوارى در درگاهت روى خود به خاك مالد بخشنده ‏اى؟ یا هر كه را كه با توكّل از فقر و بى‌ چیزى به تو شكوه كند بى‏ نیاز كننده‏ اى؟
 
(16) إِلَهِی لَا تُخَیبْ مَنْ لَا یجِدُ مُعْطِیاً غَیرَكَ، وَ لَا تَخْذُلْ مَنْ لَا یسْتَغْنِی عَنْكَ بِأَحَدٍ دُونَكَ.
بار خدایا نومید مكن كسى را كه جز تو بخشنده ‏اى نمی‌‌ یابد، و خوار مكن كسى را كه از تو به كسى جز تو بى‏ نیاز نمی‌‌ گردد.
 
(17) إِلَهِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تُعْرِضْ عَنِّی وَ قَدْ أَقْبَلْتُ عَلَیكَ، وَ لَا تَحْرِمْنِی وَ قَدْ رَغِبْتُ إِلَیكَ، وَ لَا تَجْبَهْنِی بِالرَّدِّ وَ قَدِ انْتَصَبْتُ بَینَ یدَیكَ.
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و از من روى مگردان در حالی كه به تو رو آورده ‏ام، و نومیدم مفرما هنگامی كه از تو درخواست نموده ‏ام، و اكنون كه در پیشگاهت ایستاده ‏ام دست رد بر پیشانیم مزن (مرا نومید باز مگردان).
 
(18) أَنْتَ الَّذِی وَصَفْتَ نَفْسَكَ بِالرَّحْمَةِ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْحَمْنِی، وَ أَنْتَ الَّذِی سَمَّیتَ نَفْسَكَ بِالْعَفْوِ فَاعْفُ عَنِّی
تو آنى كه خود را به رحمت وصف فرموده ‏اى، بر محمّد و آل او درود فرست، و به من رحم كن، و تو آنى كه خود را بخشنده نامیدى مرا ببخش.
 
(19) قَدْ تَرَى یا إِلَهِی، فَیضَ دَمْعِی مِنْ خِیفَتِكَ، وَ وَجِیبَ قَلْبِی مِنْ خَشْیتِكَ، وَ انْتِقَاضَ جَوَارِحِی مِنْ هَیبَتِكَ
اى خداى من، روان شدن اشكم را از ترست، و نگرانى دلم را از بیم عظمتت، و لرزیدن اندامم را از شكوه و بزرگیت می‌ بینى.
 
(20) كُلُّ ذَلِكَ حَیاءٌ مِنْكَ لِسُوءِ عَمَلِی، وَ لِذَاكَ خَمَدَ صَوْتِی عَنِ الْجَأْرِ إِلَیكَ، وَ كَلَّ لِسَانِی عَنْ مُنَاجَاتِكَ.
همه این‏ها از شرمندگى از تو است براى بد رفتاریم، و از این رو صداى تضرّع و زاریم به درگاهت گرفته، و زبان راز و نیاز با توام كند گردیده است.
 
(21) یا إِلَهِی فَلَكَ الْحَمْدُ فَكَمْ مِنْ عَائِبَةٍ سَتَرْتَهَا عَلَی فَلَمْ تَفْضَحْنِی، وَ كَمْ مِنْ ذَنْبٍ غَطَّیتَهُ عَلَی فَلَمْ تَشْهَرْنِی، وَ كَمْ مِنْ شَائِبَةٍ أَلْمَمْتُ بِهَا فَلَمْ تَهْتِكْ عَنِّی سِتْرَهَا، وَ لَمْ تُقَلِّدْنِی مَكْرُوهَ شَنَارِهَا، وَ لَمْ تُبْدِ سَوْءَاتِهَا لِمَنْ یلْتَمِسُ مَعَایبِی مِنْ جِیرَتِی، وَ حَسَدَةِ نِعْمَتِكَ عِنْدِی
اى خداى من سپاس تو را است كه چه بسیار عیب مرا پوشاندى، و (نزد مردم) رسوایم نكردى، و چه بسیار گناه مرا پنهان نمودى و (به آن نزد دیگران) معروفم ننمودى، و چه بسا زشتى (گناه) كه بجا آوردم و پرده مرا ندریدى، و طوق ناپسندى و زشتى آن را به گردنم نیانداختى، و بدی‌ هاى آن را بر همسایگانم كه در جستجوى عیب‌ هایم هستند و بر رشگ‌ بران نعمتى كه به من داده ‏اى آشكار نساختى.
 
(22) ثُمَّ لَمْ ینْهَنِی ذَلِكَ عَنْ أَنْ جَرَیتُ إِلَى سُوءِ مَا عَهِدْتَ مِنِّی!
پس آن همه مهربانی‌ ها مرا از دنبال كردن به بدى آنچه تو از من می‌ دانى باز نداشت!!
 
(23) فَمَنْ أَجْهَلُ مِنِّی، یا إِلَهِی، بِرُشْدِهِ وَ مَنْ أَغْفَلُ مِنِّی عَنْ حَظِّهِ وَ مَنْ أَبْعَدُ مِنِّی مِنِ اسْتِصْلَاحِ نَفْسِهِ حِینَ أُنْفِقُ مَا أَجْرَیتَ عَلَی مِنْ رِزْقِكَ فِیمَا نَهَیتَنِی عَنْهُ مِنْ مَعْصِیتِكَ وَ مَنْ أَبْعَدُ غَوْراً فِی الْبَاطِلِ، وَ أَشَدُّ إِقْدَاماً عَلَى السُّوءِ مِنِّی حِینَ أَقِفُ بَینَ دَعْوَتِكَ وَ دَعْوَةِ الشَّیطَانِ فَأَتَّبِعُ دَعْوَتَهُ عَلَى غَیرِ عَمًى مِنِّی فِی مَعْرِفَةٍ بِهِ وَ لَا نِسْیانٍ مِنْ حِفْظِی لَهُ‏
اى خداى من، كیست به رستگارى خود از من نادان‏ تر و از بهره خود فراموشكارتر و از اصلاح و سازگار نمودن نفس خود دورتر در حالی كه روزى را كه بر من رسانده ‏اى در نافرمانیت كه مرا از آن بازداشتى صرف می‌ كنم؟ و كیست از من در نادرستى فرو رونده ‏تر و بر اقدام به بدى سخت‌ تر هنگامی كه بین دعوت تو (به سعادت و نیك بختى) و دعوت شیطان (به شقاوت و بدبختى) می‌ ایستم پس (با اینكه در پذیرفتن هر یك از آن دو دعوت توانا هستم) دعوت شیطان را نه از روى نابینائى در شناختن او و نه از روى فراموشى (گمراه كردن) او می‌ پذیرم؟
 
(24) وَ أَنَا حِینَئِذٍ مُوقِنٌ به آن مُنْتَهَى دَعْوَتِكَ إِلَى الْجَنَّةِ، وَ مُنْتَهَى دَعْوَتِهِ إِلَی النَّارِ.
و من در این هنگام باور دارم كه سرانجام (نتیجه) دعوت تو بهشت و انجام دعوت او آتش است.
 
(25) سُبْحَانَكَ!! مَا أَعْجَبَ مَا أَشْهَدُ بِهِ عَلَى نَفْسِی، وَ أُعَدِّدُهُ مِنْ مَكْتُومِ أَمْرِی.
منزّه و پاكى (شگفتا) چه شگفت ‏آور است آنچه درباره خود به آن گواهى می‌ دهم، و كار پنهانى خویش را شمارش می‌ نمایم (آشكار می‌ سازم).
 
(26) وَ أَعْجَبُ مِنْ ذَلِكَ أَنَاتُكَ عَنِّی، وَ إِبْطَاؤُكَ عَنْ مُعَاجَلَتِی، وَ لَیسَ ذَلِكَ مِنْ كَرَمِی عَلَیكَ، بَلْ تَأَنِّیاً مِنْكَ لِی، وَ تَفَضُّلًا مِنْكَ عَلَی لِأَنْ أَرْتَدِعَ عَنْ مَعْصِیتِكَ الْمُسْخِطَةِ، وَ أُقْلِعَ عَنْ سَیئَاتِی الْمُخْلِقَةِ، وَ لِأَنَّ عَفْوَكَ عَنِّی أَحَبُّ إِلَیكَ مِنْ عُقُوبَتِی
و شگفت تو از آن بردبارى تو درباره من و درنگ تو از زود به كیفر رسانیدن من است، و این نه براى گرامى بودن من نزد تو است، بلكه براى مدارا و خوش رفتارى و احسان تو است بر من تا از معصیت خشم‌ آور تو دست بردارم، و از گناهان خوار كننده خود را باز دارم، و براى آنست كه گذشتن از من نزد تو از به كیفر رساندن من خوشایندتر است (زیرا عفو و بخشیدن مقتضى رحمت است و عقوبت و كیفر مقتضى غضب است، و رحمت مقدّم بر غضب است).
 
(27) بَلْ أَنَا، یا إِلَهِی، أَكْثَرُ ذُنُوباً، وَ أَقْبَحُ آثَاراً، وَ أَشْنَعُ أَفْعَالًا، وَ أَشَدُّ فِی الْبَاطِلِ تَهَوُّراً، وَ أَضْعَفُ عِنْدَ طَاعَتِكَ تَیقُّظاً، وَ أَقَلُّ لِوَعِیدِكَ انْتِبَاهاً وَ ارْتِقَاباً مِنْ أَنْ أُحْصِی لَكَ عُیوبِی، أَوْ أَقْدِرَ عَلَى ذِكْرِ ذُنُوبِی.
و من، اى خداى من، گناهانم بیشتر و نشانه‏ هایم (كارهایم كه اثرى از آن مانده است) زشت‌ تر و كردارهایم بدتر و بى‏ باكیم در نادرستى سخت‌ تر و بیداریم هنگام طاعت تو سست‌ تر و آگاهى و مراقبتم به تهدید و ترساندن تو از كیفرت كمتر از آنست كه زشتی‌ هاى‏ خود را براى تو بشمارم، یا بر یادآورى گناهانم توانا باشم.
 
(28) وَ إِنَّمَا أُوَبِّخُ بِهَذَا نَفْسِی طَمَعاً فِی رَأْفَتِكَ الَّتِی بِهَا صَلَاحُ أَمْرِ الْمُذْنِبِینَ، وَ رَجَاءً لِرَحْمَتِكَ الَّتِی بِهَا فَكَاكُ رِقَابِ الْخَاطِئِینَ.
و اینكه خود را به این سخنان سرزنش می‌ نمایم براى طمع در مهربانى تو است كه اصلاح كار گناهكاران به آنست، و براى امید به رحمت تو است كه رهایی گردن خطاكاران به آنست.
 
(29) اللَّهُمَّ وَ هَذِهِ رَقَبَتِی قَدْ أَرَقَّتْهَا الذُّنُوبُ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَعْتِقْهَا بِعَفْوِكَ، وَ هَذَا ظَهْرِی قَدْ أَثْقَلَتْهُ الْخَطَایا، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ خَفِّفْ عَنْهُ بِمَنِّكَ
بار خدایا این گردن من است كه (اندوه) گناهان آن را باریك كرده، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و به عفو خود آن را (از كیفرت) آزاد كن، و این پشت من است كه خطاها آن را سنگین كرده، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و به انعام خود آن را سبك نما.
 
(30) یا إِلَهِی لَوْ بَكَیتُ إِلَیكَ حَتَّى تَسْقُطَ أَشْفَارُ عَینَی، وَ انْتَحَبْتُ حَتَّى ینْقَطِعَ صَوْتِی، وَ قُمْتُ لَكَ حَتَّى تَتَنَشَّرَ قَدَمَای، وَ رَكَعْتُ لَكَ حَتَّى ینْخَلِعَ صُلْبِی، وَ سَجَدْتُ لَكَ حَتَّى تَتَفَقَّأَ حَدَقَتَای، وَ أَكَلْتُ تُرَابَ الْأَرْضِ طُولَ عُمُرِی، وَ شَرِبْتُ مَاءَ الرَّمَادِ آخِرَ دَهْرِی، وَ ذَكَرْتُكَ فِی خِلَالِ ذَلِكَ حَتَّى یكِلَّ لِسَانِی، ثُمَّ لَمْ أَرْفَعْ طَرْفِی إِلَى آفَاقِ السَّمَاءِ اسْتِحْیاءً مِنْكَ مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذَلِكَ مَحْوَ سَیئَةٍ وَاحِدَةٍ مِنْ سَیئَاتِی.
اى خداى من اگر در پیشگاه تو بگریم تا پلك‌ هاى چشمانم بیافتد، و به آواز بلند بنالم تا صدایم قطع گردد، و در برابر تو بایستم تا پاهایم ورم كند، و براى تو ركوع كنم (خم شود) تا استخوان پشتم از جا كنده شود، و تو را سجده نمایم (پیشانى به خاك نهم) تا اینكه سیاهى (یا كاسه) چشم‌ هایم پنهان شود (به گودى رود) و همه عمر خاك زمین بخورم و تا پایان زندگى آب خاكسترآلود بیاشامم، و در بین این‏ها به ذكر تو گویا باشم تا زبانم كند شود، سپس از شرمندگى از تو چشم به اطراف آسمان نیاندازم، با این رفتارها سزاوار از بین بردن گناهى از گناهانم نمی‌‌ گردم.
 
(31) وَ إِنْ كُنْتَ تَغْفِرُ لِی حِینَ أَسْتَوْجِبُ مَغْفِرَتَكَ، وَ تَعْفُو عَنِّی حِینَ أَسْتَحِقُّ عَفْوَكَ فَإِنَّ ذَلِكَ غَیرُ وَاجِبٍ لِی بِاسْتِحْقَاقٍ، وَ لَا أَنَا أَهْلٌ لَهُ بِاسْتِیجَابٍ، إِذْ كَانَ جَزَائِی مِنْكَ فِی أَوَّلِ مَا عَصَیتُكَ النَّارَ، فَإِنْ تُعَذِّبْنِی فَأَنْتَ غَیرُ ظَالِمٍ لِی.
و اگر مرا بیامرزى هنگامی كه آمرزش تو را سزاوار گردم، و ببخشى آنگاه كه شایسته عفو تو شوم پس آن آمرزش و بخشیدن از روى شایستگى من لازم نگشته (بلكه از فضل و احسان تو بوده) زیرا جزاى من از تو در نخستین بار كه تو را معصیت كردم آتش بوده، پس اگر مرا كیفر نمائى درباره من ستم ننموده ‏اى.
 
(32) إِلَهِی فَإِذْ قَدْ تَغَمَّدْتَنِی بِسِتْرِكَ فَلَمْ تَفْضَحْنِی، وَ تَأَنَّیتَنِی بِكَرَمِكَ فَلَمْ تُعَاجِلْنِی، وَ حَلُمْتَ عَنِّی بِتَفَضُّلِكَ فَلَمْ تُغَیرْ نِعْمَتَكَ عَلَی، وَ لَمْ تُكَدِّرْ مَعْرُوفَكَ عِنْدِی، فَارْحَمْ طُولَ تَضَرُّعِی وَ شِدَّةَ مَسْكَنَتِی، وَ سُوءَ مَوْقِفِی.
اى خداى من چون (گناهان) مرا پرده (عفو) خود پوشاندى و رسوایم نكردى، و با بخشش خود با من خوش رفتارى نمودى و در كیفرم شتاب نكردى، و از فضل و احسان خویش درباره من بردبارى نمودى و نعمت را از من نگرفتى، و احسانت را به من (به غم و اندوه) تیره نساختى، پس بر بسیارى زارى و سختى فقر و بى ‏چیزى و بدى جایگاهم رحم فرما.
 
(33) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ قِنِی مِنَ الْمَعَاصِی، وَ اسْتَعْمِلْنِی بِالطَّاعَةِ، وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْإِنَابَةِ، وَ طَهِّرْنِی بِالتَّوْبَةِ، وَ أَیدْنِی بِالْعِصْمَةِ، وَ اسْتَصْلِحْنِی بِالْعَافِیةِ، وَ أَذِقْنِی حَلَاوَةَ الْمَغْفِرَةِ، وَ اجْعَلْنِی طَلِیقَ عَفْوِكَ، وَ عَتِیقَ رَحْمَتِكَ، وَ اكْتُبْ لِی أَمَاناً مِنْ سُخْطِكَ، وَ بَشِّرْنِی بِذَلِكَ فِی الْعَاجِلِ دُونَ الْآجِلِ، بُشْرَى أَعْرِفُهَا، وَ عَرِّفْنِی فِیهِ عَلَامَةً أَتَبَینُهَا.
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا از گناهان نگه دار، و به فرمانبرى بدار، و نیكى بازگشت از گناه را روزى ‏ام‏ فرموده به توبه پاكم گردان، و با نگهدارى (خود از گنا‌هان و گرفتاری‌ ها) كمكم كن، و با تندرستى سازگارم نما، و شیرینى آمرزش را به من بچشان، و مرا رها شده عفو و آزاد گردیده رحمتت گردان، و (در نامه عمل) ایمنى از خشمت را برایم بنویس، و مرا به آن اكنون (در دنیا) پیش از آینده (آخرت) مژده ده، مژده ‏اى كه آن را بشناسم، و نشانه ‏اى در آن به من بنما كه آن را (به خود یا دیگرى) آشكار سازم (مژده و شناساندن نشانه در دنیا آنست كه در خواب بیند آنچه اجابت دعایش به آن محقّق می‌ گردد، زیرا رؤیاى صالحه مژده دهنده است، حضرت امام محمد باقر علیه السّلام در تفسیر قول خداى تعالى «سوره یونس، آیه 63»: الذینَ امَنُوا وَ كانُوا یتَّقُونَ «64» لَهُم الْبُشْرى‏ فِى الْحَیوةِ الدُّنْیا وَ فِى الاخِرَةِ؛ «دوستان خدا آنانند كه ایمان آورده پرهیزكاراند، ایشان را است مژده در زندگى دنیا و در آخرت» فرمود: مژده در دنیا رؤیاى صالحه است كه مؤمن آن را براى خود مى ‏بیند یا تو براى او مى‏ بینى، و در آخرت مژده به بهشت است، و آن مژده آنست كه فرشتگان ایشان را هنگام بیرون شدن از قبرها و در قیامت مژده می‌ دهند تا به بهشت در آیند، و آنان را در همه احوال به بهشت مژده می‌ دهند. و گفته‏ اند: رؤیاى صالحه موجب بشارت و مژده است، زیرا دلیل صفاى قلب و پاكى دل و اتّصال نفس به عالم قدس است، و آن آگاهى یافتن بر بعض چیزها است كه در آنجا است، در شرح صحیفه مرحوم سید نعمت الله جزائرى «نورالانوار» است:
 
رسول خدا صلّى الله علیه و آله می‌ فرمود: رؤیاى حسنه از مرد آراسته جزئى از چهل و شش جزء نبوّت و پیغمبرى است، و رؤیاى صالحه از جانب خداست، پس هرگاه یكى از شما «در خواب» ببیند آنچه را دوست دارد جز براى دوست خود بیان نكند، و هرگاه رؤیاى ناپسند دید از سمت چپ سه بار آب دهان اندازد و از شرّ شیطان و آن رؤیا به خدا پناه برود براى كسى بیان ننماید هرگز به او زیانى نرساند.
 
(34) إِنَّ ذَلِكَ لَا یضِیقُ عَلَیكَ فِی وُسْعِكَ، وَ لَا یتَكَأَّدُكَ فِی قُدْرَتِكَ، وَ لَا یتَصَعَّدُكَ فِی أَنَاتِكَ، وَ لَا یئُودُكَ فِی جَزِیلِ هِبَاتِكَ الَّتِی دَلَّتْ عَلَیهَا آیاتُكَ، إِنَّكَ تَفْعَلُ مَا تَشَاءُ، وَ تَحْكُمُ مَا تُرِیدُ، إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَی‏ءٍ قَدِیرٌ.
زیرا روا ساختن درخواست من در برابر توانائى تو دشوار نیست، و تو را در توانائى و بردباریت به رنج نمی‌‌ افكند، و در برابر بخشش‌ هاى بسیارت كه آیات (قرآن) تو بر آن دلالت دارد تو را سنگینى نمی‌‌ دهد، زیرا تو انجام می‌ دهى آنچه می‌ خواهى، و حكم می‌ كنى آنچه اراده می‌ نمائى، چون به هر چیز توانائى.
 
ترجمه و شرح صحیفه کامله سجادیه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط دعای اول: ستایش نمودن خدای عزوجل دعای دوم: درود بر محمد و آل او دعای سوم: درود بر حمله (نگاه دارندگان) عرش دعای چهارم: درود بر كساني كه به پيغمبران ايمان آورده ‏اند دعای پنجم: دعاى آن حضرت براى خود و نزديكانش دعای ششم: دعاى آن حضرت هنگام بامداد و شام دعای هفتم: دعاى آن حضرت در مهمّات و سختي ها دعای هشتم: دعاى آن حضرت در پناه بردن به خدا دعای نهم: دعاى آن حضرت در آرزو داشتن به آمرزش دعای دهم: دعاى آن حضرت در التجاء به خداى تعالى