عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۶ ارديبهشت
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
دعای سیزدهم: «دُعَاؤُهُ فِی طَلَبِ الْحَوَائِجِ»
- دعاى آن حضرت در درخواست حاجت‌ ها -
 
(وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ فِی طَلَبِ الْحَوَائِجِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى:)
دعاى سیزدهم از دعاهاى امام علیه السّلام است در درخواست حاجت‌ ها از خداى تعالى:
 
(1) اللَّهُمَّ یا مُنْتَهَى مَطْلَبِ الْحَاجَاتِ 
بار خدایا اى منتهای درخواست حاجت‌ ها (بندگان چون در انجام حاجت‌ هاشان از غیر تو نومید شوند به تو پناه می‌ برند پس تو منت‌ هاى حاجت‌ هاى ایشانى، یا آنكه بازگشت انجام خواسته‏‌ ها به دست بندگانت بالأخره به تو است، زیرا جور شدن وسائل و اسباب كار به دست تو است).
 
(2) وَ یا مَنْ عِنْدَهُ نَیلُ الطَّلِبَاتِ 
و اى آنكه رسیدن به خواسته‏ ها نزد او است (و رسیدن به خواسته ‏ها از دیگران جز به اذن و توفیق و كمك او نیست).
 
(3) وَ یا مَنْ لَا یبِیعُ نِعَمَهُ بِالْأَثْمَانِ 
و اى آنكه نعمت‌ هایش را به ازاء قیمت‌ ها نمی‌‌ فروشد (نعمت مخلوق و عطاء به دیگرى در برابر عوض است به خلاف نعمت‌ هاى خداى تعالى كه تنها از روى تفضّل و احسان است و برابر عوض و چیزى به جاى آن نیست).
 
(4) وَ یا مَنْ لَا یكَدِّرُ عَطَایاهُ بِالامْتِنَانِ 
و اى آنكه بخشش‌ هایش را به منت گزاردن (كه بفرماید: آیا به تو چنین گذشت نكردم؟ آیا به تو احسان و نیكى ننمودم) تیره نمی‌‌ سازد (زیرا منّت نهادن به این معنى صفتى است كه از پستى و كوچكى همّت شخص هویدا می‌ شود، چون احسان و نیكى خود را بزرگ مى‏ پندارد و خداى تعالى منزّه از آن است، زیرا نعمت‌ هاى او هر چند بزرگ باشد در برابر عظمت و بزرگى او كوچك است).
 
(5) وَ یا مَنْ یسْتَغْنَى بِهِ وَ لَا یسْتَغْنَى عَنْهُ 
و اى آنكه به او بى‏ نیاز می‌ شوند و از او بى‏ نیاز نمی‌‌ گردند (زیرا همه به او نیازمندند).
 
(6) وَ یا مَنْ یرْغَبُ إِلَیهِ وَ لَا یرْغَبُ عَنْهُ 
و اى آنكه به او رو آوردند و از او روگردان نمی‌‌ توانند شد (زیرا آغاز و انجام هر چیز او است و پیدایش هر چیز به ایجاد و اذن و فرمان او می‌ باشد).
 
(7) وَ یا مَنْ لَا تُفْنِی خَزَائِنَهُ الْمَسَائِلُ 
و اى آنكه گنجینه‏ ها (نعمت‌ ها و بخشش‌ های) او را درخواست‌ ها نابود نمی‌‌ گرداند (زیرا نعمت‌ هاى خداى تعالى حد ندارد).
 
(8) وَ یا مَنْ لَا تُبَدِّلُ حِكْمَتَهُ الْوَسَائِلُ 
و اى آنكه اسباب و دست آویزها، حكمت او (آنچه صلاح دانسته و مقدّر فرموده) را تغییر نمی‌‌ دهد (این فرمایش با آنچه در اخبار رسیده كه دعاء و صدقه بلاء را دور می‌ گرداند منافات ندارد، زیرا حكمت در گرفتار شدن به بلا مشروط به دعاء نكردن و صدقه ندادن است).
 
(9) وَ یا مَنْ لَا تَنْقَطِعُ عَنْهُ حَوَائِجُ الْمُحْتَاجِینَ 
و اى آنكه حاجت‌ هاى نیازمندان از او قطع نمی‌‌ شود (چون موجود در هر چیز خود به او نیازمند است).
 
(10) وَ یا مَنْ لَا یعَنِّیهِ دُعَاءُ الدَّاعِینَ. 
و اى آنكه دعاى دعاكنندگان او را به رنج نمی‌‌ افكند (چون رنجه شدن از لوازم جسم است).
 
(11) تَمَدَّحْتَ بِالْغَنَاءِ عَنْ خَلْقِكَ وَ أَنْتَ أَهْلُ الْغِنَى عَنْهُمْ‏
خود را به بى ‏نیازى از آفریدگانت ستوده ‏اى و تو به بى‏ نیازى از آنها شایسته ‏اى.
 
(12) وَ نَسَبْتَهُمْ إِلَى الْفَقْرِ وَ هُمْ أَهْلُ الْفَقْرِ إِلَیكَ. 
و آنان را به احتیاج و تنگدستى نسبت داده ‏اى و ایشان هم احتیاج به تو را سزاوارند (اشاره به قول خداى تعالى «سوره فاطر، آیه 15»: یا ایها النَّاسُ انْتُمُ الْفُقَراءُ الى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَمیدُ؛ یعنى اى مردم شما نیازمندان به خدائید و «تنها» خدا است كه او بى‏ نیاز و ستوده شده است).
 
(13) فَمَنْ حَاوَلَ سَدَّ خَلَّتِهِ مِنْ عِنْدِكَ، وَ رَامَ صَرْفَ الْفَقْرِ عَنْ نَفْسِهِ بِكَ فَقَدْ طَلَبَ حَاجَتَهُ فِی مَظَانِّهَا، وَ أَتَى طَلِبَتَهُ مِنْ وَجْهِهَا. 
پس (از این رو) هر كه بستن رخنه نیازمندى خود را از درگاه‏ تو بطلبد، و برطرف كردن احتیاج را از خویش به وسیله تو بخواهد حاجت خود را در جایگاهش خواسته، و براى رسیدن به مطلب خویشتن از راهش در آمده است.
 
(14) وَ مَنْ تَوَجَّهَ بِحَاجَتِهِ إِلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ أَوْ جَعَلَهُ سَبَبَ نُجْحِهَا دُونَكَ فَقَدْ تَعَرَّضَ لِلْحِرْمَانِ، وَ اسْتَحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَوْتَ الْإِحْسَانِ. 
و هر كه براى حاجت خود به یكى از آفریدگانت رو آورد یا جز تو را سبب بر آمدن آن حاجت قرار دهد به نومیدى گراییده، و سزاوار نیافتن احسان از تو گردیده است.
 
(15) اللَّهُمَّ وَ لِی إِلَیكَ حَاجَةٌ قَدْ قَصَّرَ عَنْهَا جُهْدِی، وَ تَقَطَّعَتْ دُونَهَا حِیلِی، وَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی رَفْعَهَا إِلَى مَنْ یرْفَعُ حَوَائِجَهُ إِلَیكَ، وَ لَا یسْتَغْنِی فِی طَلِبَاتِهِ عَنْكَ، وَ هِی زَلَّةٌ مِنْ زَلَلِ الْخَاطِئِینَ، وَ عَثْرَةٌ مِنْ عَثَرَاتِ الْمُذْنِبِینَ. 
بار خدایا و مرا به‌ سوی تو حاجتى است كه طاقت و توانائیم به آن نمی‌‌ رسد، و چاره‌ جویی‌ ها و زرنگی‌ هایم در برابر آن به جایى نرسیده است، و نفس من برون آن حاجت را پیش کسی که حاجت‌ هایش را نزد تو می‌ آورد و درخواسته‏‌ هایش از تو بى‏ نیاز نیست در نظرم جلوه داده است (تا روا شدن را از او بخواهم) و آنچه نفس جلوه داده لغزشى است از لغزش‌ هاى خطاكاران، و به سر در آمدنى از به سر در آمدن‏ هاى (گناهى از گناهان) گناهكاران است.
 
(16) ثُمَّ انْتَبَهْتُ بِتَذْكِیرِكَ لِی مِنْ غَفْلَتِی، وَ نَهَضْتُ بِتَوْفِیقِكَ مِنْ زَلَّتِی، وَ رَجَعْتُ وَ نَكَصْتُ بِتَسْدِیدِكَ عَنْ عَثْرَتِی. 
با آگاهانیدن تو مرا از غفلت و فراموشى خویشتن آگاه شدم، و با توفیق تو از لغزشم برخاستم، و با راهنمائى تو از به سر در آمدنم (در گناه) برگردیدم.
 
(17) وَ قُلْتُ: سُبْحَانَ رَبِّی كَیفَ یسْأَلُ مُحْتَاجٌ مُحْتَاجاً وَ أَنَّى یرْغَبُ مُعْدِمٌ إِلَى مُعْدِمٍ 
و گفتم: منزّه است پروردگار من (شگفتا) چگونه نیازمندى از نیازمندى درخواست می‌ نماید؟ و كجا فقیر و درویشى (در گرفتاری‌ ها) به فقیرى (مانند خود) رو می‌ آورد؟
 
(18) فَقَصَدْتُكَ، یا إِلَهِی، بِالرَّغْبَةِ، وَ أَوْفَدْتُ عَلَیكَ رَجَائِی بِالثِّقَةِ بِكَ. 
پس (در این حال) اى خداى من از روى رغبت و دوستى قصد تو نمودم (به درگاه تو رو آوردم) و با اعتماد به تو امیدم را به‌ سوی تو آوردم.
 
(19) وَ عَلِمْتُ أَنَّ كَثِیرَ مَا أَسْأَلُكَ یسِیرٌ فِی وُجْدِكَ، وَ أَنَّ خَطِیرَ مَا أَسْتَوْهِبُكَ حَقِیرٌ فِی وُسْعِكَ، وَ أَنَّ كَرَمَكَ لَا یضِیقُ عَنْ سُؤَالِ أَحَدٍ، وَ أَنَّ یدَكَ بِالْعَطَایا أَعْلَى مِنْ كُلِّ یدٍ.
و دانستم بسیار آنچه از تو بخواهم در برابر توانگرى تو كم است، و بزرگ آنچه از تو خواهش نمایم در برابر فراخى رحمت تو كوچك است، و جود و بخشش تو از درخواست كسى تنگ نمی‌‌ گردد، و دست (قدرت) تو در بخشش‌ ها از هر دستى برتر است.
 
(20) اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ احْمِلْنِی بِكَرَمِكَ عَلَى التَّفَضُّلِ، وَ لَا تَحْمِلْنِی بِعَدْلِكَ عَلَى الِاسْتِحْقَاقِ، فَمَا أَنَا بِأَوَّلِ رَاغِبٍ رَغِبَ إِلَیكَ فَأَعْطَیتَهُ وَ هُوَ یسْتَحِقُّ الْمَنْعَ، وَ لَا بِأَوَّلِ سَائِلٍ سَأَلَكَ فَأَفْضَلْتَ عَلَیهِ وَ هُوَ یسْتَوْجِبُ الْحِرْمَانَ.
بار خدایا پس بر محمّد و آل او درود فرست، و با كرم و جود خود با من به تفضّل و احسان رفتار فرما، و با عدل و دادگریت با من به استحقاق و سزاوار بودن رفتار مكن كه (مقتضاى عدل سزاوار نومیدى است، و) من اوّل روآورنده ‏اى نیستم كه به تو رو آورده و با اینكه سزاوار منع است به او بخشش نموده ‏اى، و نه اوّل خواستارى كه از تو درخواست كرده و با اینكه سزاوار نومیدى است به او احسان كرده‏ اى.
 
(21) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ كُنْ لِدُعَائِی مُجِیباً، وَ مِنْ نِدَائِی قَرِیباً، وَ لِتَضَرُّعِی رَاحِماً، وَ لِصَوْتِی سَامِعاً.
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و دعاى مرا برآورنده و به آوازم نزدیك و به زاریم مهربان و به صدایم شنوا باش.
 
(22) وَ لَا تَقْطَعْ رَجَائِی عَنْكَ، وَ لَا تَبُتَّ سَبَبِی مِنْكَ، وَ لَا تُوَجِّهْنِی فِی حَاجَتِی هَذِهِ وَ غَیرِهَا إِلَى سِوَاكَ‏
و امید مرا از خود مبر و دعایم را از درگاهت بر مگردان، و مرا در این حاجت و حاجت‌ هاى دیگرم به جز خود روآور مكن.
 
(23) وَ تَوَلَّنِی بِنُجْحِ طَلِبَتِی وَ قَضَاءِ حَاجَتِی وَ نَیلِ سُؤْلِی قَبْلَ زَوَالِی عَنْ مَوْقِفِی هَذَا بِتَیسِیرِكَ لِی الْعَسِیرَ وَ حُسْنِ تَقْدِیرِكَ لِی فِی جَمِیعِ الْأُمُورِ
و به برآمدن مطلب و رواشدن حاجت و رسیدن به خواسته‏ ام پیش از رفتن از اینجا با آسان نمودن دشوارى و نیكى تقدیر (حكمت و مصلحت) تو درباره من در همه امور، مرا یارى فرما.
 
(24) وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، صَلَاةً دَائِمَةً نَامِیةً لَا انْقِطَاعَ لِأَبَدِهَا وَ لَا مُنْتَهَى لِأَمَدِهَا، وَ اجْعَلْ ذَلِكَ عَوْناً لِی وَ سَبَباً لِنَجَاحِ طَلِبَتِی، إِنَّكَ وَاسِعٌ كَرِیمٌ.
و بر محمّد و آل او درود فرست، درود و همیشگى كه رو به فزونى است و براى روزگار آن سر رسید و مدّتش پایان نباشد، و آن را كمك من و براى بر آمدن حاجتم وسیله قرار ده، زیرا تو داراى رحمت فراخ وجود و بخشش بسیارى (حضرت صادق علیه السّلام و فرموده: همیشه دعاء پنهان است تا آنگاه كه بر محمّد و آل محمد درود فرستاده شود).
 
(25) وَ مِنْ حَاجَتِی یا رَبِّ كَذَا وَ كَذَا وَ تَذْكُرُ حَاجَتَكَ ثُمَّ تَسْجُدُ وَ تَقُولُ فِی سُجُودِكَ:] فَضْلُكَ آنَسَنِی، وَ إِحْسَانُكَ دَلَّنِی، فَأَسْأَلُكَ بِكَ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، صَلَوَاتُكَ عَلَیهِمْ، أَن لَا تَرُدَّنِی خَائِباً.
و از جمله حاجت و خواسته من اى پروردگار چنین و چنان است و حاجت خود را به یاد می‌ آورى سپس به سجده می‌ روى (پیشانى بر زمین مینهى) و در سجده می‌ گویى: فضل و بخشش تو مرا (از گرفتاری‌ ها) آرام نموده، و احسان تو مرا (به درگاهت) راهنمائى كرده، پس از تو درخواست می‌ نمایم به حقّ خودت و به حق محمّد و آل او، درودهاى تو بر ایشان باد، مرا نومید برنگردانى (حضرت صادق علیه السّلام فرموده: چیزی كه بنده را به پروردگارش نزدیك‌ تر می‌ نماید هرگاه او را بخواند آنست كه در سجده باشد).
 
ترجمه و شرح صحیفه کامله سجادیه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط دعای اول: ستایش نمودن خدای عزوجل دعای دوم: درود بر محمد و آل او دعای سوم: درود بر حمله (نگاه دارندگان) عرش دعای چهارم: درود بر كساني كه به پيغمبران ايمان آورده ‏اند دعای پنجم: دعاى آن حضرت براى خود و نزديكانش دعای ششم: دعاى آن حضرت هنگام بامداد و شام دعای هفتم: دعاى آن حضرت در مهمّات و سختي ها دعای هشتم: دعاى آن حضرت در پناه بردن به خدا دعای نهم: دعاى آن حضرت در آرزو داشتن به آمرزش دعای دهم: دعاى آن حضرت در التجاء به خداى تعالى