عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۷ دوشنبه ۲۴ دي
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
دعای سوم: «الصَّلَاةُ عَلَى حَمَلَةِ الْعَرْشِ»
- درود بر حمله - نگاه دارندگان - عرش -
 
(وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ فِی الصَّلَاةِ عَلَى حَمَلَةِ الْعَرْشِ وَ كُلِّ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ:)
دعاى سوم از دعاهاى امام علیه السّلام است در درود بر نگه داران عرش و هر فرشته مقرب‏
 
(عرش در لغت به معنى سریر و تخت پادشاه و سقف خانه است، و عرش خدا بر دو معنى اطلاق می ‌شود یكى علم او كه نگه داران آن هشت نفرند، چنان ‌كه در كافى است حضرت صادق علیه السّلام فرموده:
 
حمله عرش كه مراد از آن علم «خداى تعالى» است هشت نفرند: چهار از ما و چهار از كسانی كه خدا خواسته است، و شیخ صدوق «قدس الله سرّه» در كتاب عقائد فرموده: عرشى كه مراد از آن علم است حمله آن چهار كس از اوّلین: نوح، إبراهیم، موسى و عیسى است، و چهار كس از آخرین: محمّد، على، حسن و حسین علیهم السّلام، و دوّم «كه مراد در این دعاء است» جسمى است كه به كرسى احاطه دارد، از حضرت صادق علیه السّلام رسیده: هر چیزى را كه خدا آفریده در جوف كرسىّ است و كرسىّ به آن احاطه دارد جز عرش كه بزرگتر آنست كه كرسىّ به آن احاطه داشته باشد، و فرشتگان را محقّقین از متكلّمین گفته ‏اند: اجسام لطیفه نورانیه الهیه هستند و بر تصرّفات سریعه و كارهاى دشوار و تشكل به اشكال گوناگون توانا می ‌باشد و داراى عقل و فهمند و جاى آنها در آسمان‏ ها است و در نزد خدا درجه و مقام آنها تفاوت دارد، چنان‌كه خداى تعالى از ایشان حكایت كرده «سوره صافات آیه 164»: وَ ما مِنَّا الاَّ لَهُ مَقامٌ مَعْلومٌ‏؛ «و نیست از ما فرشتگان جز آنكه براى او مقامى معین است» و بیشتر از مسلمین این قول را پذیرفته ‏اند، اخبارهم بر آن دلالت دارد، و ایمان به آنها واجب است، چنان‌كه خداى تعالى «سوره بقره آیه 285» فرموده: امَنَ الرسُولُ بِما انْزِلَ الَیهِ مِنْ رَبِّه‏ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ امَنَ باللهِ وَ مَلائكَتِه‏ وَ كُتُبِه‏ وَ رُسُلِه‏؛ «رسول به آنچه پروردگارش‏ بر او فرستاد ایمان آورده و مؤمنین همه به خدا و فرشتگان و كتاب‌ ها و پیغمبران خدا ایمان آوردند» و از پیغمبر صلّى الله علیه و آله ایمان را پرسیدند فرمود: ایمان آنست كه به خدا و فرشتگان و كتاب‌ ها و پیغمبرانش ایمان آورى، و فرشتگان داراى عصمتند و واسطه بین خدا و پیغمبرانش به آوردن كتاب و رساندن وحى می ‌باشند و می‌ میرند پس از مدّت درازى، و گفته ‏اند: آنها از نر هستند و نه ماده و نه می‌ زایند و نه می‌ خورند و نه می ‌آشامند، لذّت آنان ذكر خداست و زندگانیشان معرفت و طاعت او):
 
(1) اللَّهُمَّ وَ حَمَلَةُ عَرْشِكَ الَّذِینَ‏ لا یفْتُرُونَ‏ مِنْ تَسْبِیحِكَ، وَ لا یسْأَمُونَ‏ مِنْ تَقْدِیسِكَ، وَ لا یسْتَحْسِرُونَ‏ مِنْ عِبَادَتِكَ، وَ لَا یؤْثِرُونَ التَّقْصِیرَ عَلَى الْجِدِّ فِی أَمْرِكَ، وَ لَا یغْفُلُونَ عَنِ الْوَلَهِ إِلَیكَ 
بار خدایا و نگه داران عرشت (و او در جمله اللّهمّ و حملة عرشك و او استیناف است و بعد از آن مبتداء و خبر آن در جمله ششم فصلّ علیهم است) كه از تسبیح و منزّه نمودن تو سست نمی‌‌ شوند، و از تقدیس و مبرّى گردانیدن تو به ستوه نمی‌‌ آیند، و از پرستش تو مانده نمی‌‌ شوند، و تقصیر و كوتاهى بر كوشش در (باره) امر و فرمان تو اختیار نمی ‌‌نمایند، و از شیفتگى به سوى تو غفلت و فراموشى ندارند.
 
(2) وَ إِسْرَافِیلُ صَاحِبُ الصُّورِ، الشَّاخِصُ الَّذِی ینْتَظِرُ مِنْكَ الْإِذْنَ، وَ حُلُولَ الْأَمْرِ، فَینَبِّهُ بِالنَّفْخَةِ صَرْعَى رَهَائِنِ الْقُبُورِ. 
و اسرافیل (نامى است فارسى اضافه به ایل شده و ایل به زبان عبرىّ نام خداى تعالى است، از حضرت علىّ ابن الحسین علیه السّلام روایت شده: هر چه كه به ایل اضافه شود عبدالله «بنده خدا» است) صاحب صور (چیزی كه در آن می‌ دمد) كه چشم گشوده و برهم نمی ‌‌نهد منتظر دستور و فرمان تو است تا به دمیدن (در صور) افتادگان گرو گورها را آگاه گرداند (مردگان را زنده نماید).
 
(3) وَ مِیكَائِیلُ ذُو الْجَاهِ عِنْدَكَ، وَ الْمَكَانِ الرَّفِیعِ مِنْ طَاعَتِكَ. 
و میكائیل كه نزد تو داراى منزلت و از طاعت و بندگیت صاحب مقام بلند است (از امیرالمؤمنین علیه السّلام رسیده كه فرمود: مؤذن اهل آسمان ‏ها جبرئیل و امام و پیش ‌نمازشان میكائیل است كه نزد بیت المعمور بر آنها امامت می ‌نماید، زیرا امامت مقام بلندى است در طاعت و بندگى كه شایسته نیست آن را جز کسی که مقامش بالاتر و شرائط امامت را جامع تر باشد.
 
(4) وَ جِبْرِیلُ الْأَمِینُ عَلَى وَحْیكَ، الْمُطَاعُ فِی أَهْلِ سَمَاوَاتِكَ، الْمَكِینُ لَدَیكَ، الْمُقَرَّبُ عِنْدَكَ‏
و جبریل امین و درستكار بر وحى و پیروى شده در آسمان ‏ها و ارجمند در پیشگاه و مقرّب در نزد تو است.
 
(5) وَ الرُّوحُ الَّذِی هُوَ عَلَى مَلَائِكَةِ الْحُجُبِ. 
و روح (نام فرشته ایست) كه موكّل و گماشته بر فرشتگان حجاب ‌ها است (حجب جمع حجاب است و حجاب به معنى چیزى است كه چیزى دیگر را پنهان نماید مانند پرده و دیوار، و در معانى نیز گفته می ‌شود: عجز و ناتوانى حجاب است بین انسان و مقصودش و معصیت و گناه حجاب است بین بنده و پروردگارش، و مراد به حجب در اینجا انوارى است بالاتر از آسمان ‏ها كه از علم مخلوقین به ماوراء آنها پنهان است.
 
(6) وَ الرُّوحُ الَّذِی هُوَ مِنْ أَمْرِكَ، فَصَلِّ عَلَیهِمْ، وَ عَلَى الْمَلَائِكَةِ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِمْ: مِنْ سُكَّانِ سَمَاوَاتِكَ، وَ أَهْلِ الْأَمَانَةِ عَلَى رِسَالاتِكَ 
و روح (نام فرشته بسیار بزرگ) كه از عالم امر (اسرار) تو است، بر آنها درود فرست، و بر فرشتگانی كه پائین ‏تر از آنانند: آنها كه در آسمان ‏هایت جا دارند و بر رساندن پیغام‌ هایت درستكارند.
 
(7) وَ الَّذِینَ لَا تَدْخُلُهُمْ سَأْمَةٌ مِنْ دُءُوبٍ، وَ لَا إِعْیاءٌ مِنْ لُغُوبٍ وَ لَا فُتُورٌ، وَ لَا تَشْغَلُهُمْ عَنْ تَسْبِیحِكَ الشَّهَوَاتُ، وَ لَا یقْطَعُهُمْ عَنْ تَعْظِیمِكَ سَهْوُ الْغَفَلَاتِ. 
و فرشتگانی كه از هیچ كوشش خستگى و از هیچ رنج ماندگى و سستى به آنها رو نمی‌‌ آورد، و شهوات و خواهش‌ ها آنان را از تسبیح تو باز نمی‌‌ دارد، و فراموشى كه پیدایش آن از غفلت‌ ها و بى خبری‌ ها است آنها را از تعظیم و بزرگ دانستن تو جدا نمی ‌‌سازد.
 
(8) الْخُشَّعُ الْأَبْصَارِ فَلَا یرُومُونَ النَّظَرَ إِلَیكَ، النَّوَاكِسُ الْأَذْقَانِ، الَّذِینَ قَدْ طَالَتْ رَغْبَتُهُمْ فِیمَا لَدَیكَ، الْمُسْتَهْتَرُونَ بِذِكْرِ آلَائِكَ، وَ الْمُتَوَاضِعُونَ دُونَ عَظَمَتِكَ وَ جَلَالِ كِبْرِیائِكَ 
فرشتگانی كه چشم ‌ها بسته ‏اند و نگریستن به سوى تو را قصد نمی‌‌ نمایند، و زنخ هاى خود را به زیر انداخته ‏اند (فروتنى بسیار نموده اعتراف دارند كه دیده عقلشان كوتاه است از اینكه به انوار عظمت تو بنگرند و ماوراء خود را ادراك نمایند) فرشتگانی كه رغبت و خواستشان در آنچه (فیوضات) كه نزد تو است بسیار است، و به یاد نعمت‌ هایت حرص دارند، و در پیشگاه عظمت و بزرگواریت فروتنند.
 
(9) وَ الَّذِینَ یقُولُونَ إِذَا نَظَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ تَزْفِرُ عَلَى أَهْلِ مَعْصِیتِكَ: سُبْحَانَكَ مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ. 
و فرشتگانی كه چون دوزخ را بر گناهكاران تو ببینند كه صداى شعله و بر افروختگیش شنیده می‌ شود می‌ گویند: منزّه و پاكى تو ما تو را چنان‌ كه سزاوار عبادت و بندگى تو است پرستش ننمودیم.
 
(10) فَصَلِّ عَلَیهِمْ وَ عَلَى الرَّوْحَانِیینَ مِنْ مَلَائِكَتِكَ، وَ أَهْلِ الزُّلْفَةِ عِنْدَكَ، وَ حُمَّالِ الْغَیبِ إِلَى رُسُلِكَ، وَ الْمُؤْتَمَنِینَ عَلَى وَحْیكَ 
پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیین از فرشتگانت (روحانیون به فتح راء فرشتگان رحمت هستند و نسبت آن به روح به معنى رحمت است، از حضرت علىّ ابن ابى طالب صلوات اللّه علیه رسیده كه فرمود: در آسمان هفتم حظیره ‏اى است بنام حظیرة القدس «بهشت» در آن فرشتگانى هستند كه آنها را روحانیون می‌ گویند، چون شب قدر شود از پروردگار براى آمدن به دنیا اجازه می ‌طلبند، خداوند به آنها اجازه می ‌دهد، پس بر مسجدى نمی ‌‌گذرند جز آنكه در آن نماز می ‌خوانند، و در راه با كسى رو برو نمی ‌‌شوند جز آنكه براى او دعاء می‌ نمایند و از ایشان به او بركت و نیكى می ‌رسد) و آنان كه نزد تو قرب و منزلت دارند، و آنان كه رساننده غیب (امور پنهانى مانند قیامت، حساب و جزاء) به پیغمبرانت می ‌باشند و آنان كه درستكارند به روحیت.
 
(11) وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِكَةِ الَّذِینَ اخْتَصَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ، وَ أَغْنَیتَهُمْ عَنِ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ بِتَقْدِیسِكَ، وَ أَسْكَنْتَهُمْ بُطُونَ أَطْبَاقِ سَمَاوَاتِكَ. 
و بر اصناف گوناگون فرشتگان كه براى خود اختصاص داد‌ه اى (جز طاعت و بندگى تو كارى ندارند) و آنان را با تقدیس خود از خوردنى و آشامیدنى بى نیاز كرده ‏اى، و در درون طبقه‏ هاى آسمان ‏هایت جا داده ‏اى.
 
(12) وَ الَّذِینَ عَلَى أَرْجَائِهَا إِذَا نَزَلَ الْأَمْرُ بِتَمَامِ وَعْدِكَ
و بر فرشتگانى كه در گوشه‏ هاى آسمان‏ هایت توقّف نموده ‏اند براى رسیدن فرمان به تمام گشتن وعده تو (روز رستاخیز).
 
(13) وَ خُزَّانِ الْمَطَرِ وَ زَوَاجِرِ السَّحَابِ 
و بر خزانه داران باران و رانندگان ابر (حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام فرموده:
دانه ‏اى باران نمی ‌‌بارد جز آنكه با پیمانه ‏اى است بر دست فرشته ‏اى مگر قوم نوح «علیه السّلام» كه به خود آب فرمان داده شده و آب طغیان كرد بر خزانه داران، و آنست قول خداى تعالى «سوره حاقه، آیه 11»
لَمَّا طَغَى الْماءُ؛ «چون آب طغیان كرد و رو به فزونى نهاد» و از ابن عباس رسیده درباره قول خداى تعالى «سوره صافات، آیه 2»: فَالزَّاجِراتِ زَجْرًا؛ «پس قسم به رانندگان» مراد فرشتگان گماشته برابر هستند).
 
(14) وَ الَّذِی بِصَوْتِ زَجْرِهِ یسْمَعُ زَجَلُ الرُّعُودِ، وَ إِذَا سَبَحَتْ بِهِ حَفِیفَةُ السَّحَابِ الْتَمَعَتْ صَوَاعِقُ الْبُرُوقِ. 
و بر فرشته ‏اى كه از صداى زجر و راندنش بانگ رعدها شنیده می‌ شود و چون ابر خروشان به صداى زجر او به شنا در آید (رفت و آمد نماید) شعله ‏هاى برق ‌ها بدرخشد.
 
(15) وَ مُشَیعِی الثَّلْجِ وَ الْبَرَدِ، وَ الْهَابِطِینَ مَعَ قَطْرِ الْمَطَرِ إِذَا نَزَلَ، وَ الْقُوَّامِ عَلَى خَزَائِنِ الرِّیاحِ، وَ الْمُوَكَّلِینَ بِالْجِبَالِ فَلَا تَزُولُ 
و بر فرشتگانی كه همراه برف و تگرگ ‏اند، و فرشتگانی كه با دانه‏ هاى باران كه می ‌بارد فرود می‌ آیند، و فرشتگانی كه بر خزانه ‏هاى بادها زمامدارانند، و فرشتگانی كه بر كوه‌ ها گماشته ‏اند تا از هم نپاشند (ناگفته نماند: بى خبران و نادانان این سخنان را دور از نظر و اندیشه می ‌دانند، ولى قبول آنها واجب است، زیرا مخبر صادق خبر داده و عقل هم دلیل قاطعى بر ردّ آن ندارد).
 
(16) وَ الَّذِینَ عَرَّفْتَهُمْ مَثَاقِیلَ الْمِیاهِ، وَ كَیلَ مَا تَحْوِیهِ لَوَاعِجُ الْأَمْطَارِ وَ عَوَالِجُهَا 
و بر فرشتگانی كه سنجش آب‏ ها و پیمانه باران ‌هاى سخت و رگبارها را به آنان شناسانده ‏اى.
 
(17) وَ رُسُلِكَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ بِمَكْرُوهِ مَا ینْزِلُ مِنَ الْبَلَاءِ وَ مَحْبُوبِ الرَّخَاءِ
و بر فرشتگان فرستاده شده به اهل زمین كه گرفتارى ناگوار و گشایش خوشایند (بلا و رحمت) می ‌آورند.
 
(18) وَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ، وَ الْحَفَظَةِ الْكِرَامِ الْكَاتِبِینَ، وَ مَلَكِ الْمَوْتِ وَ أَعْوَانِهِ، وَ مُنْكَرٍ وَ نَكِیرٍ، وَ رُومَانَ فَتَّانِ الْقُبُورِ، وَ الطَّائِفِینَ بِالْبَیتِ الْمَعْمُورِ، وَ مَالِكٍ، وَ الْخَزَنَةِ، وَ رِضْوَانَ، وَ سَدَنَةِ الْجِنَانِ.
و بر سفراء گرامى نیكوكار، و نگهبانان بزرگوار نویسنده (فرشتگان نگهبان بر دو دسته ‏اند:
نگهبانان كردار و نگهبانان اشخاص از پیشامدهاى بد) و بر ملك الموت (فرشته مرگ به نام عزرائیل) و یارانش، و بر منكر و نكیر (دو فرشته بازپرس در قبر) و رومان آزمایش كننده (اهل) قبرها (رومان نام فرشته ‏اى است كه پیش از منكر و نكیر در قبر می ‌آید و آدمى را می‌ آزماید اگر نیكوكار بود منكر و نكیر را آگاه می ‌سازد كه هنگام سؤال با او به نرمى رفتار نمایند و اگر بدكار بوده به آنان خبر می‌ دهد، و اعتقاد به سؤال و آزمایش و پاداش و كیفر در قبر حقّ و درست و از ضروریات و ایمان به آن واجب است، و اینكه فرشتگان را ما نمى ‏بینیم براى آنست كه آنها از عالم ملكوت هستند و چشم ما آنچه را كه راجع به عالم ملكوت است نمى‏ بیند، چنان ‌كه اصحاب پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله به جبرئیل ایمان داشتند و آن حضرت او را می ‌دید و ایشان نمی ‌‌دیدند) و بر طواف كنندگان بیت المعمور (جایگاه عبادت و بندگى فرشتگان در آسمان ششم) و بر مالك و زمامداران دوزخ (مالك پیشواى ایشان است) و بر رضوان و كلید داران بهشت‏ ها (رضوان رئیس بر آنها است).
 
(19) وَ الَّذِینَ‏ لا یعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ، وَ یفْعَلُونَ ما یؤْمَرُونَ‏ 
و بر فرشتگانی كه خدا را در فرمان‌ هایش نافرمانى نمی‌‌ نمایند، و آنچه به آن مأمورند بجا می‌ آورند (این جمله اقتباس از قول خداى تعالى است «سوره تحریم، آیه 6»: نارًا وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجارَةُ عَلَیها مَلائكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یعْصُونَ اللَّهَ ما امَرَهُمْ وَ یفْعَلونَ ما یؤْمَرونَ‏؛ یعنى آتشى كه مردم و سنگ آتش گیره آنست، بر آن فرشتگان ترشرو و سخت دل گماشته شده ‏اند كه خدا را در فرمان ‌هایش نافرمانى نمی‌‌ كنند و آنچه به آن مأمورند انجام می‌ دهند).
 
(20) وَ الَّذِینَ یقُولُونَ: سَلامٌ عَلَیكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ 
و بر فرشتگانی كه (به اهل بهشت) می‌ گویند: («سوره رعد، آیه 24» سَلامٌ عَلَیكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ؛ یعنى) درود بر شما باد به آنچه (بجا آوردن طاعات و دورى از معاصى) كه شكیبائى نمودید، پس نیكو سرانجامى است دنیا (ى شما) را. 
 
(21) وَ الزَّبَانِیةِ الَّذِینَ إِذَا قِیلَ لَهُمْ: خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِیمَ صَلُّوهُ‏ ابْتَدَرُوهُ سِرَاعاً، وَ لَمْ ینْظِرُوهُ. 
و بر فرشتگانی كه پاسبانانند كه هر گاه به ایشان گفته شود (سوره حاقه، آیه 30): خُذُوه فَغُلُّوهُ (31) ثُمَّ الْجَحیمَ صَلّوُهُ‏؛ او را بگیرید و در غلّ (زنجیرى كه در گردن یا دست قرار می‌ دهند) كشید و به دوزخ اندازید، به شتاب به او رو آورند و مهلتش نمی ‌‌دهند.
 
(22) وَ مَنْ أَوْهَمْنَا ذِكْرَهُ، وَ لَمْ نَعْلَمْ مَكَانَهُ مِنْكَ، و بِأَی أَمْرٍ وَكَّلْتَهُ. 
و بر هر فرشته ‏اى كه نام او را نیاوردیم و مقام و منزلتش را در پیشگاه تو و اینكه به چه كارى او را بر گماشته ‏اى ندانستیم.
 
(23) وَ سُكَّانِ الْهَوَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ الْمَاءِ وَ مَنْ مِنْهُمْ عَلَى الْخَلْقِ 
و بر فرشتگانى كه در هوا و زمین و آب جا دارند، و بر آنانی كه بر خلق (همه آفریده شدگان در آسمان و زمین) گماشته شده ‏اند (روایت شده: خدا چیزى را نیافریده جز آنكه فرشته‏ اى بر آن گماشته شده).
 
(24) فَصَلِّ عَلَیهِمْ یومَ یأْتِی‏ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِیدٌ 
پس بر ایشان درود فرست در روزى (قیامت) كه هر كس می‌ آید و با او راننده و گواهى (از فرشتگان) است (در «سوره ق، آیه 21» فرماید: وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهیدٌ؛ یعنى و هر كس می آید و با او دو فرشته است یكى «او را به معاد و بازگشت» می ‌راند و یكى «به عمل او» گواه است).
 
(25) وَ صَلِّ عَلَیهِمْ صَلَاةً تَزِیدُهُمْ كَرَامَةً عَلَى كَرَامَتِهِمْ وَ طَهَارَةً عَلَى طَهَارَتِهِمْ 
و بر آنان درود فرست درودی كه كرامت و مقامى بر مقامشان و پاكیزگى و تقرّبى بر تقرّبشان بیافزاید (چون نعمت‌ هاى خدا غیر متناهى است و پایان ندارد، امام علیه السّلام و درباره ایشان دعاء می‌ كند كه خداى تعالى كرامت و طهارت یعنى مقام و تقرّب ایشان را بیش از پیش گرداند).
 
(26) اللَّهُمَّ وَ إِذَا صَلَّیتَ عَلَى مَلَائِكَتِكَ وَ رُسُلِكَ وَ بَلَّغْتَهُمْ صَلَاتَنَا عَلَیهِمْ فَصَلِّ عَلَینَا بِمَا فَتَحْتَ لَنَا مِنْ حُسْنِ الْقَوْلِ فِیهِمْ، إِنَّكَ جَوَادٌ كَرِیمٌ.
بار خدایا و چون بر فرشتگان و فرستادگانت درود فرستادى و درود ما را به ایشان رسانیدى پس به سبب گفتار نیكو (صلوات) درباره ایشان كه راه آن را تو گشودى (توفیق و جور شدن اسباب را تو عطاء فرمودى) بر ما درود فرست (رحمت خود را به ما ارزانى دار) كه تو بسیار بخشنده و بزرگوارى (در نسخه ‏هاى صحیفه بیشتر فصلّ علیهم بما فتحت لنا است كه درود بر فرشتگان را خواسته، و در نسخه ‏اى «بطوری كه مرحوم سید علیخان در شرح صحیفه خود فرموده» فصلّ علینا بما فتحت لنا است كه در اینجا طبق آن ترجمه شد و آن مناسب تر است).
 
ترجمه و شرح صحیفه کامله سجادیه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط دعای اول: ستایش نمودن خدای عزوجل دعای دوم: درود بر محمد و آل او دعای چهارم: درود بر كساني كه به پيغمبران ايمان آورده ‏اند دعای پنجم: دعاى آن حضرت براى خود و نزديكانش دعای ششم: دعاى آن حضرت هنگام بامداد و شام دعای هفتم: دعاى آن حضرت در مهمّات و سختي ها دعای هشتم: دعاى آن حضرت در پناه بردن به خدا دعای نهم: دعاى آن حضرت در آرزو داشتن به آمرزش دعای دهم: دعاى آن حضرت در التجاء به خداى تعالى دعای یازدهم: دعاى آن حضرت در عاقبت به خيری‌ ها