عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۶ ارديبهشت
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
دعای دوم: «الصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ»
- درود بر محمد و آل او -
 
(وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ بَعْدَ هَذَا التَّحْمِیدِ فِی الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ:)
دعاى دوم از دعاهاى امام علیه السّلام است پس از این ستایش در درود بر رسول خدا ـ صلّى الله علیه و آله‏
 
گفته ‏اند: فایده صلوات بر آن حضرت براى فرستنده است كه بر اثر این عمل پاداش می‌ باید، زیرا خداى تعالى درجه و مقامى به آن بزرگوار داده و نعمت‌ هایى باد بخشیده كه درود و دعا بر آن چیزى نمی‌‌ افزاید، و گفته ‏اند: فایده آن درخواست بالا بردن درجه و افزوده شدن پاداش آن حضرت هم هست، زیرا نعمت‌ هاى خدا را اندازه نیست، و بر این گفتار اخبار رسیده از معصومین علیهم السّلام دلالت دارد، و روایات در فضل و برترى صلوات فرستادن بسیار است از آن جمله:
 
از حضرت صادق علیه السّلام رسیده كه رسول خدا صلّى الله علیه و آله فرمود: هر كه بر من درود فرستد خدا و فرشتگان بر او درود فرستند پس هر كه خواهد كم و هر كه خواهد بسیار درود فرستد، و هم از آن حضرت رسیده كه رسول خدا صلّى الله علیه و آله فرمود: ارفعوا اصواتكم بالصّلوة على فانّها تذهب النّفاق «صداهاتان را به درود بر من بلند كنید كه نفاق و دورویى را از بین می‌ برد» و درود بر آن حضرت در غیر نماز و هنگامی كه نام او برده نشده مستحب است و درود و تشهد نماز و هنگامی كه نام آن بزرگوار برده شود و اگر چه شنونده مشغول به نماز باشد واجب می‌ باشد، و اگر شنونده نام آن حضرت در نماز درود نفرستاد گفته‏ اند: نماز او باطل نمی‌‌ شود، و اگر نام آن حضرت پی‌ در پی برده شود براى کسی که مشغول نماز است پی‌درپی درود فرستادن واجب نیست، و گفته ‏اند: واجب، درود فرستادن بر آن حضرت است و درود بر آل او براى كمال و برترى آنست، و گفته ‏اند: درود بر آل نیز واجب است و این قول درست است و اخبار بر درستى آن بسیار می‌ باشد، از آن جمله رسول اكرم ـ صلّى الله علیه و آله ـ فرموده: لا تصلّوا علىّ الصّلوة البتراء، فقالوا یا رسول الله ما الصّلوة الببتراء؟ قال ان تقولوا: اللّهم صلّ على محمد، بل قولوا: اللّهم صل على محمّد و آل محمّد «بر من درود بى دنباله نفرستید، گفتند: یا رسول الله درود بى‌ دنباله چیست؟ فرمود: اینكه می‌ گویید:
 
اللّهم صل على محمّد، بلكه بگویید: اللّهم صل على محمّد و آل محمّد، و درود در آغاز دعا بر آن حضرت و آل او براى آنست كه با آن حاجت روا می‌ شود، حضرت صادق علیه السّلام فرموده: هر كه را بخداى عزّ و جلّ حاجتى باشد هنگام شروع به درخواست بر محمّد و آل او درود فرستد پس حاجت خود را بخواهد و باز بر محمّد و آل او درود فرستد، زیرا خداى عزّ و جلّ كریم‌تر و بخشنده‏تر است از اینكه دو طرف حاجت را بپذیرد و وسط را نپذیرد، چون درخواست درود بر محمّد و آل او پذیرفته است، و ناگفته نماند كه درود بر آن حضرت و بر آل او در نوشته ‏ها باید به طور آشكار نوشته شود نه بلفظ صلعم و مانند آن كه كمترین زیان آن از دست دادن پاداش بزرگ آن است، از رسول خدا ـ صلّى الله علیه و آله ـ رسیده كه فرمود: هر كه در كتابى بر من درود فرستد همواره فرشتگان براى او استغفار نموده آمرزش می‌ طلبند مادامی كه نام من در آن كتاب است).
 
(1) وَ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی مَنَّ عَلینَا بِمُحَمَّدٍ نَبِیهِ ـ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ دُونَ الْأُمَمِ الْمَاضِیةِ وَ الْقُرُونِ السَّالِفَةِ، بِقُدْرَتِهِ الَّتِی لَا تَعْجِزُ عَنْ شَی‏ءٍ وَ إِنْ عَظُمَ، وَ لَا یفُوتُهَا شَی‏ءٌ وَ إِنْ لَطُفَ.
و سپاس خداى را كه به محمّد پیغمبرش ـ صلّى الله علیه و آله ـ بر ما منّت نهاد (او را به ما ارزانى داشت) منّتى كه امّت‌ هاى گذشته و مردم پیش از ما از آن بى‌ بهره بودند به قدرت و توانایى كه از چیزى هر چند بزرگ باشد ناتوان نیست و چیزى از آن نمی‌‌ رهد اگر چه خرد باشد (واو در و سپاس خداى را عطف است به آنچه در دعاى یكم بیان شد، زیرا امام علیه السّلام این دعاء را به آن وصل می‌ نموده، چنان‌ كه از ظاهر عنوان این دعا بدست می‌ آید، یا اینكه‏ و او استیناف است، و این جمله از دعاء اشاره است بقول خداى تعالى «سوره آل عمران آیه 164»:
لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ اذْ بَعَثَ فیهِمْ رسولاً مِنْ انْفُسِهِمْ یتْلوا عَلَیهِمْ ایاتِه‏ وَ یزَكّیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الحِكْمَةَ وَ انْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفى ضَلالٍ مُبینٍ‏؛ یعنى خدا بر اهل ایمان منّت نهاد كه فرستاده ‏اى از خودشان در میان آنها برانگیخت كه بر آنان آیات او را بخواند و آنها را پاك گرداند و كتاب و حكمت «احكام و حقائق» را بیاموزد هر چند از آن پیش در گمراهى آشكار بودند).
 
(2) فَخَتَمَ بِنَا عَلَى جَمِیعِ مَنْ ذَرَأَ، وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى مَنْ جَحَدَ، وَ كَثَّرَنَا بِمَنِّهِ عَلَى مَنْ قَلَّ.
و ما را آخرین همه كسانی كه آفریده (از پیغمبران و امت‌ هایشان) قرار داد (در قرآن كریم «سوره فاطر آیه 24» فرموده: وَ انْ مِنْ امَّةٍ الاَّ خَلا فیها نَذیرٌ؛ «و هیچ امّتى نبوده جز آنكه در میانشان ترساننده و پیغمبرى بوده» پس ما را خاتم همه امّت‌ ها گردانید چون پس از ما امّتى نیست كه رسول و پیغمبرى براى آنها بفرستد) و (بعض از) ما (ائمّه اطهار علیهم السّلام) را بر كسانى (كفّار و منافقین) كه (دین و احكام خدا را) انكار كرده ‏اند گواه گردانید (این جمله اشاره است بقول خداى تعالى «سوره بقره آیه 143»: وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُم امَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى الناسِ وَ یكُونَ الرَّسُولُ عَلَیكُمْ شَهیداً؛ یعنى و همچنین شما مسلمانان را امّت وسط یعنى با عقل و عدالت قرار دادیم تا بر مردم «انكاركنندگان پیغمبر» گواه باشید، و رسول بر شما گواه باشد. از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده فرمود: گمان می‌ كنى مقصود خدا از این آیه همه اهل قبله و خداپرستان بوده؟! آیا می‌ اندیشى کسی که گواهى او در دنیا بر یك صاع (پیمانه) خرما روا نیست خداوند روز قیامت شهادت از او می‌ طلبد و آن را بر همه امّت‌ هاى گذشته می‌ پذیرد؟
چنین نیست، خدا این جور قصد نكرده، مقصود خدا امّتى است كه دعوت إبراهیم بر او واجب است‏ كُنْتُمْ خَیرَ امَّةٍ اخْرِجَتْ لِلنَّاسِ‏؛ «سوره آل عمران‌ آیه 110» یعنى شما بهترین امّت و گروهى هستید كه براى مردم به وجود آمده ‏اید» ایشان ائمه وسطى و بهترین امّت هستند كه براى مردم به وجود آمده ‏اند، و از امیرالمؤمنین على علیه السّلام‏ رسیده كه فرمود: خداى تعالى در گفتار خود: لِتَكونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ‏ ما را قصد نموده، پس رسول خدا صلّى الله علیه و آله بر ما گواه است و ما گواهان خداییم بر خلق او و در زمین حجّت او هستیم، و ماییم كسانی كه خداى تعالى فرموده: و كَذلِكَ جَعلْناكُم امَّةً وَسَطا؛ و ما را به نعمت خود بر كسانی كه اندك بودند فزونى بخشید (دین ما را تا پایان دنیا پایدار نمود به خلاف دین امّت‌ هاى گذشته كه زمان معینى بود، یا ما را بر آنها برتر و ارجمندتر گردانید).
 
(3) اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ أَمِینِكَ عَلَى وَحْیكَ، وَ نَجِیبِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ صَفِیكَ مِنْ عِبَادِكَ، إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ قَائِدِ الْخَیرِ، وَ مِفْتَاحِ الْبَرَكَةِ. 
بار خدایا درود فرست بر محمّد كه بر وحى و پیغام تو درستكار بود (بى‌ تغییر و تبدیل و كم و زیاد آن را به مردم رسانید) و برگزیده تو از آفریدگانت و دوست تو از بندگانت و پیشواى رحمت و مهربانى (اشاره به فرمایش خدای تعالى «سوره انبیاء آیه 107»: وَ ما ارْسَلْناكَ الاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ‏؛ یعنى ما تو را نفرستادیم جز آنكه براى جهانیان رحمت باشى) و پیشاهنگ خیر و نیكى، و كلید بركت (افزونى نیكبختى) است.
 
(4) كَمَا نَصَبَ لِأَمْرِكَ نَفْسَهُ 
همچنان‌ كه او براى انجام فرمان تو خود را آماده نمود.
 
(5) وَ عَرَّضَ فِیكَ لِلْمَكْرُوهِ بَدَنَهُ 
و در راه (رساندن دین و احكام) تو تن خویش را آماج (هر گونه) آزار ساخت.
 
(6) وَ كَاشَفَ فِی الدُّعَاءِ إِلَیكَ حَامَّتَهُ 
و در دعوت (مردم) به سوى تو با خویشاوندانش (كه زیر بار نمی‌‌ رفتند) دشمنى آشكار نمود.
 
(7) وَ حَارَبَ فِی رِضَاكَ أُسْرَتَهُ 
و در (راه) رضا و خوشنودیت (خواسته است) با قبیله ‏اش كارزار كرد.
 
(8) وَ قَطَعَ فِی إِحْیاءِ دِینِكَ رَحِمَهُ. 
و در زنده (برپا) داشتن دین تو از خویشانش دورى گزید (دین تو را بر هر چیز مقدّم داشت و از آنچه مقتضى خویشاوندى است چشم پوشید).
 
(9) وَ أَقْصَى الْأَدْنَینَ عَلَى جُحُودِهِمْ 
و نزدیكان (خویشان) را بر اثر انكارشان (تو را) دور گردانید (رشته دوستى را با آنها گسیخت).
 
(10) وَ قَرَّبَ الْأَقْصَینَ عَلَى اسْتِجَابَتِهِمْ لَكَ. 
و دوران (بیگانگان) را بر اثر پذیرفتنشان‏ (دین تو را) نزدیك نمود (با آنها راه یگانگى پیش گرفت).
 
(11) وَ وَالَى فِیكَ الْأَبْعَدِینَ 
و در راه تو با دورترین (مردم) دوستى كرد.
 
(12) وَ عَادَى فِیكَ الْأَقْرَبِینَ 
و درباره تو با نزدیك ترین (خویشان) دشمنى نمود.
 
(13) و أَدْأَبَ نَفْسَهُ فِی تَبْلِیغِ رِسَالَتِكَ 
و در رساندن پیام تو خود را خسته كرد.
 
(14) وَ أَتْعَبَهَا بِالدُّعَاءِ إِلَى مِلَّتِكَ. 
و با دعوت به دین تو خود را به رنج افكند.
 
(15) وَ شَغَلَهَا بِالنُّصْحِ لِأَهْلِ دَعْوَتِكَ 
و به نصیحت و پند كسانی كه آنان را (به راه حق) دعوت كرده ‏اى خود را مشغول داشت.
 
(16) وَ هَاجَرَ إِلَى بِلَادِ الْغُربَةِ، وَ مَحَلِّ النَّأْی عَنْ مَوْطِنِ رَحْلِهِ، وَ مَوْضِعِ رِجْلِهِ، وَ مَسْقَطِ رَأْسِهِ، وَ مَأْنَسِ نَفْسِهِ، إِرَادَةً مِنْهُ لِإِعْزَازِ دِینِكَ، وَ اسْتِنْصَاراً عَلَى أَهْلِ الْكُفْرِ بِكَ. 
و (از مكّه معظمه) هجرت و دورى نمود به شهرهاى غربت (مدینه و اطراف آن) و به جاى دور از جاى خویشاوندان و جاى قدم (پرورشگاهش) و جاى به دنیا آمدن و جاى انس و خو گرفتنش (جمله و مسقط رأسه یعنى جاى فرود آمدن، و به دنیا آمدن از سر منافات ندارد با آنچه در اخبار رسیده كه از خصائص آن حضرت صلّى الله علیه و آله است كه هنگام ولادت از پا به دنیا آمد، زیرا مسقط الراس كنایه از جاى به دنیا آمدن است خواه از سر خواه از سر پا، و روایت شده: چون آن حضرت از مكّه هجرت نمود متوجّه آن گردید و گمان كرد دیگر به آنجا برنمی‌‌ گردد، دل شكسته شده گریه كرد، جبرئیل علیه السّلام آمد و این آیه بر او خواند «سوره قصص آیه 85»: انَّ الَّذى فَرَضَ عَلَیكَ الْقُرانَ لَرادُّكَ الى مَعادٍ؛ یعنى آنكه «تبلیغ» قرآن را بر تو واجب نمود تو را به جایگاه خود بازگرداند) و خواسته آن حضرت از هجرت براى ارجمند نمودن دین تو و یارى خواستن (براى غلبه) بر اهل كفر (ملل مختلفه) بود.
 
(17) حَتَّى اسْتَتَبَّ لَهُ مَا حَاوَلَ فِی أَعْدَائِكَ 
تا آنچه (فتح و فیروزى) كه درباره دشمنانت (كافرین به تو) خواسته بود به دست آمد.
 
(18) وَ اسْتَتَمَّ لَهُ مَا دَبَّرَ فِی أَوْلِیائِكَ.
و آنچه (بزرگى و نیك بختى) كه درباره دوستانت (مؤمنین به تو) می‌ اندیشید انجام یافت.
 
(19) فَنَهَدَ إِلَیهِمْ مُسْتَفْتِحاً بِعَوْنِكَ، وَ مُتَقَوِّیاً عَلَى ضَعْفِهِ بِنَصْرِكَ 
پس در حالى كه به مدد تو یارى می‌ طلبید، و با ناتواناییش به یارى تو نیرو می‌ یافت به جنگ ایشان (دشمنانت) قیام نمود.
 
(20) فَغَزَاهُمْ فِی عُقْرِ دِیارِهِمْ. 
پس با آنها در میان خانه‏ هاشان جنگید.
 
(21) وَ هَجَمَ عَلَیهِمْ فِی بُحْبُوحَةِ قَرَارِهِمْ 
و در وسط منازلشان ناگهان بر آنان تاخت (مانند جنگیدن آن حضرت با بنوقینقاع «گروهى از یهود» و بنونضیر «قبیله بزرگى از ایشان» كه در خانه ‏هاشان با آنها جنگ كرد و آنها را در پناهگاهشان محاصره و از رسیدن كمك به آنها جلوگیرى نمود).
 
(22) حَتَّى ظَهَرَ أَمْرُكَ، وَ عَلَتْ كَلِمَتُكَ، وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ‏. 
تا امر و فرمان (شریعت) تو آشكار شد، و كلمه ‏ات (دعوت به اسلام) بلند گردید (افزایش یافت) هر چند مشركین كراهت داشتن (نمى‏ پسندیدند).
 
(23) اللَّهُمَّ فَارْفَعْهُ بِمَا كَدَحَ فِیكَ إِلَى الدَّرَجَةِ الْعُلْیا مِنْ جَنَّتِكَ 
بار خدایا به رنجى كه آن حضرت درباره (دین) تو كشید او را به بالاترین درجه و مقام بهشت خود برآور.
 
(24) حَتَّى لَا یسَاوَى فِی مَنْزِلَةٍ، وَ لَا یكَافَأَ فِی مَرْتَبَةٍ، وَ لَا یوَازِیهُ لَدَیكَ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ، وَ لَا نَبِی مُرْسَلٌ. 
تا هیچ‌ كس در رتبه با او مساوى و در مقام همانند نباشد، و هیچ فرشته مقرّب و پیغمبر مرسل (صاحب شریعت) با او برابرى نكند.
 
(25) وَ عَرِّفْهُ فِی أَهْلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ أُمَّتِهِ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ حُسْنِ الشَّفَاعَةِ أَجَلَّ مَا وَعَدْتَهُ 
و او را از شفاعت نیكو (شفاعت پذیرفته شده) درباره خویشانش كه (از هر عیب و نقصى) پاكیزه ‏اند (ائمّه معصومین علیهم السّلام) و مؤمنین از امّتش بیش از آنچه به آن حضرت وعده داده ‏اى عطا فرما (وعده ما شفاعت به آن بزرگوار اشاره است به آنچه خداى تعالى در قرآن كریم «سوره ضحی آیه 5» فرموده: وَ لَسَوْفَ یعْطیكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‏؛ یعنى و پروردگارت به زودى بتو عطا كند «در دنیا فتح و فیروزى و در آخرت مقام شفاعت» كه خوشنود گردى، (و مراد از شفاعت آن حضرت درباره اهل بیت طاهرین و ائمّه معصومین ـ علیهم السّلام ـ شفاعت خاصّه است كه در خواست بلندى درجه و مقام ایشان است، نه درخواست گذشت از گناهان، چون آنها معصومین و از هر گناه و خطاء آراسته ‏اند).
 
(26) یا نَافِذَ الْعِدَةِ، یا وَافِی الْقَوْلِ، یا مُبَدِّلَ السَّیئَاتِ بِأَضْعَافِهَا مِنَ الْحَسَنَاتِ إِنَّكَ‏ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ‏.
اى انجام‌ دهنده وعده (كه هرگز خلاف نكنى) اى وفاكننده گفتار، اى بدل‌ كننده بدی‌ ها به چندین برابرش از خوبی‌ ها (اشاره به فرمایش خداى تعالى «سوره فرقان آیه 70»: الا مَنْ تابَ وَ امَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحا فَاولئِكَ یبَدِّل اللَّهُ سَیئاتِهِمْ حَسَناتٍ‏ «جز آنانكه توبه كنند و ایمان آورند و عمل نیكو انجام دهند پس خدا گناهان آنها را بثواب‌ ها تبدیل گرداند» و تبدیل گناه بچندین برابرش از ثواب را سبب‏ آنست كه چون سیئه و گناه بنده بحسنه و ثواب تبدیل شود چنان است كه حسنه ‏اى بجا آورده و خداى تعالى فرموده «سوره انعام آیه 160»: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ امْثالِها یعنى هر كه كار نیكو كند او را ده برابر آن خواهد بود) كه تو صاحب احسان و نیكى بزرگ می‌ باشى. 
 
ترجمه و شرح صحیفه کامله سجادیه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط دعای اول: ستایش نمودن خدای عزوجل دعای سوم: درود بر حمله (نگاه دارندگان) عرش دعای چهارم: درود بر كساني كه به پيغمبران ايمان آورده ‏اند دعای پنجم: دعاى آن حضرت براى خود و نزديكانش دعای ششم: دعاى آن حضرت هنگام بامداد و شام دعای هفتم: دعاى آن حضرت در مهمّات و سختي ها دعای هشتم: دعاى آن حضرت در پناه بردن به خدا دعای نهم: دعاى آن حضرت در آرزو داشتن به آمرزش دعای دهم: دعاى آن حضرت در التجاء به خداى تعالى دعای یازدهم: دعاى آن حضرت در عاقبت به خيری‌ ها