عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۹ يکشنبه ۴ خرداد
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
خطبه صد و بیست و ششم:
 
از سخنان آن حضرت عليه السلام است در وقتى كه از او به تندى پرسيدند كه چرا عطا و بخشش (بيت المال و صدقات و غنائم) را ميان مردم بالسويه تقسيم مى ‏نمايد:
 
و اشخاصى را كه سبقت در اسلام داشته و (در جنگ ها حاضر و يا) داراى شرافت و بزرگى بودند برترى نمى ‏دهد (سنت و طريقه رسول خدا صلى الله عليه و آله بر اين بود كه در تقسيم بيت المال ميان مسلمانان فرق نمى ‏گذاشت ابوبكر هم در زمان خلافتش به همان رويه رفتار كرد، ولى چون عمر به خلافت رسيد سنت آن حضرت را تغيير داده بعضى را بر ديگران برترى داد، و عثمان در خلافتش طريقه عمر را بسط داده به دلخواه خود به هر كه هر چه مى‏ خواست مى ‏بخشيد، و چون اميرالمؤمنين عليه السلام به خلافت ظاهريه منصوب گرديد به سنت پيغمبر اكرم رفتار نمود، و اين رويه برخلاف عادت و ميل فتنه جويان بود به اين سبب طلحه و زبير نقض بيعت كرده از آن بزرگوار دورى نمودند و جمعى هم به معاويه پيوستند، پس گروهى از اصحاب به خدمت حضرت آمده درخواست نمودند كه در تقسيم بيت المال بعضى را ترجيح دهد، امام عليه السلام فرمود): 
 
(1) آيا دستور مى ‏دهيد مرا كه يارى بطلبم به ظلم و ستم بر کسی که زمامدار او شده ‏ام؟ (به سنت پيغمبر اكرم رفتار نكرده به زيردستان ستم روا داشته خود را مشمول خشم پروردگار گردانم!) سوگند به خدا اين كار را نمى ‏كنم مادامى كه شب و روز دهر مختلف و ستاره ‏اى در آسمان (با قوه جاذبه) ستاره ‏اى را قصد مى ‏نمايد (هرگز چنين نخواهم كرد) 
 
(2) اگر بيت المال مال شخص من هم بود آن را بالسويه ميان مسلمانان تقسيم مى ‏نمودم، پس چگونه (يكى را بر ديگرى امتياز دهم) و حال آنكه مال خدا است (و زيردستان و مستمندان جيره خوار او هستند)! 
 
(3) پس حضرت عليه السلام (در مفاسد بخشيدن بيت المال به غير مستحق) فرمود:
 
آگاه باشيد كه بخشيدن مال به غير مستحق ناروا و اسراف است (خداوند سبحان در قرآن كريم س 17 ى 26 فرموده: و لا تبذر تبذيرا (ى 27) إن المبذرين كانوا إخوان الشياطين؛‏ يعنى اسراف مكن و مال خود را در غير رضاى خدا پراكنده مساز، زيرا اسراف كنندگان برادران و ياران ديوان هستند) و دادن مال به غير مستحق دهنده اشرار در دنيا (بر حسب ظاهر) بلند مرتبه مى‏ گرداند (گيرنده در پيش او براى خوشامد اظهار كوچكى و فروتنى مى ‏نمايد) و در آخرت او را پایین مى ‏آورد (پست مى‏ سازد چون بيچارگى و عذاب هميشگى را در بر دارد) و در ميان مردم او را گرامى داشته و در نزد خدا خوارش مى ‏نمايد (زيرا ارجمند نزد حق تعالى كسى است كه به دستور او رفتار نمايد) 
 
(4) و هيچ مردى مالش را بيجا صرف نكرد و به غير مستحق نداد مگر آنكه خداوند او را از سپاسگزارى ايشان بازداشت و دوستى آنان براى غير او بود، پس اگر روزى نعل (كفش) او بلغزد (پيشامد بدى براى او رخ دهد) و به يارى و همراهيشان نيازمند باشد آنها بدترين يار و سرزنش كننده ترين دوست مى ‏باشند.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن