عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ سه شنبه ۱۹ آذر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه صد و بیست و یکم:
 
از سخنان آن حضرت عليه السلام است که براى خوارج نهروان فرموده‏:
 
موقعى كه به لشگرگاه ايشان تشريف برد براى آنكه آنها حكومت حكمين را انكار كرده و بر اين گفته ايستادگى داشتند (و مهياى جنگ با معاويه و لشگر شام بودند) پس امام عليه السلام فرمود: 
 
(1) آيا همه شما با ما در جنگ صفين حاضر بوديد؟ گفتند: بعضى از ما حاضر بوده و برخى هم نبوديم، 
 
(2) فرمود: دو دسته شويد كسانی كه در صفين حاضر بودند در يك جرگه و كسانی كه حاضر نبوده ‏اند در جرگه ديگر تا بر هر دسته به اقتضاى گفتارش سخن بگويم، 
 
(3) پس فريادكنان به مردم فرمود از سخن گفتن خوددارى كرده براى (شنيدن) گفتارم خاموش گرديد، و دل هاتان را به من متوجه نمایيد، و هر كه را براى گواهى بخواهم طبق علم و اطلاعش در آن باب سخن گويد، 
 
(4) بعد از آن امام عليه السلام با ايشان سخنان بسيار فرمود از جمله:
 
آيا هنگامی كه اهل شام از روى حيله و ريو و مكر و فريب قرآن ها بر سر نيزه ‏ها زدند نگفتيد كه ايشان برادران ما بوده مانند ما مسلمانند، فسخ محاربه و خاتمه دادن به جنگ از ما مى ‏طلبند و رو به قرآن آورده راحتى و آسايش را درخواست نموده ‏اند و مصلحت آنست كه درخواستشان را پذيرفته غم و اندوهشان را برطرف نماييم؟ 
 
(5) پس به شما گفتم: اين كار اهل شام (كه به وسيله‏ بر سر نيزه زدن قرآن از ما صلح مى ‏طلبند) ظاهرش ايمان و خداپرستى و باطنش ظلم و ستم است و اولش مهربانى و آخرش پشيمانى (اكنون كه شكست خورده ‏اند اظهار دوستى و يگانگى مى ‏نمايند، ولى چون تسلط يابند، به شما ظلم و ستم خواهند نمود، و آنگاه از اين دلسوزى بر آنها پشيمان خواهيد شد و سودى نخواهد داشت) پس رويه خود را تعقيب كنيد و به راهى كه مى ‏رفتيد ادامه دهيد، و براى جهاد و جنگ (با ايشان) دندان به روى دندان نهيد (شكيبا باشيد تا به فتح و فيروزى برسيد) 
 
(6) و به سوى فرياد كننده ‏اى كه فرياد می كند (معاويه و عمرو ابن عاص، كه شما را به قرآن گول مى ‏زنند) متوجه نشويد كه اگر درخواست او پذيرفته شود گمراه گرداند (زندگى را بر شما سخت و سرگردانتان مى ‏نمايد) و اگر اعتنایى به او نشود ذليل و خوار خواهد شد، 
 
(7) و (ليكن گفتار و اندرزم را نپذيرفتيد، و) اين كار (راضى شدن شما به حكومت حكمين) انجام گرفت و ديدم شما را كه بر آن اقدام و كوشش نموديد، سوگند به خدا اگر از حكومت حكمين امتناع كرده زير بار آن نمى ‏رفتم واجبى از آن بر من فرض نمى ‏شد و خداوند گناه ترك آن را بر من بار نمى ‏نمود (چون برخلاف حق رفتار نكرده، بلكه طبق دستور الهى مخالفت كرده بودم) و به خدا سوگند اگر اقدام بر آن مى‏ نمودم سزاوار بودم كه از من پيروى بشود و كتاب خدا (قرآن كريم) با من است از زمانی كه با آن مصاحب و همراه گرديده ‏ام جدا نگشته ‏ام (از وقتى كه به پيغمبر اكرم ايمان آورده ‏ام بر كارى مخالف قرآن اقدام ننموده ‏ام، پس دو دسته شدن شما به اينكه دسته ‏اى بگویيد تحكيم واجب و دسته ‏اى حرام، مورد ندارد، زيرا رفتار من طبق قرآن است واجب را بجا آورده و حرام مرتكب نمى ‏شوم) 
 
(8) پس (امام عليه السلام ايمان و ثبات قدم نيكان گذشتگان اصحاب رسول خدا را يادآورى نموده و براى ابطال گفتار مخالفين مى ‏فرمايد:) ما با رسول خدا صلى الله عليه و آله بوديم و (با كفار و مشركين جنگ مى ‏كرديم، و) قتل و خونريزى ميان پدران و فرزندان و برادران و خويشان دور مى ‏زد، و (براى پيشرفت اسلام اهميتى به آن نداده مخالفت امر و فرمان آن بزرگوار نمى ‏كرديم و) بر هر مصيبت و سختى (كه پيش مى ‏آمد چيزى) نمى ‏افزوديم مگر ايمان (به خدا و رسول) و اقدام به حق و تسليم بودن به امر و فرمان (آن حضرت) و شكيبایى بر سوزش زخم ها، 
 
(9) ولى (اكنون نزاع ما با كفار و مشركين نيست تا به همان رويه با آنان بجنگيم، بلكه) امروز با برادران مسلمان خود مى ‏جنگيم بر اثر آنچه در اسلام داخل گشته از قبيل ميل به كفر و كجى‏ (دست شستن از حق) و اشتباه (حق به باطل) و تأويل (نادرست يعنى سخن برخلاف حق و حقيقت گفتن، خلاصه امروز مى‏ جنگيم كه اسلام به حال خود باقى ماند و به زمان جاهليت برنگردد) 
 
(10) پس هرگاه وسيله ‏اى به دست آوريم كه خداوند به سبب آن پراكندگى ما را گرد آورد و بر اثر آن به آنچه كه در بين ما باقى است (الفت و دوستى) به يكديگر نزديك شويم (اگر راهى بيابيم كه موجب صلح و صفا و تقويت اسلام باشد) به آن ميل و رغبت داشته از غير آن (جنگ) خوددارى خواهيم نمود (زيرا منظور خونريزى نيست، بلكه هدايت و راهنمایى است، چنانكه در خطبه پنجاه و چهارم به اين نكته اشاره فرموده است).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن