عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه صدم:
 
از خطبه‏ هاى ديگر (آن حضرت عليه السلام) است مشتمل بر حوادث و پيش آمدهاى سخت (كه بعد از آن بزرگوار واقع شده):
 
(1) او است خداوندى كه پيش از هر اولى اول (و مبدأ) است (پس هر اولى مؤخر از او است) و بعد از هر آخرى آخر (و مرجع) مى ‏باشد (پس برگشت هر آخرى به سوى او است) به سبب اول (و مبدأ بودن) او لازم است كه اول (و مبدأ) نداشته باشد (وگرنه مبدأ هر چيز نبود) و به جهت آخر (و مرجع بودن) او لازم است كه آخر (و مرجع) نداشته باشد (وگرنه مرجع هر چيز نيست، خلاصه ازلى و ابدى است كه چيزى پيش از او نبوده و بعد از او نمى ‏باشد) و گواهى مى‏ دهم به اينكه به جز او خدایى نيست گواهى كه پنهان و آشكار و دل و زبان در آن موافقت دارند (و نفاق و دورویى در آن راه ندارد).
 
(2) مردم! دشمنى و مخالفت با من شما را به گناه (تكذيب گفتارم) وادار ننمايد، و (در آنچه خواهم گفت) نافرمانى از من شما را حيران و سرگردان نسازد، و چون چيزى (خبر از غيب) از من بشنويد به يكديگر چشم نيندازيد (به شگفت نيامده انكار نكنيد) پس سوگند به آن كس كه دانه را (زير زمين) شكافته و انسان را آفريده آنچه به شما خبر مى ‏دهم (از پيش خود نمى‏ گويم، بلكه) از پيغمبر صلى الله عليه و آله است كه امى بوده (هر چه فرموده از وحى الهى است از كسى نياموخته) و دروغ نگفته، و شنونده (فرمايشات او يعنى امام عليه السلام) نادان نبوده است (خلاصه اين خبر وحى الهى است به پيغمبر اكرم:)
 
(3) مانند آن است كه مى ‏بينم كسی را (معاويه يا عبدالملك ابن مروان) در ضلالت و گمراهى بسيار كه به شام بانگ زند (مردم را گرد آورد) و بيرق هاى خود را در اطراف كوفه نصب كند، پس چون دهن باز نمايد (مردم را طعمه شمشير قرار دهد) و دهنه لجام او سخت (بسيار سركش) گردد، و پا زدنش در زمين سنگين باشد (جورش همه را فرا گيرد) و فتنه و آشوب به نيش دندان مردان زمانش را بگزد (مردم مبتلى به قتل و غارت و درد و اندوه گردند) و موج هاى جنگ به حركت آيد (جنگ هاى سخت پيش آيد) و روزها (به سبب ظلم و ستم) گرفته و در هم اند، و شب ها (به سبب درد و اندوه) دلخراش هستند (خلاصه آن مرد گمراه كوفه را ويران كرده مردم را دقيقه ‏اى آسوده نگذارد)
 
(4) پس آنگاه كه كشت آن گمراه (از تخم فتنه و فساد) برویيد، و شاخه آن نمو نمايد (بر مردم مسلط شود) و شقشقه‏ هاى او صدا كند (شقشقه چيزى است مانند شش گوسفند كه هنگام مستى از دهن شتر بيرون آمده صدا كند، يعنى فرمان هاى ناحق دهد) و برق شمشيرهايش بدرخشد (طغيان و سركشی اش به حد كمال رسيده و بيم و ترس از او در دل هاى قوى جا گيرد، آنگاه) بيرق هاى فتنه و آشوب كه رهایى از آن نيست استوار مى‏ گردد، و مانند شب تاريك و درياى موج دار (پى در پى به مردم) رو آورد،
 
(5) اين است، و چقدر باد سخت‏ و صدا دار كوفه را بشكافد (ويران نمايد) و باد تند بر آن بوزد (خونريزی ها در آن واقع گردد) و پس از زمان كمى گروهى با گروهى بپيچند (به زد و خورد مشغول گردند) و (از سنبله آدمى) آنچه برپا است (قوى است) درو شود (كشته می شود) و آنچه درو شده (ضعيف و ناتوان) است (در زير دست و پاى فتنه جويان) خورد مى ‏گردد (خلاصه از پى يكديگر هلاك گشته و هر سال از كشت تخم فتنه و آشوب خرمن ها از كشته آدميان بر باد رود).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن