عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ سه شنبه ۳۰ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه هشتاد و چهارم:
 
از خطبه‏ هاى آن حضرت عليه السلام است (در توحيد و ذكر بعضى از صفات حق تعالى):
 
[قسمت اول خطبه‏]
 
(۱) گواهى مى ‏دهم معبودى بسزا نيست جز خدا، يگانه ‏ايست كه شريك ندارد، اول است كه پيش از او چيزى نبوده (ازلى و مبدا هر موجودى است) و آخر است كه براى او حد و انتهایى نيست (ابدى و منتهى اليه همه موجودات است)
 
(2) وهم ها به هيچ يك از صفات او نمى ‏رسند (درك نمى ‏كنند، زيرا او را صفت زائده بر ذات نيست تا وهم آن را دريافته وصف نمايد) و دل ها (عقل ها) او را به كيفيت و چگونگى تصديق نمى ‏نمايند (زيرا او را كيفيتى نيست تا عقل آن را بيان‏ كند) و تجزيه و تبعيض براى او روا نيست (زيرا جزء و تركيب شايسته ممكن است) و چشم ها و دل ها به او احاطه ندارد (زيرا محدود به حدى نيست تا چشم او را ببيند و عقل حقيقتش را درك نمايد.
 
حضرت در اين چند جمله كوتاه جميع مسائل توحيد را بيان فرموده و منتهى درجه فصاحت و بلاغت را به كار برده و اين يكى از فضائل بزرگ آن بزرگوار است كه ديگران را از آن بهره ‏اى نيست).
 
[قسمت دوم خطبه‏]
 
قسمتى از اين خطبه (در پند و اندرز به مردم) است:
 
(3) بندگان خدا از موعظه‏ هاى سودمند پند پذيريد، و از علامت هاى درخشنده و آشكار (آيات قرآن كه خير و شر و پيش آمدهایى كه بر اثر معصيت و نافرمانى بر امم سابقه وارد شده بيان كرده) عبرت گيريد، و از هر گونه انذار (عذاب هاى الهى) كه (در قرآن و سنت) وارد شده (از گناه) دورى كنيد، و از يادآورى و پندها (ى پند دهندگان) بهره ‏مند گرديد،
 
(4) گويا چنگال هاى مرگ (مانند چنگال درندگان) به شما در آويخته است (اجل به شما نزديكست) و علاقه و دلبستگى به آرزو از شما جدا گرديده، و كارهاى سخت رسوا كننده (جان دادن و با دست تهى از اين عالم بيرون شدن و در قبر كه جايگاه‏ وحشت و ترس است سكنى نمودن و مانند اينها) و سوق دادن به جایى (قيامت) كه وارد شدنى است (همه خلائق به آنجا وارد خواهند گشت) شما را فرا گرفته است،
 
(5) و (در اين راه) با هر كسى يك راننده و يك گواهى دهنده ‏اى است: راننده ‏اى (مرگ) كه او را به محشر می راند، و گواهى دهنده ‏اى (اعضاء و جوارح) كه به كردار (نيك و بد) او گواهى مى ‏دهد.
 
[قسمت سوم خطبه‏]
 
قسمتى از اين خطبه در وصف بهشت است:
 
(6) بهشت داراى درجه و پايه‏ هايى است كه بر يكديگر برترى دارد، و داراى منزل هايى است كه از هم امتياز دارد (به جهت آنكه مراتب معرفت و كمال اهل ايمان از يكديگر تفاوت دارد، پس هر كس بر حسب كردار و اخلاص خود در دنيا درجه و منزلى را در آنجا دريابد، چنانكه در قرآن كريم س 6 ى 132 مى ‏فرمايد: و لكل درجات مما عملوا و ما ربك بغافل عما يعملون؛‏ يعنى براى هر يك از مردم به ازای كردارشان پايه‏ هايى است و پروردگار تو از آنچه كه بجا مى ‏آورند بى ‏خبر نيست)
 
(7) آسايش و خوشى در آن زائل نمى‏ گردد (چنانكه در قرآن كريم س 13 ى 35 مى‏ فرمايد: مثل الجنة التي وعد المتقون تجري من تحتها الأنهار أكلها دائم و ظلها، تلك عقبى الذين اتقوا، و عقبى الكافرين النار؛ يعنى صفت و چگونگى بهشتى كه به پرهيزكاران وعده داده شده آنست كه زير آن جوی ها جارى است، ميوه آن هميشه باقى و برقرار و سايه آن هميشه گسترده است، آنجا منتهى جايگاه پرهيزكاران است و عاقبت كفار آتش دوزخ باشد) مقيم در آن كوچ نمى ‏كند و از آنجا بيرون نخواهد شد (چنانكه در قرآن كريم س 57 ى 12 مى ‏فرمايد: يوم ترى المؤمنين و المؤمنات يسعى نورهم بين أيديهم و بأيمانهم بشراكم اليوم جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها، ذلك هو الفوز العظيم؛‏ يعنى روزى را مى ‏بينى كه نور ايمان مردان و زنان كه ايمان آورده ‏اند در پيش رو و جانب راست آنها مى‏ درخشد «اين براى آن است كه نامه اعمال آنان را از پيش و سمت راستشان مى ‏دهند بر خلاف كفار و منافقين كه نامه اعمالشان از پشت سر و طرف چپشان داده می شود» و فرشتگان به آنها مى ‏گويند مژده باد شما را امروز كه در بوستان هایى كه در زير آنها نهرها جارى است وارد مى ‏شويد و در آنها جاويد هستيد و اين براى آنان رستگارى بزرگى است) و جاويد در آن پير نمى ‏شود، و ساكن در آن فقير نمى ‏گردد (زيرا پيرى و فقر مستلزم رنج و ناتوانى است و اين دو در بهشت نيست، چنانكه در قرآن كريم س 35 ى 34 مى ‏فرمايد: و قالوا الحمد لله الذي أذهب عنا الحزن إن ربنا لغفور شكور، ى 35 الذي أحلنا دار المقامة من فضله لا يمسنا فيها نصب و لا يمسنا فيها لغوب؛‏ يعنى كسانی كه داخل بهشت می شوند مى ‏گويند سپاس خدایى را سزا است كه حزن و اندوه را از ما دور گردانيد، پروردگار ما، آمرزنده گناهكاران و جزاء دهنده سپاسگزاران است، خداوندى كه از فضل و بخشش خود، ما را به جايگاه هميشگى جاى داد كه در آنجا رنج و ناتوانى به ما رو نمى ‏آورد).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن