عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ دوشنبه ۲۰ آبان
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
کد : 18325-136     

«ج»

جاعل: فردى كه قرارداد جعاله را منعقد مى كند.
جاهل به مسأله: ناآشنا به مسأله; كسى كه مسائل شرعى را نمى داند.
جاهل قاصر: جاهلى كه در جهلش مقصر نيست; كسى كه مسائل شرعى را نمى داند و مقصر هم نيست، چون در شرايطى است كه امكان دسترسى به احكام الهى برايش وجود ندارد و يا اصلا خود را جاهل نمى داند.
جاهل مقصر: جاهلى كه در جهلش مقصر است; كسى كه امكان آموختن مسائل و احكام الهى را داشته است ولى عمداً در فراگيرى آن كوتاهى كرده است.
جبيره: مرهم; پارچه; باند يا پوششى كه زخم يا شكستگى را با آن مى بندند.
جبين: يك قسمت از پيشانى از دو طرف ابروها.
جُرح، جروح: زخم; جراحت.
جعاله: قرادادى شرعى كه طى آن كسى اعلام مى كند اگر هر كس براى او كار معينى را انجام دهد، پاداش و مزد مشخص به او مى پردازد، مثلا اگر فردى اعلام كند كه هر كس گمشده مرا پيدا كند، فلان مبلغ به او مژدگانى مى دهم. فرد قرار گذار را «جاعل» عمل كننده به آن را «عامل» و مبلغ تعيين شده را «جُعل» مى نامند.
جّلال: حيوان حلال گوشتى كه به خوردن نجاسات انسان عادت كرده است.
جِلد: پوست.
جماع: آميزش جنسى; مقاربت.
جنابت: جُنُب شدن
جُنُب: كسى كه بدليل خروج منى يا آميزش جنسى، غسل بر او واجب شده باشد.
جنون: ديوانگى; صفت كسى كه فاقد تشخيص نفع و ضرر، بدى و خوبى است و در روانپزشكى به كسى مى گويند كه با واقعيت قطع رابطه مى كند و داراى توهم و هذيان است.
جنين: موجود مهره دارى كه هنوز رشد كافى براى زندگى در بيرون از رحم را پيدا نكرده، اما داراى ساختار بدنى و اندامها مى باشد.
جهر: با صداى بلند چيزى را خواندن; بلند كردن آواز; نمازهاى جهرى: به نمازهاى صبح و مغرب و عشا گفته مى شود كه بر مردان واجب است حمد و سوره اين نمازها را بلند بخوانند.

موارد مرتبط «آ» «ب» «ت» «ث» «ح» «خ» «د» «ذ» «ر» «ز»
نظر شما :
captcha