عربی
بروزرسانی: ۱۴۰۱ دوشنبه ۱۲ ارديبهشت
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
خطبه دویست و هشتم:
 
از سخنان آن حضرت عليه السلام است (در شكايت از قريش و آنها كه حق آن بزرگوار را غصب كردند كه از راه مناجات با خدا عرض می كند):
 
[قسمت اول خطبه‏]
 
(1) بار خدايا! من بر (انتقام از) قريش و كسانی كه آنان را يارى كردند از تو كمك مى ‏طلبم، زيرا آنها خويشى و اتصال مرا (با حضرت رسول) قطع كردند (و خلافتى را كه براى من تعيين فرموده‏ بود غصب نمودند) و ظرف (مقام و منزلت و آبروى حرمت) مرا ريختند، و براى زد و خورد با من براى حقى كه از ديگرى به آن سزاوارتر بودم گرد آمدند، 
 
(2) و گفتند: آگاه باش كه حق آنست كه آن را بگيرى، و حق آنست كه آن را از تو باز گيرند (حق را گرفتن و از دست دادن تو يكسان است، پس اگر والى گردى ولايتت حق است، و اگر غير تو هم والى گردد او نيز حق است) پس با غصه و رنج شكيبایى كن يا با تأسف و اندوه بمير (در صورتی كه از غصب خلافت راضى نباشى چاره ‏اى ندارى مگر شكيبا بودن يا مردن) 
 
(3) پس در آن هنگام ديدم مرا يار و دفاع كننده و ياورى نيست مگر اهل بيتم كه
 
(4) دريغ داشتم از اينكه مرگ ايشان را دريابد (به زد و خورد راضى نشدم كه اهل بيتم تباه نشوند) پس چشم خاشاك رفته را بر هم نهادم و با استخوان در گلو آب دهن فرو بردم، و براى فرو نشاندن خشم صبر كردم به چيزى كه از حنظل (گياهى است بسيار تلخ) تلخ‏ تر و براى دل از كاردهاى بزرگ دردناك تر بود. (سيد رضى فرمايد:) اين سخن (و قسمتى كه در زير درباره اصحاب جمل ذكر می شود) در بين خطبه ‏اى كه پيشتر بيان شد (خطبه صد و هفتاد و يكم) گذشت، ولى من براى اختلافى كه در دو روايت بود دوباره آن را اينجا آوردم.
 
[قسمت دوم خطبه‏]
 
و قسمتى از اين سخنان است درباره آنان كه به قصد جنگيدن با آن حضرت عليه السلام به بصره رفتند (طلحه و زبير و پيروانشان) 
 
(5) بر حكمفرمانان از طرف من (عثمان ابن حنيف و ديگران) و بر خزانه داران بيت المال مسلمان ها كه در اختيار من بود و بر مردم شهرى (بصره) كه همه پيرو و بر بيعت من بودند وارد گشتند، 
 
(6) و اختلاف بين ايشان انداخته جمعيت و اتفاقشان را بر من پراكندند (پس از ورود اصحاب جمل به بصره جمعى از اهل آن ديار نقض بيعت آن حضرت نمودند) و بر شيعه و پيروانم هجوم كرده گروهى از آنها (مستحفظين بيت المال) را به حيله و نادرستى به قتل رسانيدند، و جمعى از آنان براى شمشير زدنشان فشار دندان داده (با مخالفين جنگيده) با آن شمشيرها زد و خورد كردند تا به راستى (با ايمان و اعتقاد پاك) خدا را ملاقات نمودند (كشته شدند).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن