عربی
بروزرسانی: ۱۴۰۱ دوشنبه ۱۲ ارديبهشت
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
خطبه صد و نودم:
 
از سخنان آن حضرت عليه السلام است (درباره نماز و زكات و اداء امانت) كه اصحاب خود را به آن سفارش مى ‏فرمود:
 
(1) امر نماز را مراعات كنيد (كه معراج مؤمن و ستون دين و نخستين چيزيست كه در قيامت از بنده‏ بازپرسى می شود، اگر قبول شد سایر اعمال پذيرفته است، و اگر به حساب نيامد هيچ يك از اعمال سودى ندارد) و آن را محافظت نمایيد (از وقت فضيلت آن غافل نمانید) و بسيار بجا آوريد، و به وسيله آن (به خدا) نزديك شويد، زيرا نماز (همان طور كه در قرآن كريم س 4 ى 103 مى‏ فرمايد: كانت على المؤمنين كتابا موقوتا، بر مؤمنين فريضه ايست نوشته و وقت آن تعيين گرديده، آيا گوش (دل) به پاسخ اهل دوزخ نمى‏ دهيد آنگاه كه از آنها مى ‏پرسند: ما سلككم في سقر؟ قالوا: لم نك من المصلين‏ در قرآن كريم س 74 ى 42 يعنى) چه چيز شما را گرفتار دوزخ ساخت؟ مى ‏گويند از نمازگزاران نبوديم، 
 
(2) و نماز گناهان را مى ‏ريزد مانند ريختن برگ (از درخت) و رها می كند مانند رها كردن بندها (از گردن چهارپايان) و رسول خدا -صلى الله عليه و آله- نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده كه بر در خانه مردى باشد و شبانه روزى پنج نوبت از آن شستشو كند، پس (معلوم است) ديگر بر چنين كسى چرك باقى نخواهد ماند، 
 
(3) و حق نماز را مردانى از مؤمنين شناخته‏ اند كه آرايش كالا (ى جهان) و روشنى چشم از فرزند و دارایى آنان را از آن باز نمى ‏دارد، خداوند سبحان (در قرآن كريم س 24 ى 37) مى ‏فرمايد: رجال لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر الله و إقام الصلاة و إيتاء الزكاة؛ يعنى مردانى هستند كه بازرگانى و خريد و فروخت آنها را از ياد خدا و بجا آوردن نماز و دادن زكات غافل نمى‏ گرداند. 
 
(4) و رسول خدا -صلى الله عليه و آله- با اينكه به بهشت مژده داده شده بود براى نماز (از بس بجا مى‏ آورد) خود را به رنج مى‏ افكند به جهت فرمان خداوند سبحان (در قرآن كريم س 20 ى 132): و أمر أهلك بالصلاة و اصطبر عليها؛ يعنى اهل خود را به خواندن نماز امر كن و خويشتن بر انجام آن شكيبا باش. پس آن حضرت هم اهل خود را به نماز امر مى‏ فرمود و خود را به شكيبايى بر رنج آن وا مى‏ داشت.
 
(5) پس براى مسلمانان زكات با نماز وسيله آشنایى قرار داده شده (اداى آن مانند نماز وسيله تقرب به خدا است) هر كه آن را به ميل و رغبت و خوشدلى اداء نمايد براى او كفاره و پوشاننده (گناهان) و مانع و نگاه‏دارنده از آتش (دوزخ) است، 
 
(6) و نبايد كسى (كه آن را پرداخت) به ياد آن باشد، و نبايد از آن بسيار اندوه به خود راه دهد، زيرا (به ياد مال بودن و اندوه خوردن بر اثر علاقه به دارایى است، و علاقه به آن منافى با تقرب به خدا است، و) کسی که آن را از روى بى ميلى عطاء كند و (در عوض) به آنچه كه از آن برتر است (بهشت جاويد) اميدوار باشد، پس او (در دعوى دوستى با خدا دروغگو، و) به سنت پيغمبر اكرم نادان است (زيرا سنت براى اداى آن آنست كه به طيب نفس و خوشدلى باشد، نه از روى اكراه و نگرانى، چنان كه در قرآن كريم س 76 ى 8 مى ‏فرمايد: و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و أسيرا ى 9 إنما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاء و لا شكورا؛ يعنى بر اثر دوستى خدا بينوا و كودك بى پدر «مسلمان» و اسير «از مشركين» را طعام مى ‏دهند «به اين قصد كه» براى دوستى خدا شما را طعام مى ‏دهيم و پاداش و سپاسگزارى از شما نمى ‏خواهيم) و در بردن مزد و پاداش زيانكار (زيرا پاداش به ازاى عمل مى‏ دهند و اين عمل برخلاف رضاى خدا بوده است) و در كردار گمراه مى‏ باشد (زيرا برخلاف دستور رفتار نموده) و پشيمانی اش بسيار است (زيرا با انجام دادن وظيفه از نتيجه آن محروم است).
 
(7) پس (بعد از مراعات نماز و زكات) امانت را اداء نمایيد كه کسی که اهل آن نباشد (به آن خيانت نمايد) نوميد گردد، به تحقيق امانت بر آسمان هاى افراشته و زمين هاى گسترده و كوه هاى بلند برقرار پيشنهاد شد، و چيزى بلندتر و پهن‏ تر و بالاتر و بزرگتر از آنها نيست، و اگر چيزى از جهت بلندى يا پهنى يا توانایى يا ارجمندى (از قبول آن امانت) امتناع مى ‏نمود هر آينه آسمان ها و زمين ها و كوه ها امتناع نموده زير بار نمى‏ رفتند وليكن (خوددارى آنها از قبول امانت به جهت سركشى از فرمان نبوده، بلكه از راه عذر خواهى بود، و) از عقاب (خيانت به آن) ترسيدند و دانستند آنچه را كه انسان ناتوان تر از آنها ندانست، و او بسيار ستمگر و نادان است (در قرآن كريم س 33 ى 72 مى ‏فرمايد: إنا عرضنا الأمانة على السماوات و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها و حملها الإنسان إنه كان ظلوما جهولا؛ يعنى ما امانت را بر آسمان ها و زمين و كوه ها پيشنهاد نموديم پس آنها زير بار آن نرفتند و ترسيدند و انسان كه بسيار ستمگر و نادان است آن را قبول نمود. در تأويل اين آيه شريفه فرموده ‏اند: مراد از امانت تكليف به عبوديت و بندگى خداوند سبحان است به قدر استعداد هر يك از بندگان و مهم ترين عبوديت قبول خلافت الهيه است براى اهل آن و ادعا نكردن آن مقام براى خود، و مراد از عرض آن بر آسمان ها و زمين و كوه ها و زير بار نرفتنشان فهماندن لياقت نداشتن آنها است، و مراد از زير بار رفتن انسان براى كسى است كه به جهت تكبر بر اهل آن با استحقاق نداشتن و لايق نبودن آن را به خود نسبت داده، و مراد از ستمگر و نادان بودن آنست كه قواى غضبيه و شهويه بر او غلبه دارند، و در معنى امانت سخنان ديگر گفته شده و روايات بسيار نقل گرديده كه محتاج به تأمل و انديشه است و مى ‏توان گفت كه آيه عرض امانت به متشابهات قرآن كريم مى ‏ماند. در اينجا امام عليه السلام درباره مخالفت با نماز و زكات و اداء امانت مى ‏فرمايد:) 
 
(8) آنچه را كه بندگان در شب و روزشان بجا مى‏ آورند بر خداوند سبحان پوشيده نيست، به كوچك ترين كارشان آگاه و به كردارشان دانا و محيط است، اعضاء شما گواهان و اندامتان لشگرها و فرمانبران و انديشه ‏هاتان ديده ‏بانان او هستند، و نهانی هاى شما نزد او آشكار است (پس گمان نكنيد كه روز وارسى چيزى از گفتار و كردار و انديشه‏ هاى شما از قلم افتاده بازپرسى نمى ‏شود كه اين گمان غلط و اشتباه و نتيجه آن پشيمانى و بدبختى هميشگى است).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن