عربی
بروزرسانی: ۱۴۰۱ دوشنبه ۱۲ ارديبهشت
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
خطبه صد و شصت و پنجم:
 
از خطبه‏ هاى آن حضرت عليه السلام است (در پند و اندرز به اصحابش): 
 
[قسمت اول خطبه‏]
 
(1) كوچك شما بايد از بزرگتان پيروى كند، و بزرگ شما به كوچكتان مهربان باشد، 
 
(2) و مانند ستمكاران زمان جاهليت (پيش از مبعوث شدن پيغمبر اكرم) نباشيد كه (آنان) نه در دين و شريعت كنجكاوى مى‏ كردند، و نه از شناختن خدا عقل به كار مى ‏بردند (نادان و از احكام خداوند سبحان غافل بودند) مانند تخمى كه در جاى تخم نهادن شترمرغان پيدا گردد (و تصور شود كه تخم پرنده است، اگر كسى آن را بشكند) شكستن آن گناه دارد، و (اگر سالم بگذارد) بچه زيان رسان بيرون آرد (چون ممكن است تخم افعى و مار باشد، و مثَل ستمكاران جاهليت مثل تخم افعى و مار است كه در جاى تخم نهادن شترمرغ پيدا شود، زيرا مخالفت و در هم شكستن آنها با جنگ و خونريزى صورت مى ‏گرفت، و مداراى با آنان سبب گمراهى و تباهكارى مى ‏بود).
 
[قسمت دوم خطبه‏]
 
قسمتى از اين خطبه است (در خبر دادن به اجتماع مسلمانان بعد از پراكندگيشان از هم و از بين بردن بنى اميه، و سرزنش به اصحابش).
 
(3) (مسلمانان) بعد از انس گرفتن با يكديگر و اجتماع از هم جدا می شوند، و از (اطراف) اصل (و پايه دين) خود (امام به حق) پراكنده مى‏ گردند، پس بعضى از ايشان شاخه ‏اى (امامى از ائمه هدى عليهم السلام) را مى ‏گيرد، هر كجا كه برود با او همراه است (به دستورش رفتار مى ‏نمايد) تا اينكه به زودى خداوند ايشان را براى بدترين روز بنى اميه (انقراض دولتشان) گرد آورد چنان كه قطعه‏ هاى ابر در فصل پاييز به هم متصل می شود، 
 
(4) خداوند آنان را با هم مهربان ساخته و به هم پيوسته و بسيار مى ‏گرداند، مانند ابرهاى روى هم قرار گرفته، پس از آن خداوند براى آنان درهايى مى ‏گشايد كه از جاى بر انگيختنشان سيل ‏وار روانه می شوند (حركت كرده و به كمك يكديگر مى ‏شتابند) مانند سيل دو باغ (اهل سبا كه خداوند قصه آن را در قرآن كريم ياد فرموده، و آن سيل عظيمى بود كه همه آنان را هلاك نمود) هيچ پشته‏ اى از آن سالم و هيچ زمين بلندى برقرار نماند، و راه آن را نه استوارى كوه و نه بلندى زمينى نبست (كسى نمى ‏تواند آن جمع را شكست دهد) 
 
(5) خداوند ايشان را در ميان دره‏ هايى كه آفريده (و مجراى سيل هم از آن دره ‏ها است) پراكنده مى ‏نمايد و آنان را مانند چشمه‏ ها در زمين روان مى ‏سازد (خلاصه جمعيتشان را بسيار و قدرت و توانایى به آنها عطاء مى‏ فرمايد) به وسيله آنها حقوق گروهى (ستمديده‏ ها) را از گروهى (ستمگران) مى‏ ستاند و گروهى (بنى عباس) را در شهرهاى گروهى (بنى اميه) مى ‏گمارد، 
 
(6) و سوگند به خدا آنچه در تصرف ايشانست بعد از پادشاهى و حكمرانى (آنها) آب می شود مانند دنبه ای كه به روی آتش آب مى ‏گردد (عزت و دولت و دارایى و همه چيز آنها از بين خواهد رفت).
 
(7) اى مردم! اگر از يارى كردن حق (امام عليه السلام) يكديگر را باز نمى ‏داشتيد (كمك مى ‏كرديد) و از پست گردانيدن باطل (معاويه) سستى نمى ‏نموديد کسی که (در توانایى و درستكارى) مانند شما نيست در (شهرهاى) شما طمع نمى ‏كرد، و قوت نمى‏ گرفت کسی که بر شما تسلط يافته، وليكن شما (بر اثر نبردن فرمان امام و پيشواى خود) سرگردان شديد (به ضلالت افتاديد) مانند سرگردانى بنى اسرائيل! (كه بر اثر نافرمانى موسى عليه السلام چهل سال سرگردان ماندند، و در آن بيابان كه خداوند قصه آن را در قرآن كريم بيان مى ‏فرمايد راه به جایى نبردند) 
 
(8) و به جان خودم سوگند ياد می كنم كه بعد از من سرگردانى شما چندين برابر (سرگردانى بنى اسرائيل) افزوده می شود (زيرا سرگردانى ايشان چهل سال بود و سرگردانى شما و فرزندانتان تا زمان ظهور امام منتظر عجل الله تعالى له الفرج به طول خواهد انجاميد) به سبب اينكه حق را پشت سرتان نهاده و نزديكتر را (به پيغمبر اكرم از خود) جدا كرديد، و با دورتر (به آن حضرت) پيوند نموديد! (از امام عليه السلام پيروى ننموده به دنبال خلفاء و معاويه رفتيد كه جز فساد و تباهكارى منظورى نداشتند) 
 
(9) و بدانيد اگر از راهنماى خود پيروى مى‏ کرديد شما را به راه پيغمبر خدا (كه راه سيادت و سعادت هميشگى است) مى ‏برد، و از رنج بيراهه رفتن آسوده مى ‏گشتید، و بار گران سخت را از گردن ها دور مى ‏انداختيد (گناهى مرتكب نمى ‏شديد كه در دنيا بيچاره و در آخرت به عذاب گرفتار باشيد).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن