عربی
بروزرسانی: ۱۴۰۱ دوشنبه ۱۲ ارديبهشت
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
خطبه صد و چهل و هشتم:
 
از سخنان آن حضرت عليه السلام است درباره اهل بصره (مذمت طلحه و زبير):
 
(1) طلحه و زبير هر يك امارت و حكومت بر مردم را براى خود اميدوار بوده و درخواست مى ‏نمايند، نه براى رفيقش (زيرا هر يك خلافت را براى خود دست و پا می كند، پس پيمان شكنى و ياغى شدنشان بر من چنان كه اظهار می كنند به طرفدارى از دين و ايمان نيست، بلكه به جهت حب دنيا و شهوت جاه است، لذا در اين جنگ و زد و خورد) به سوى خدا تقرب نجسته به ريسمانى و به رشته‏ اى خود را به او نزديك نمى ‏نمايند (عذر و بهانه ‏اى ندارند كه نزد حق تعالى براى ريختن خون هاى ناحق حجت و دليل قرار دهند، و چون ايشان طرفدار دين نبوده خدا را در نظر ندارند)
 
(2) هر يك براى رفيق خود كينه در دل دارد كه به همين زودى پرده از روى كار برداشته كينه را آشكار خواهد ساخت (چنان كه چون وارد بصره شد به مكر، عثمان ابن حنيف را دستگير كرده بسيارى از سپاه و نگهبانان بيت المال را كشتند، براى پيشنمازى با هم اختلاف نموده دشمنى ظاهر ساختند، تا اينكه عایشه ميان آنها آشتى داد به اين ترتيب كه يك روز محمد ابن طلحه پيشنماز باشد و يك روز عبدالله ابن زبير، و ديگر هر يك از آنها از عایشه درخواست نمود كه مردم بر او سلام كرده و او را به امارت بشناسند، پس عایشه فرمان داد تا مردم به هر دو سلام كرده و ايشان را با هم به امارت بپذيرند، خلاصه از اين گونه اختلاف ها بین آنها بسيار بود، و از اين رو امام عليه السلام مى ‏فرمايد:) 
 
(3) سوگند به خدا اگر به آنچه كه مى‏ خواهند دست يابند (به رياست و حكومت برسند) هر آينه هر يك جان ديگرى را بگيرد، و هر كدام رفيقش را تباه و نابود سازد (اكنون كه) 
 
(4) گروه ستمگر (براى فتنه و آشوب) قيام كرده ‏اند (ما نيز براى دفاع و جلوگيرى آماده ‏ايم) پس كجايند كسانی كه (نهى منكر نموده از خداوند) اجر و ثواب مى ‏طلبند (تا به ما كمك و يارى نمايند) كه به تحقيق سنت ها (راه هاى هدايت و رستگارى) براى آنها آشكار است (همه مى ‏دانند) و اين خبر پيش از اين براى آنان بيان شده است (پيغمبر اكرم خبر داده كه ناكثين كه پيمان شكستند يعنى اصحاب جمل، طلحه و زبير و پيروانشان، و قاسطين كه ظلم و ستم روا داشتند يعنى معاويه و لشگر شام، و مارقين كه از دين بيرون رفتند يعنى خوارج نهروان، با من جنگ كرده در راه ضلالت و گمراهى سير خواهند نمود) و (از اين جهت نبايد به سخنان ايشان «كه كشتن عثمان را بهانه نقض بيعت قرار داده ‏اند» گوش فرا داد، زيرا) براى هر گمراهى علت و بهانه ‏اى است و براى هر شكستن پيمانى شبهه ‏اى (هر مدعى باطل و نادرستى ناگزير آنست كه براى آن مردم را به شبهه اندازد و باطل را به صورت حق در آورده بهانه قرار دهد، وليكن) 
 
(5) سوگند به خدا من مانند كسى نيستم كه آواز دست بر سر و رو و سينه زدن در ماتم ها و خبر مرگ را از خبر دهنده بشنود و (باور نكند تا) بر سر گريه كننده حاضر شود (من كسى نيستم كه به وقوع فتنه و آشوبى علم داشته و آثارش را مشاهده نموده در صدد جلوگيرى از آن بر نيايم تا آن را آشكار ببينم، بلكه به محض ديدن آثار فتنه و آشوب براى جلوگيرى از آن خود را آماده مى ‏نمايم، خلاصه چون منظور طلحه و زبير و پيروانشان از اين سخنان نادرست بر پا نمودن فتنه و آشوب است من نخواهم گذاشت آنها به مقصود خود برسند).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن