عربی
بروزرسانی: ۱۴۰۱ دوشنبه ۱۲ ارديبهشت
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
خطبه صد و چهلم:
 
از سخنان آن حضرت عليه السلام است در نهى از غيبت مردم‏:
 
(غيبت سخن پشت سر ديگرى است اگر راست باشد، و اگر دروغ بود آن را بهتان مى ‏نامند، و آن از گناهان بزرگست، براى آنكه مفاسد آن بيش از سایر منهيات است چون ضرر آن نوعى و زيان سایر معاصى غالبا شخصى است، لذا امام عليه السلام در نهى آن تأكيد مى‏ فرمايد):
 
(1) سزاوار است كسانى را كه از معاصى دورى گزيده ‏اند (مرتكب گناه نگشته و به سبب عقل و خردمندى نفس اماره مقهور و مغلوب آنان بوده و به اين جهت عيوب گناه و فواید اطاعت را شناخته‏ اند) و خداوند نعمت پرهيز از گناهان را به آنها بخشيده، به گناهكاران و كسانی كه زير بار فرمان خدا و رسول نمى‏ روند، مهربانى كنند (از ايشان غيبت نكرده و به آنها بهتان نزنند، بلكه آنان را هدايت و به راه راست ارشاد نمايند) و سزاوار است كه شكر و سپاسگزارى بر آنها (از نعمتى كه خداوند به آنها بخشيده و آنان را توفيق داده كه از گناهان به سلامت مانده ‏اند) مسلط باشد (مجال سخن گفتن از ديگرى به آنها ندهد) و مانع گردد از اينكه از گناهكاران غيبت كنند، پس (در جایی كه دوران‏ از معاصى و بى گناهان سزاوار نيست از ديگرى غيبت كنند) چگونه است حال غيبت كننده ‏اى كه از برادر (هم كيش) خود غيبت كرده او را به گناهى كه مرتكب شده سرزنش نمايد؟! (در صورتی كه چنين شخص گناهكارى خود به غيبت سزاوارتر است) 
 
(2) آيا به ياد نمى ‏آورد جايى را كه گناهانش را خداوند پوشانيده و آن بزرگتر از گناهى است كه برادر خود را به آن غيبت كرده؟! (غيبت كننده معامله خداوند را با خودش كه گناهانش را پوشانيده و مفتضح و رسوايش ننموده فراموش كرده كه برادر خود را در گناهى كه كرده رسوا مى ‏نمايد) 
 
(3) و چگونه او را به گناهى سرزنش مى ‏نمايد كه خود مانند آن را مرتكب بوده، پس اگر عين آن گناه را هم مرتكب نگشته طرز ديگرى نافرمانى خدا نموده (گناه ديگرى مرتكب شده است) كه بزرگتر از گناه برادرش مى ‏باشد، 
 
(4) و سوگند به خدا اگر گناه بزرگى مرتكب نشده باشد و با گناه كوچكى نافرمانى نموده باشد هر آينه جرأت و دليرى او بر عيب جویى و بدگویى مردم (از گناه بزرگى كه مرتكب نشده) بزرگتر است.
 
(پس از اين امام عليه السلام بر سبيل پند و اندرز مى ‏فرمايد:) 
 
(5) اى بنده خدا! در عيب جویى و بدگویى از هيچ كس بر اثر گناه او عجله و شتاب مكن كه شايد او (از گناهى كه كرده توبه و بازگشت نموده و) آمرزيده شده باشد، و بر نفس خود از گناه كوچك ايمن و آسوده مباش (و به چشم حقارت و كوچكى در آن ننگر) كه شايد بر اثر آن معذب و گرفتار باشى، 
 
(6) و هر كه از شما عيب و بدى غير خود را می داند بايد (از عيب جویى و طعن زدن بر او) خوددارى نمايد به جهت آنكه به عيب خود آشنا و دانا است، و بايد شكر از اجتناب گناهى كه ديگرى به آن مبتلى است او را مشغول سازد (و سپاسگزارى از اين نعمت به او مجال ندهد كه عيب ديگرى گويد).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن