عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه صد و بیست و چهارم:
 
از سخنان آن حضرت عليه السلام است در ترغيب اصحاب خود به جهاد و تعليم آداب و رسوم جنگ:
 
(چون در كارزار با دشمن روبرو شديد) 
 
(1) پس زره دار را جلو قرار دهيد و بى زره را در عقب، و دندان ها را بر هم فشار دهيد (در جنگ ثبات قدم داشته سختی ها را به خود هموار نمایيد) زيرا استقامت در جنگ شمشيرها را از سرها بيشتر دور می كند (تحمل سختی هاى كارزار از هر تدبيرى براى به دست آوردن فتح و فيروزى بهتر است) 
 
(2) در اطراف نيزه‏ ها پيچ و خم داشته باشيد (موقعى كه نيزه بر دشمن فرود مى‏ آوريد خود را كوتاه و بلند كنيد، يا در موقعى كه دشمن نيزه به طرف شما حواله می كند خود را دور نمایيد) زيرا زدن نيزه‏ ها به اين طرز مؤثرتر است (از فرود آوردن آنها بدون پيچ و خم، يا آنكه در مقابل كمتر اصابت می كند) 
 
(3) و چشم ها را پایين اندازيد (به هر طرف نگاه نكنيد) زيرا چشم پوشاندن سبب بسيارى قوت قلب و آرامى دل ها (و نترسيدن از دشمن) است، 
 
(4) و صداها را خاموش كنيد (غوغا و هياهو بر پا ننمایيد) زيرا متانت و آرامى (از هر چيز) خوف و ترس را زودتر دور می كند (چون ترسوها در كارزار هو و جنجال می كنند و دليران سخن نگفته كار خويش انجام مى‏ دهند) 
 
(5) و پرچم خود را از جاى حركت نداده دورش را خالى نكنيد (كه موجب شكست لشگر خواهد شد، چون همه متوجه پرچم مى ‏باشند) و آن را به دست هر كس ندهيد مگر به دلاوران و كسانی كه شما را از هر پيشامد بدى مانع می شوند و از آنچه كه حفظ و نگهدارى آن لازم است دفاع مى ‏نمايند (و البته چنين كسانى پرچم از دست نمى‏ دهند مگر اينكه ظفر يافته يا كشته شوند) 
 
(6) زيرا كسانی كه بر بلاها و سختی ها (ى جنگ) شكيبا هستند آنانند كه به اطراف پرچم دور زده آن را از راست و چپ و عقب و جلو نگهدارى مى ‏نمايند، از آن عقب نمى ‏افتند كه (به دشمن) تسليم نمايند، و بر آن پيشى نمى ‏گيرند كه آن را تنها گذارند. 
 
(7) بايد مرد (در كارزار) از دشمنى كه با او روبرو می شود دفاع نمايد، و (پس از مغلوب نمودن يا كشتن او) برادر (همكار) خود را يارى كند، و نبايد دشمن خويش را رها كرده به سوى برادرش توجه دهد تا با دشمن برادر همدست شده (او را از ميان برداشته) به اتفاق آهنگ او كنند 
 
(8) و سوگند به خدا اگر از شمشير دنيا فرار كنيد از شمشير آخرت به سلامت نمى ‏مانيد (اگر به جهاد نرفته در راه خدا شمشير نزنيد از عذاب ابدى نمى ‏رهيد) و (از چه رو براى شمشير زدن و جلوگيرى از دشمن خود را آماده نمى‏ سازيد در حالتى كه) شما اشراف عرب و كوهان هاى بزرگ (بلند قدر) هستيد، 
 
(9) به تحقيق فرار (از جنگ) سبب خشم خدا (دورى از رحمت حق تعالى) و ذلت و بيچارگى و عار و ننگ هميشگى است، 
 
(10) و به عمر و زندگانى فرار كننده افزوده نمى ‏شود و فرار مانع از مرگش نمى‏ گردد، 
 
(11) رونده به سوى خدا (جهاد كننده را بايد شوق) مانند تشنه ‏اى باشد كه به آب مى ‏رسد، 
 
(12) بهشت زير جوانب نيزه ‏ها است (پس طالب سعادتمندى و بهشت جاويدانى نبايد از جنگ و كشته شدن در راه خدا فرار نمايد) 
 
(13) امروز خبرها آشكار مى‏ گردد (در موقع شمشير زدن و كشتن و كشته شدن درستى و نادرستى گفتار هر كس هويدا می شود) 
 
(14) سوگند به خدا اشتياق من به ملاقات آنها (دشمنان) بيشتر است از اشتياق ايشان به شهرهاشان. 
 
(15) بار خدايا اگر رد حق كرده و در صدد دشمنى با آن هستند جمعيتشان را پراكنده ساز و اختلاف كلمه ميانشان انداز، و آنها را به گناهانشان هلاك فرما كه 
 
(16) ايشان از موقف هاى خود هرگز دور نمى ‏شوند (از تصميم به فتنه و فساد دست بر نمى ‏دارند، پس اگر شما ياران من با آنها جنگ نكرده متعرضشان نشويد) بى نيزه زدن پياپى كه جان از تن دشمن خارج شود و بى شمشير زدنى كه كاسه سر را بشكافته استخوان ها را خرد و بازوها و قدم ها را قطع نمايد (تباهكارى خود را ادامه داده شما را مغلوب خواهند نمود)
 
(17) و از جاهاى خود حركت نمى ‏كنند تا اينكه لشگرها دسته دسته و پياپى با آنها روبرو شده و سپاهيان بی شمار با اسب هاى يدكى كه براى نصرت و يارى از هر كجا تهيه شده در عقب دارند با آنان بجنگند، 
 
(18) و تا اينكه لشگر بسيار كه در پى لشگر كلان است (و پنج سمت آنها يعنى جلو و عقب و راست و چپ و قلبشان منظم و آراسته مى ‏باشد) به شهرهاى ايشان وارد شوند، 
 
(19) و تا اينكه اسب ها با سم ها زمين هاى پهلوى يكديگر (خانه‏ ها) و دور تا دور چراگاه هاى حيوانات ايشان را بكوبند. (خلاصه به همه چيز آنها تسلط يابند. سيد رضى فرمايد:) مى ‏گويم: الدعق به معنى كوفتن است يعنى اسب ها زمين آنها را با سم ها بكوبند، و نواحر الأرض زمين هاى برابر يكديگر است، و گفته می شود: منازل بنى فلان تتناحر؛ يعنى منزل هاى فرزندان فلان برابر يكديگر مى ‏باشد.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن