عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۹ يکشنبه ۴ خرداد
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
خطبه صد و نهم:
 
از خطبه‏ هاى آن حضرت علیه السلام است در بيان اسباب تقرب به خداوند و حفظ شعائر اسلام:
 
(1) برترين وسيله تقرب به سوى خداوند سبحان (ده چيز است، اول:) تصديق و اعتراف بيگانگى خداوند و رسالت فرستاده او (محمد صلى الله عليه و آله) است،
 
(2) و (دوم:) جهاد و جنگيدن در راه حق تعالى است (با كفار و دشمنان دين) كه سبب بلندى (و ركن اعظم) اسلام است، 
 
(3) و (سوم:) كلمه اخلاص (گفتن لا إله إلا الله) است، كه فطرى و جبلى (بندگان الهى) است (خداوند مردم را بر اين فطرت آفريده كه هر كس تصديق دارد كه براى او خدایى است بى همتا و بى شريك) 
 
(4) و (چهارم:) بر پا داشتن نماز كه نشانه مليت دين اسلام است (بزرگترين ركن دين است، و از جهت عظمت و اهميت آن را نفس ملت و دين فرموده) 
 
(5) و (پنجم:) زكوة است كه سهميه ‏اى است از جانب خدا تعيين گشته دادن و پرداخت آن (به مستحقين) واجب است، 
 
(6) و (ششم:) روزه ماه رمضان است كه سپرى است (براى جلوگيرى) از عذاب، 
 
(7) و (هفتم) حج نمودن خانه خدا و بجا آوردن عمره آن كه حج و عمره فقر و پريشانى را مى ‏زدايد و گناه را مى ‏شويد و پاك مى ‏سازد، 
 
(8) و (هشتم:) صله رحم (احسان و نيكویى به خويشان) است كه سبب افزايش مال و طول عمر است، 
 
(9) و (نهم:) صدقه دادن (احسان به فقرا و درماندگان) است، صدقه پنهانى گناه را مى ‏پوشاند (به سبب آن خداوند عقاب معصيت و گناه را كم مى ‏فرمايد) و صدقه آشكار مردن بد (مرگ ناگهانى، غرق شدن، سوختن، زير آوار رفتن و مانند آنها) را دفع می كند، 
 
(10) و (دهم:) بجا آوردن كارهاى پسنديده (مانند احسان و نيكى و اصلاح بين برادران) كه كارهاى نيك، شخص را از مبتلى شدن به ذلت ها و خواری ها حفظ می كند (نيكوكاران در دنيا و آخرت سرفراز بوده و به ذلت و بدبختى دچار نمى ‏شوند).
 
(11) شتاب كنيد در ياد نمودن خدا كه ياد خدا بهترين ذكر است، و رغبت نمایيد در آنچه (بهشتى) كه به پرهيزكاران وعده فرموده كه وعده او راست ترين وعده ‏ها است، 
 
(12) و هدايت و راهنمایى پيغمبر خود را پيروى كنيد كه راهنمایى او بالاترين راهنمایى است، و به سنت و طريقه او رفتار نمایيد، زيرا طريقه او هدايت كننده ترين سنت ها و روش ها است، 
 
(13) و قرآن را بياموزيد كه نيكوترين گفتار است، و در آن انديشه و طلب فهم نمایيد كه قرآن بهار دل ها است (همه گونه گل هاى علوم و حكمت ها در دل مى ‏روياند) و به نور هدايت آن شفا و بهبودى (از بيمارى جهل و نادانى) بخواهيد كه قرآن شفاى (بيمارى) سينه ها است، و آن را نيكو بخوانيد (الفاظش را بى غلط خوانده معنی اش را رعايت نموده در احكامش تفكر و انديشه كنيد) كه آن سودمندترين گفتار است، 
 
(14) و (بايد رفتار عالم به قرآن طبق دستور باشد، چون) عالمى كه برخلاف علمش رفتار كند به جاهل و نادانى ماند سرگردان كه از جهل و نادانى به هوش نيايد (آنجا كه علم سودى ندهد تدبيرى باقى نمى ‏ماند) بلكه حجت و دليل بر عقاب او (در قيامت از حجت و دليل بر عذاب جاهل) بيشتر است، و حسرت و اندوهش زيادتر، و نزد خدا توبيخ و سرزنشش افزون تر (چون دانسته معصيت و نافرمانى نموده و اهميتى به دستور الهى نداده و برخلاف آن رفتار كرده كه اين خود بزرگترين گناهان است).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن