عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ يکشنبه ۲۴ شهريور
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه صد و پنجم:
 
از خطبه‏ هاى آن حضرت عليه السلام است (در وصف دين اسلام و مدح رسول اكرم و سرزنش اصحاب خود از جهت سهل انگارى در جنگ با معاويه و لشگر شام):
 
[قسمت اول خطبه‏]
 
(1) سپاس خدایى را سزا است كه (حقایق) اسلام را (بر همه خردمندان) واضح و آشكار نمود، و براى کسی که در آن وارد گردد (مسلمان شود) راه هاى سرچشمه آن را آسان گردانيد (پس اگر بخواهد از منبع علوم و معارف پيغمبر و ائمه اطهار بهره ‏مند شود رادع و مانعى براى او نيست) و اركان و پايه‏ هاى آن را محكم و استوار نمود (اصول و فروعش را روى دو پايه برهان عقل و علم بنا نهاد) تا كسى (كفار و منافقين) نتواند بر آن غلبه و فزونى يابد (و آن را از بين ببرد) 
 
(2) پس آن را (محل) امن (از قتل و غارت و دزدى و مانند آنها در دنيا و آسودگى از عذاب آخرت) قرار داد، براى کسی که خود را به آن متصل كرد (به دستور آن رفتار نمود) و (نشانه) صلح و آشتى براى کسی که در آن داخل گشت (كافرى كه مسلمان شد و به يگانگى خدا و پيغمبرى رسول اكرم گواهى داد) و برهان و دليل براى کسی که به وسيله آن سخن گفت (زيرا اسلام بر حقيقت هر امرى حجت و دليل است) و شاهد و گواه براى کسی که با گوينده آن دشمنى كرد، و نور و روشنى (هادى و راهنما) براى کسی که از آن روشنى طلبيد (بخواهد در راه راست قدم نهاده از تاريكى ضلالت و گمراهى برهد) و فهم (و درك حقایق اشياء) براى کسی که تدبر كرد، و عقل و خرد براى کسی که (در مخلوقات) تفكر و انديشه نمود، و نشانه (رستگارى) براى کسی که به فراست راه حق را جست، و بينایى براى کسی که تصميم گرفت (تا به خطاء و اشتباه كارى انجام ندهد) و عبرت و آگاهى براى کسی که پند پذيرفت، و نجات و رهایى (از عذاب) براى کسی که (به درستى آن) تصديق و اعتراف نمود، و وثوق و اطمينان براى کسی که توكل داشت (و به خدا) اعتماد كرد، و آسايش براى کسی که (كارش را پروردگار) تفويض نمود، و سپر براى کسی که (در سختی ها) شكيبا بود، 
 
(3) پس اسلام روشن ترين راه ها و آشكارترين مذاهب است، مناره آن (راستى و درستی اش) در بلندى (و هويدا) است، راه هاى آن درخشان (و نمايان) است، چراغ هايش (پيغمبر اكرم و اوصياء آن حضرت تاريكى دل هاى نادانان را) روشنى دهنده است، و در ميدان مسابقه پيش رونده است، پايان آن (مقرب بودن در درگاه خداوند) بلند است، 
 
(4) گرد آورنده اسبان مسابقه است (تا سواران آنها براى تقرب به درگاه الهى از يكديگر پيشى گيرند) جایزه ‏اى كه براى مسابقه آن تعيين شده به قدرى نفيس و نيكو است كه همه به آن رغبت دارند، اسب دوان هاى آن شريف و بزرگوارند، راه آن تصديق (به خدا و رسول) و نشانه آن اعمال صالحه و پايان آن مرگ (كه آنگاه تكاليف ساقط گردد) و ميدان رياضت و تربيت آن دنيا است، و محل دواندن اسب هاى آن قيامت است، و بهشت جایزه و پاداش آن مى ‏باشد.
 
[قسمت دوم خطبه‏]
 
قسمتى از اين خطبه در وصف پيغمبر صلى الله عليه و آله است:
 
(رسول اكرم براى تبليغ احكام الهى سعى و كوشش فراوان نمود) 
 
(5) تا شعله آتش هدايت و رستگارى را برافروخت براى آنكه اقتباس نماينده از آن بهره‏ مند گردد، و نشانه (هدايت) را (بر سر كوه علم و معرفت) روشن كرد تا آن كس كه (از قافله دور، و) در راه مانده و سرگردان است راه يابد (سعادت هميشگى را به دست آورد) پس (بار خدايا) آن حضرت (در تبليغ رسالت) امين تو و درستكار است، و روز قيامت شاهد و گواه (بر احوال بندگان) تو است، و نعمت و بخششى است كه از جانب تو (بر خلایق) مبعوث شده، و فرستاده تو است به حق و راستى كه (بر مردم) رحمت و مهربانى است. 
 
(6) بار خدايا به عدل خود قسمت و بهره او (بالاترين مراتب قرب و منزلت) را نصيبش گردان، و پاداش او را به فضل و كرمت خير بسيار و نعمت هاى بيشمار عطاء فرما. 
 
(7) بار خدايا بناى او را بر بناى سازندگان پيش (دين او را بر اديان انبياء سلف) بلند (ظاهر و غالب) گردان، و خوان نعمت (پاداش زحمت و رنج) او را (در تبليغ رسالت) نزد خود گرامى دار، و منزل و مأوايش را در درگاه حضرتت رفعت ده و او را به منتهى درجه بزرگوارى برسان و برترى (بر همه خلایق) عطاء فرما، 
 
(8) و ما را در جمعيت و يارانش (مؤمنين و پرهيزكاران) محشور نما كه (از معصيت و نافرمانى) خجل، و (از كردارهاى زشت) پشيمان، و (از راه راست) منحرف، و عهدشكن و آزمايش شده (به بلاء و سختی ها) نباشيم. (سيد رضى فرمايد:) اين فصل از اين خطبه پيش از اين (در خطبه هفتاد و يكم) بيان شد وليكن چون در دو روايت اختلاف بود، لذا دوباره در اينجا آن را تكرار كرديم.
 
[قسمت سوم خطبه‏]
 
و قسمتى از اين خطبه است كه به اصحاب خود مى ‏فرمايد (و آنان را بر اثر نجنگيدن با معاويه و لشگر شام سرزنش مى ‏نمايد):
 
(بعد از آنكه شما كافر و بت پرست و بى ‏قدر و قيمت بوديد) 
 
(9) بر اثر كرامت و نوازش خداوند مقام و منزلت و بزرگوارى يافتيد كه كنيزان شما را (كه هيچ اهميت ندارند) گرامى مى ‏دارند، و همسايگانتان (كفارى كه با شما پيمان بسته ‏اند) از آن كرامت الهى بهره ‏مند می شوند (به اين جهت جان و مال و ناموسشان از هر خطرى محفوظ است) و تعظيم می كند و سر فرود مى ‏آورد به شما کسی که هيچ گونه فضيلت و مزيتى (در حسب و نسب) بر او نداريد، و نه احسانى به او كرده ‏ايد، و مى ‏ترسد از شما آنكه از غلبه و تسلط شما ترسى ندارد و شما را حكومت و سلطنتى بر او نيست (تا بترسد، پس خوف پادشاهان و بزرگان در اقصى بلاد روى زمين به واسطه عظمت دولت اسلام است، نه از توانایى و شمشير شما، اكنون سبب كفران چنين نعمتى چيست) 
 
(10) و مى ‏بينيد پيمان هاى خدا شكسته شده و به خشم نمى ‏آييد (اهل شام برخلاف دستور الهى رفتار كرده و معاويه بر امام مفترض الطاعه ياغى گرديده و به فرمان او اموال مسلمان ها و معاهدين را كه در پناه اسلامند غارت مى ‏نمايند و شما ساكت نشسته با اينكه توانا هستيد از ايشان جلوگيرى نمى‏ نمایيد) و حال آنكه براى شكستن پيمان هاى پدرانتان (كه در مقابل پيمان هاى الهى اهميتى ندارد) حاضر نيستيد و آن را ننگ مى ‏دانيد، 
 
(11) و (شما كسانى هستيد كه) احكام خدا بر شما وارد مى ‏شد (از شما مى ‏پرسيدند) و از شما صادر مى ‏گشت (شما پاسخ مى ‏گفتيد) و به شما رجوع و بازگشت مى ‏نمود (در مرافعه قضاوت مى‏ كرديد) پس مقام و منزلت خود را به ستمگران (معاويه و پيروانش) وا گذارده و زمام كارهايتان را به دست ايشان سپرديد، و در احكام الهى به آنها تسليم شده از آنان پيروى كرديد، در حالتى كه ايشان (در تكاليف شرعيه) به شبهات و آراء باطله عمل می كنند، و در پى شهوات و خواهش هاى نفسانى مى ‏روند، 
 
(12) و (ليكن بدانيد كه اين تسلط و توانایى براى آنها نمى ‏ماند، بلكه) سوگند به خدا اگر شما را در زير هر اخترى متفرق سازند (در شهرها پراكنده نمايند) هر آينه خداوند شما را براى روز بد ايشان گرد آورد (تا ببينيد چگونه از آنان انتقام مى ‏كشد).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن