عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ دوشنبه ۲۷ خرداد
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
خطبه صد و چهارم:
 
از خطبه ‏هاى آن حضرت عليه السلام است (كه پس از ستودن پيغمبر اكرم، به انقراض دولت بنى اميه اشاره نموده و بعد از آن مردم را پند و اندرز مى ‏فرمايد):
 
[قسمت اول خطبه‏]
 
(پيش از طلوع خورشيد حقيقى و تابش آفتاب عالم گير اسلام مردم در منتهى درجه ضلالت و گمراهى و بدبختى بودند) 
 
(1) تا آنكه خداوند محمد صلى الله عليه و آله را به رسالت و پيغمبرى برانگيخت كه (نيكوكاران و بدكاران را) شاهد و گواه باشد، و (نيكوكاران را به پاداش كردارشان) مژده دهد و (معصيت كاران را از عذاب الهى) بترساند، در حالی كه در طفوليت و خردسالى بهترين خلایق و در كهولت (چهل سالگى) كريم تر و برگزيده ‏ترين آنها و طبيعت در خلقت او پاك تر از همه پاكان (از آدم عليه السلام تا عبد الله همواره در صلب انبياء و اوصياى ايشان) بود، و بخشش او بيش از توقع خواستاران باران بخشش او بود، 
 
(2) پس (اى بنى اميه) از شيرينى لذت و خوشى دنيا بهره ‏مند نگشتيد و براى نوشيدن شير از پستان آن توانا نشديد مگر بعد از آنكه آن را يافتيد با مهار جولان دار و جهاز و پالان تنگ نبسته (آن را چون شتر سر خود و بى ساربان رايگان به دست آورديد، و اين بر اثر آن بود كه) حرام آن نزد خانواده ‏هايى (خلفاء پيش از امام عليه السلام و پيروانشان) به منزله درخت سدر بى خار بود (كه به آسانى ميوه آن را تناول مى ‏نمودند، يعنى نواهى را مرتكب شده از عذاب روز رستاخيز باكى نداشتند) و حلال آن از آنها دور گشته وجود نداشت (گفتار و كردارشان برخلاف دين اسلام بود) و 
 
(3) (شما گمان نكنيد كه همواره دنيا به همين منوال بوده دولت بنى اميه باقى و برقرار مى ‏باشد، بلكه) سوگند به خدا، دنيا را به دلخواه خود يافته ‏ايد مانند سايه كشيده شده تا مدت معينى، پس زمين براى شما خالى و بى صاحب است، و دستهايتان در آن گشاده، و دست هاى پيشوايان (حقيقى) از (استيلاء بر) شما باز داشته شده، و شمشيرهاى شما بر آنها مسلط است، و شمشيرهاى آنان از شما برداشته (خلاصه تسلط شما بر مردم روزگار طورى خواهد بود كه دوستان خدا و فرزند دلبند رسول اكرم را خواهيد كشت، و ليكن) 
 
(4) آگاه باشيد براى هر خونى خونخواه و براى هر حقى خواهانى است، و خونخواه خون هاى ما همچون حاكمى است كه درباره خودش حكم كند (كه بدون بينه و شاهد طبق علمش در حق خويش حكم مى ‏نمايد) و خونخواه و خواهان حق ما خداونديست كه هر كه را بطلبد (و بخواهد دستگير كند) از دستگيرى او ناتوان نيست، و هر كه بگريزد از چنگ او بيرون نمى ‏رود، 
 
(5) پس سوگند ياد می كنم به خدا اى بنى اميه در اندك زمانى خواهيد دانست كه رياست و دولت دنيا (پس از چند روز زمامدارى شما) در دست هاى غير شما بوده به سراى دشمنتان (بنى العباس) منتقل مى ‏گردد.
 
[قسمت دوم خطبه‏]
 
(6) آگاه باشيد بيناترين ديده ‏ها ديده ‏اى است كه نظرش در خير و صلاح باشد (به فتنه و فساد نظر نيفكند) آگاه باشيد شنواترين گوش ها گوشى است كه پند و اندرز را حفظ كرده بپذيرد.
 
(7) اى مردم، چراغ (راه سعادت و خوشبختى خود) را از شعله چراغ پند دهنده پند پذيرفته بيفروزيد (پند و اندرز را از كسى بپذيريد كه آنچه مى ‏گويد طبق آن رفتار مى ‏نمايد، نه از منافق و دورویى كه كردارش برخلاف گفتارش باشد) و آب را از چشمه صاف كه تيره و آلوده نيست بكشيد (علوم و معارف را از ائمه هدى بياموزيد).
 
(8) بندگان خدا به جهل و نادانى خود اعتماد مكنيد، و از خواهش هاى خويش پيروى ننمایيد، زيرا کسی که به چنين منزلى وارد گردد به كسى ماند كه به كنار رودى كه از مرور سيل زير آن تهى گشته شكافته نزديك به انهدام است، منزل نموده باشد (و پيروى كننده از جهل و نادانى و هواى نفس بار سنگين) هلاكت را بر پشت خود بار كرده از جایى به جایى مى ‏گرداند به جهت انديشه ‏اى كه پس از انديشه ديگرى به كار آرد (هر زمان مشكلى اختيار نموده هر روز انديشه تازه ‏اى دارد) مى‏ خواهد آنچه نمى ‏چسبد بچسباند و آنچه نزديك نمى‏ گردد نزديك گرداند (چون مبناى فكر و انديشه او نادانى و هواى نفس است همواره در وادى ضلالت و گمراهى حيران و سرگردان است تا هلاك شود) 
 
(9) پس از خدا بترسيد و شكايت ننمایيد پيش کسی که غم و اندوه شما را برطرف نمى‏ كند، و به رأى خود مى ‏شكند (افساد مى ‏نمايد) آنچه (احكام الهى) را كه شما بر آن استوار هستيد (مأموريد انجام دهيد، بلكه بايستى در امر دين و دنيا به كسى مراجعه نمایيد كه امام يا جانشين امام باشد، و) 
 
(10) به تحقيق نيست بر امام مگر قيام به آنچه پروردگارش به او امر كرده (و آن پنج چيز است:) ابلاغ موعظه (و فرمايش پيغمبر اكرم) و كوشش نمودن در پند و اندرز دادن، و احياى سنت (رفتار بر طبق احكام رسول خدا) و اجراى حدود بر آن كس كه سزاوار است، و (از بيت المال) سهم و نصيب ها را به اهلش رسانيدن، 
 
(11) پس (چون به وظایف امام و جانشين او آشنا شديد، در غير طريق حق قدم ننهيد، و دست ارادت به هر بى ‏خبر از اصول و فروع ندهيد) براى اخذ علم و دانش بشتابيد پيش از خشك شدن گياه آن (رحلت امام و جانشين او) و پيش از آنكه از استفاضه علم و دانش از اهلش وا مانده (بر اثر حوادث و سختی هاى روزگار) به خود مشغول گرديد، و از منكر (آنچه شرع مقدس منع فرموده) مرتكبين را نهى كنيد، و خودتان آن را مرتكب نشويد، زيرا شما مأمور شده ‏ايد كه از منكر نهى نمایيد پس از آنكه خود آن را بجا نياوريد (چون امر و نهى کسی که گفتار و كردارش موافق يكديگر بوده در شنونده بيشتر تأثير دارد از کسی که كردارش برخلاف گفتارش باشد).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن