عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ يکشنبه ۲۴ شهريور
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه صد و سوم:
 
از خطبه ‏هاى آن حضرت عليه السلام است هنگام رفتن به جنگ جمل‏:
 
(كه مردم بصره به همراهى طلحه و زبير، عائشه را بر شتر سوار كرده اطراف او گرد آمده مى ‏خواستند با اميرالمؤمنين بجنگند، و مقصود آنست كه مردم را آگاه سازد كه جنگيدن آن بزرگوار با اصحاب جمل براى اظهار حق و ابطال باطل مى ‏باشد):
 
(1) پس از حمد و ثناى الهى و درود بر خاتم النبيين (آگاه باشيد) خداوند سبحان محمد صلى الله عليه و آله را در ميان عرب به رسالت برانگيخت و هيچ يك از آنها نبود كه بخواند كتابى از حق، و نبوت و پيغمبرى و وحى ادعا كند (تا درباره آن حضرت شك نموده به آن بزرگوار تهمت زنند)
 
(2) پس (براى اظهار حق و اثبات اسلام) به همراهى پيروانش با مخالفين خود جنگيده آنان را به محل رستگاريشان سوق مى ‏داد (به طريق حق و راه سعادت و خوشبختى دعوت مى‏ نمود) و براى رهاندن ايشان از جهالت و نادانى مبادرت مى ‏فرمود كه مبادا مرگ آنها را به حالت كفر و گمراهى دريابد (و به عذاب جاويد مبتلى گردند) تا (از سنگينى بار فتنه و فساد و گمراهى) آن را كه مانند شتر (سنگين بار) عاجز و درمانده و وامانده و شكسته مى ‏شد، آن حضرت بر سر راه او مى ‏ايستاد (كوشش مى ‏نمود) تا به منزلش (سعادت و خوشبختى) مى ‏رساند (هدايت مى ‏فرمود، همه به راه راست رهسپار شدند) مگر هلاك شده ‏اى كه ابداً خير و نيكى در او نبود (مانند ابو جهل كه از بدى فطرت قابليت رستگارى نداشت و به هيچ گونه هدايت نمى‏ شد، و در تبليغ احكام كوتاهى نكرد)
 
(3) تا راه نجات و رهایى از گمراهى را به آنها نمود، و آنان را در جايگاهشان جاى داد (وادار به گرويدن دين اسلام كه فطريشان بود فرمود) پس آسياى ايشان به گردش افتاد (امور زندگانيشان منظم گشت) و نيزه آنها راست گرديد (توانا شده زير بار گمراهى گمراه كنندگان و ستم ستمگران نمى‏ رفتند)
 
(4) و سوگند به خدا من جلوی لشگر اسلام بوده لشگر كفر را مى‏ راندم، تا همگى پشت كردند (از كيش خويش دست برداشتند) و گرد آمده رام گرديدند (فرمانبردار شدند، و هرگز) ضعيف و ناتوان نگشته نترسيده خيانت و سستى ننمودم،
 
(5) و سوگند به خدا (اكنون در اين جنگ هم) باطل را مى ‏شكافم تا حق را از پهلوى آن بيرون آورم (با ايشان زد و خورد می كنم و از كشتن و كشته شدن باكى ندارم، براى آنكه فتنه جويان دست از فتنه و فساد برداشته حق آشكار گردد. سيد رضى فرمايد:) اين خطبه پيش از اين بيان شد (خطبه سى و سوم) و ليكن چون در اين روايت آن را از جهت زيادى‏ و كمى برخلاف خطبه مذكوره يافتم، لازم شد دوباره نوشته شود.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن