عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه نود و نهم:
 
از خطبه ‏هاى ديگر (آن حضرت عليه السلام) است (اشاره به كشته شدن خود و آمدن حضرت صاحب الزمان «عجل الله فرجه» كه از جمله اخبار غيبيه مى‏ باشد):
 
(1) سپاس خداوندى را سزا است كه فضل و احسانش را در خلایق پراكنده و همه را مشمول جود و بخشش خود قرار داده،
 
(2) به آنچه از او برسد (تندرستى، بيمارى، خوشى و رنج) سپاسگزاريم، و براى انجام اوامرش (واجبات و مستحبات) از او يارى مى ‏طلبيم، و گواهى مى ‏دهيم كه جز او خدایى (سزاوار پرستش) نيست، و محمد (صلى الله عليه و آله) بنده و فرستاده او است،
 
(3) او را فرستاده تا امر و فرمانش را آشكار نموده (بيان فرموده) و به ياد او گويا باشد (خدا را بشناساند) پس تبليغ رسالت كرد (احكام الهى را رساند) با امانت و درستكارى، و از دنيا رفت ارشاد كننده، و ميان ما بيرق و نشانه حق (راهنمايان به خداوند، قرآن كريم و ائمه اطهار عليهم السلام) را باقى گذاشت، کسی که از آن بيرق جلو رفت (به احكام او چيزى افزوده يا كم كرد، از دين) خارج شد، و کسی که مخالفت كرده پيروى ننمود (به دستور آن حضرت اعتنایى نكرد) هلاك گرديد، و کسی که با آن همراه بود به حق پيوست (سعادتمند شد) نگاه‏دارنده آن بيرق با تأنى و درنگ سخن مى ‏گويد و به انجام امرى دير قيام مى ‏نمايد (زيرا خردمند در هر كارى انديشه كند و با مصلحت سخنى گفته يا قدم بردارد، و) چون قيام نمايد (پس از انديشه مصلحت در قيام بيند) با شتاب است (زود انجام دهد)
 
(4) پس آنگاه كه (به خلافت ظاهرى منصوب شد و با ياغی ها به زد و خورد پرداخت) شما گردن هاى خود را زير فرمان او قرار داديد، و به انگشت هاى خويش به او اشاره كرديد (وقتى كه لشگر مى ‏آرايد و حضرت امام حسن عليه السلام را به سركردگى ده هزار نفر و ابو ايوب انصارى را سركرده ده هزار نفر و همچنين براى هر دسته سركرده ‏اى تعيين مى ‏فرمايد تا يك صد هزار شمشير گرد آورده تصميم رفتن به شام و جنگ با معاويه مى ‏نمايد) مرگ او را دريابد (ابن ملجم ملعون شمشير به فرق مباركش مى‏ زند) و به آن سبب از دنيا رحلت مى ‏نمايد، پس بعد از (كشته شدن) او مدتى كه خواست خداوند است (زمان سلطنت بنى اميه و بنى عباس و بعد از آنها) درنگ خواهيد نمود (به بدبختى و بيچارگى و پراكندگى گرفتار باشيد) تا اينكه خداوند آشكار گرداند كسى‏ (صاحب الزمان عجل الله فرجه) را كه شما را گرد آورد و از پراكندگى برهاند،
 
(5) پس (براى انتظام همه امور) به امام حاضر كه به دنيا اقبال نكند (زمام كارها به دست نگرفته در خانه نشيند) طمع نداشته باشيد (زيرا خدا چنين مصلحت دانسته) و از امام زمان كه غائب است نااميد نگرديد، زيرا ممكن است يكى از دو پاى او (سلطنت ظاهرى) از جاى در رفته بلغزد و پاى ديگرش (سلطنت باطنى) بر جاى ماند، و (روزى بيايد كه) هر دو پايش (سلطنت ظاهرى و باطنى) برگردد (آشكار شده) تا ثابت و استوار باشد (امور دين و دنيا به وجود او منظم شود).
 
(6) آگاه باشيد مثل آل محمد صلى الله عليه و آله (ائمه عليهم السلام) مانند ستارگان آسمان است كه هر زمان ستاره‏ اى ناپديد شد ستاره ‏اى آشكار مى‏ گردد (چون يكى از ايشان دنيا را بدرود گويد ديگرى به جاى او بنشيند، و هيچ گاه زمين از وجود آنها خالى نماند) پس چنان است كه نعمت هاى خداوند در شما كامل گشته و آنچه آرزو داريد به شما ارائه داده است (به طور قطع آن حضرت را خواهيد دريافت و به آرزوى خود كه ديدن زمان دولت حقه است مى ‏رسيد).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن