عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه نود و هشتم:
 
از خطبه ‏هاى آن حضرت عليه السلام است (در بى اعتبارى دنيا و دل نبستن به آن):
 
(1) خداوند را بر نعمت‏ هايى كه عطاء فرموده سپاسگزاريم و در كارهاى خود از او يارى مى ‏طلبيم، و سلامتى (از بيمارى نادانى و گمراهى و نافرمانى) در دين و عقاید را از او درخواست مى ‏نماييم (تا ما را به خود وا نگذارد كه از صراط مستقيم و راه راست منحرف شويم) چنانكه سلامتى (از بيماری هاى) بدن ها را از او مى ‏خواهيم.
 
(2) بندگان خدا شما را سفارش می كنم به ترك اين دنيا كه شما را (بالأخره) رها می كند (و در قيامت سودى براى شما ندارد) و اگر چه به ترك آن ميل نداشته ‏ايد (و نخواسته ‏ايد كه شما را رها كند) و كالبدهاى شما را كهنه كرده مى ‏پوساند اگر چه شما دوست داريد تازه بماند، پس داستان شما و دنيا همچون داستان مسافرينى است كه به راهى مى ‏روند و گويا (سرعت و تندروی شان به كسانى ماند كه) راه را به پايان رسانده ‏اند و نشانه ‏اى را (كه از دور نمايان است) منظور خويش قرار داده به آن رسيده ‏اند (تند گذشتن عمر شما در اين دنيا به قسمى است كه گويا به منزل آخر كه مرگ است رسيده‏ ايد)
 
(3) و چه بسيار اميدوار است راننده ‏اى كه در صدد است مركب خود را به منتهى درجه مسافتى كه مى ‏تواند براند تا به منظور خود برسد، و به چه چيز اميد دارد کسی که بقاء و، هستى او را روزى است كه رها نمى ‏كند او را و طلب كننده ‏اى كه با شتاب و تندى او را می راند تا اينكه از دنيا مفارقت نمايد (انسان به چه چيز دنيا دل مى ‏بندد در حالتى كه مرگ گريبان او را خواهد گرفت و راه فرار ندارد)
 
(4) پس به عزت و ارجمندى دنيا و فخر كردن در آن دل نبنديد و به زيور و نعمت آن فريفته نگشته خوشحال نشويد، و از سختى و رنج آن فغان و زارى نكنيد، زيرا ارجمندى در دنيا و فخر كردن به آن از ميان مى ‏رود، و زيور و نعمت آن فانى مى ‏گردد، و سختى و رنج آن تمام می شود، و هر مدت و زمانى در آن (چه خوش گذرد چه بد) پايان خواهد داشت، و هر زنده ‏اى در آن نابود خواهد شد (مى ‏ميرد، پس خردمند كسى است كه به دنيایى كه همه چيز آن موقتى است دل نبندد)
 
(5) آيا در آثار پيشينيان (كه باقى مانده است) چيزى نيست كه شما را (از كارهاى ناپسنديده) باز دارد، و آيا در گذشتن پدران شما (كه مرده و اثرى از آنها باقى نمانده) عبرت و پندى نيست، اگر تعقل و انديشه نمایيد؟ آيا نديديد كه گذشتگان از شما باز نمى ‏گردند، و جانشين ‏هاى آنها كه زنده هستند باقى نمى ‏مانند؟
 
(6) آيا اهل دنيا را بر حالات گوناگون نمى ‏بينيد كه روز را به شب رسانده شب را صبح مى ‏نمايند؟ پس يكى مرده است كه بر او مى ‏گريند، و ديگرى را (در مصيبت مرده) تسليت مى ‏دهند، و ديگرى بيمارى است بر روى زمين افتاده (و به درد) گرفتار، و ديگرى به عيادت بيمار مى ‏رود، و ديگرى در حال جان دادن است، و يكى خواهان دنيا است و مرگ در پى او است، و ديگرى (از حساب و پرسش روز رستخيز) غافل و بى‏ خبر است و خدا از او غافل نيست، و بر اثر گذشته باقى مانده هم مى ‏گذرد (چنانكه پيشينيان دنيا را بدرود گفتند ديگران هم مى ‏ميرند).
 
(7) آگاه باشيد در هنگام شتاب به انجام كارهاى زشت مرگ را بياد آوريد كه لذت ها و خوشی ها را ويران می كند و عيش ها را به هم مى ‏زند و آرزوها را قطع مى ‏نمايد،
 
(8) و از خداوند يارى طلبيد (توفيق بخواهيد به آماده بودن) براى بجا آوردن حق واجب او (طاعات و عبادات) و (شكر و سپاس از) بسيارى نعمت ها و احسان و نيكویی هايش كه به شمار در نيايد.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن