عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه نود و سوم:
 
از خطبه ‏هاى آن حضرت عليه السلام است كه بعضى از اوصاف خداوند را يادآورى نموده‏ و انبياء و اولياء را ستوده و در آخر مردم را پند و اندرز داده):
 
(1) برتر از هر چيز خداوندى است كه همت هاى بلند او را درك نكرده و زيركی هاى هوشمندان به او نمى ‏رسند (به كنه حقيقت ذاتش پى نبرند، زيرا به حدى محدود نيست كه بتوان او را درك نمود)
 
(2) اولى است كه پايانى براى او نيست تا به نهايت رسد (مبدا اشياء است، نه اولى كه او را آخر باشد) و نه آخرى است او را كه تمام شود (مرجع اشياء است، نه آخرى كه او را اولى باشد، زيرا اول و آخر بودن و غايت و نهايت از لوازم جسم است و او سبحانه از آن مبرى است).
 
قسمتى از اين خطبه درباره پيغمبران (و پيغمبر اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام) است:
 
(3) خداوند پيغمبران را در برترين امانتگاه (صلب پدران) امانت نهاد، و در بهترين جايگاه (رحم مادران) قرار داد، و آنان را از صلب هاى نيكو به رحم هاى پاك و پاكيزه انتقال داد (پدر و مادر پيغمبران از حضرت آدم عليه السلام تا خاتم النبيين صلى الله عليه و آله خداپرست بوده به شرك و كفر آلوده نگشته در زناشویى برخلاف شرع و دستور الهى رفتار ننمودند) هرگاه يكى از ايشان از دنيا مى ‏رفت ديگرى بعد از او براى نشر دين خدا به جاى او قيام مى ‏نمود (به تبليغ احكام الهى مشغول مى ‏گشت)
 
(4) تا اينكه منصب نبوت و پيغمبرى از جانب خداوند سبحان به حضرت محمد صلى الله عليه و آله رسيد، پس آن حضرت را از نيكوترين معدن ها (صلب هاى پيغمبران پيش) رويانيد، و در عزيزترين اصل ها (رحم ها) غرس نمود (و آن بزرگوار را) از شجره ‏اى (نسل حضرت ابراهيم عليه السلام) كه پيغمبرانش را از آن آشكار نمود و امين ‏هاى (بر وحى) خود را از آن برگزيد (به وجود آورد)
 
(5) خاندان او بهترين خاندان ها و خويشان او بهترين خويشان و شجره او بهترين شجره‏ ها است (آن حضرت از جميع پيغمبران افضل مى ‏باشد) كه در حرم روييده و در (بوستان) مجد و شرافت قد كشيده (در مكه معظمه به دنيا آمده و تربيت شده) آن شجره را شاخه ‏هاى دراز (ائمه اثنى عشر) و ميوه ‏اى است كه دست هر كس به آن نرسد،
 
(6) پس آن حضرت پيشواى پرهيزكاران و روشنى ديده بينايان و چراغى است درخشان و ستاره ‏اى است كه نور از آن ساطع است و آتش زنه‏ اى كه شعله آن برق مى ‏زند، روش او استقامت و طريقه ‏اش هدايت و راهنمایى است، و سخن او جدا كننده (حق از باطل) و حكم و فرمانش به عدل و درستكارى است،
 
(7) هنگامى آن بزرگوار به رسالت و پيغمبرى مبعوث شد كه مدت ها بود كسى به رسالت نيامده و مردم در انجام وظيفه از راه حق منحرف و امت هاى پيغمبران پيش در غفلت و نادانى سرگردان بودند (حق تعالى آنان را به مبعوث شدن آن حضرت هدايت كرده از ضلالت و گمراهى نجات داد)  (بندگان خدا)
 
(8) خدا شما را رحمت كند عمل كنيد بر (رويه) نشانه‏ هاى آشكار (ائمه دين عليهم السلام، زيرا آنان نشانه و چراغ هدايت و رستگارى مى ‏باشند در تاريكى ضلالت و گمراهى) پس راه (دين) روشن و هويدا است كه (شما را) به دار السلام (بهشت جاودانى) دعوت می كند،
 
(9) و شما در سرایى هستيد كه رضاء و خوشنودى حق تعالى را (به كردار نيكو) از روى فراغت مى ‏توان به دست آورد (پس تا در اين جهانيد و فرصت داريد بهشت جاويدان را اندوخته نمایيد) و در جایى مى ‏باشيد كه نامه ‏ها (ى اعمال) باز است (هنوز بسته نشده مهر بر آن ننهاده ‏اند) و قلم ها (ى نويسندگان كردارتان براى ضبط آنها) در كار و بدن ها صحيح و سالم است و زبان ها گويا است، و توبه و بازگشت (از كردار زشت) پذيرفته، و كردارها (ى نيك) قبول می شود (پس وقت را غنيمت شمرده فرصت را از دست نداده تا مى‏ توانيد كارى كنيد كه رضاء و خوشنودى خدا را به دست آوريد، زيرا بعد از بيرون رفتن جان از بدن كارى انجام نمى ‏توان داد كه رضاء و خوشنودى خداوند سبحان به دست آيد، چنان كه در قرآن كريم س (30) ى (57) مى ‏فرمايد: فيومئذ لا ينفع الذين ظلموا معذرتهم و لا هم يستعتبون؛‏ يعنى روز رستخيز عذرخواهى كسانی كه ستم كرده كافر گشتند به دستور الهى رفتار ننمودند سودى ندارد، و نه ايشان را راهى هست كه موجب رفع عذاب گردد؛ زيرا آنجا دار تكليف و انجام وظيفه نيست، بلكه جاى حساب و بازپرسى است).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن