عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه هشتاد و نهم:
 
از خطبه‏ هاى آن حضرت عليه السلام است (در ذكر پاره ای از صفات حق تعالى و پند دادن به مردم براى برداشتن توشه سفر آخرت):
 
(1) سپاس خداوندى را سزاست كه بدون ديده شدن به چشم (به وسيله عقول و آثار و صنائع) شناخته شده است (زيرا ممكن را به چشم مى ‏توان ديد و واجب را كه محدود به حدى نيست نمى ‏توان) و بدون فكر و انديشه ايجاد كننده (عوالم) است (زيرا فكر و انديشه در نامعلوم به كار آيد و جهل و نادانى بر ذات واجب محال است، پس چيزى بر او نامعلوم نيست كه براى دانستن آن انديشه به كار آرد) خداوندى كه باقى و برقرار است و هميشه بوده زمانی كه آسمان داراى برج ها و منازل و حجاب هاى داراى درهاى بزرگ (كرات معلقه در جو كه به وسيله قوه جاذبه و دافعه مجذوب يكديگر نمى ‏شوند) نبوده و نه شب تاريك و نه درياى آرام و نه كوه داراى راه هاى گشاده (دره ‏هاى بزرگ واقع بين دو كوه) و نه راه فراخ داراى اعوجاج و كجى (كه به هر طرف راه دارد) و نه زمين گسترده شده و نه مخلوق داراى توانایى و توانگرى وجود داشته،
 
(2) او است آفريننده و اختراع كننده خلایق بى سابقه و مانند (يا از عدم و نيستى به وجود و هستى آورنده) و (پس از فناء و نابودى آنها) وارث ايشان و باقى و برقرار، او است معبود خلایق و روزى دهنده آنها، خورشيد و ماه در طلب رضاى او (بر طبق اراده و حكمتش) سير می كنند و هر تازه اى را كهنه و هر دورى را نزديك مى ‏گردانند (با سير آنها مدت عمر هر چيز به سر آمده زائل و نابود گردد)
 
(3) روزى خلایق را قسمت كرده و آثار و كردار و عدد نفس ها و خيانت چشم ها (از روى پنهانى يا به رمز و اشاره نگاه كردن) و آنچه در سينه‏ هاى آنان پنهان است (فكر و انديشه مى ‏نمايند) و جاى استقرار و محل آنها را در رحم مادران و ظاهر شدنشان (به دنيا آمدن) تا آخر كار ايشان را دانسته (به جزیى و كلى حالات آنها از ابتداء تا انتهاء دانا
 
(4) او است خداوندى كه در عين وسعت و رحمت خود عذابش بر دشمنان سخت است و در عين سختى عذاب، رحمتش دوستداران را فرا گرفته (هيچ امرى او را از امر ديگرى باز نمى‏ دارد) مسلط است بر هر كه بخواهد بر او غلبه جويد و هلاك می كند كسى را كه با او مخالفت كند، و خوار می كند كسى را كه از او دورى كند، و غالب است بر کسی که با او دشمنى ورزد،
 
(5) كفايت می كند هر كه را كه بر او توكل نمايد (هر كه كار خود را به او واگذارد امر دنيا و آخرت او را انجام مى ‏دهد) و به هر كه از او (چيزى) درخواست كند، عطاء مى ‏فرمايد، و هر كه به او قرض دهد (از مال خود در راه او انفاق نمايد) قرض خويش را اداء خواهد فرمود (در دنيا و آخرت به او عوض مى ‏دهد، و اينكه از انفاق در راه او به قرض تعبير شده براى آنست كه بدانيم انفاق در راه خدا عوض دارد، چنان كه قرض مستلزم اداء پرداخت است) و پاداش کسی که او را شاكر و سپاسگزار باشد خواهد داد.
 
(6) بندگان خدا، خودتان را (در دنيا به ميزان عدل) بسنجيد (در راه راست قدم نهاده از خدا و رسول پيروى كنيد) پيش از آنكه (در آخرت به ميزان عمل) سنجيده شويد، و به حساب خويش رسيدگى كنيد (از كارهاى زشت پشيمان شده توبه نمایيد) پيش از آنكه حساب شما را وارسى نمايند (كه چاره نداشته باشيد) و نفس بكشيد (تا زنده هستيد فرصت را از دست ندهيد) پيش از تنگ شدن و گرفتن راه گلو (رسيدن مرگ) و فرمان ببريد پيش از آنكه شما را به خشونت و زور (به آخرت) ببرند،
 
(7) و بدانيد کسی که از خويشتن كمك و يارى نشود (خداوند او را مساعدت و همراهى ننمايد و قوه عاقله او را بر نفس اماره ‏اش غلبه و توانایى ندهد) تا اينكه از جانب خود پند دهنده و جلو گيرنده (از معاصى) برايش باشد، منع كننده و پند دهنده ‏اى از غير براى او نمى ‏باشد (هرگاه خود شخص خويشتن را پند نداده براى هدايت و رستگارى آماده نباشد، گفتار ديگران در او سودى نخواهد بخشيد، و اين جمله اشاره به آن است كه استعانت و يارى خواستن از خداوند متعال در هر حال براى اصلاح نفس و دفع شيطان واجب و لازم است، نه آنكه كسى در طاعت و عصيان مجبور باشد تا سخن به مسئله جبر بكشد).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن