عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ سه شنبه ۳۰ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه هشتاد و هشتم:
 
از خطبه‏ هاى آن حضرت عليه السلام است (كه در آن از بعثت پيغمبر اكرم و زمان جاهليت بحث و به آن مردم را موعظه فرموده):
 
(1) خداوند متعال پيغمبر اكرم را به رسالت مبعوث گردانيد در زمانی كه هيچ يك از انبياء باقى نمانده، و به خواب رفتن فرق مختلفه مردم در تاريكى نادانى و گمراهى طولانى گشته بود (زيرا از زمان آدم تا بعثت حضرت عيسى از جانب حق تعالى پيغمبران براى هدايت خلق پى در پى انگيخته مى ‏شدند، و از زمان حضرت عيسى تا بعثت حضرت مصطفى كه پانصد سال طول كشيد پيغمبرى مبعوث نشد) و فتنه‏ ها در سرتاسر دنيا بر پا گرديده كارها در هم و بر هم گشته آتش جنگ ها افروخته و نور و روشنایى دنيا پنهان شده (زيرا پيغمبرى نبود كه مردم علوم و معارف الهى را كه چراغ و روشنایى هدايت و رستگارى است از او اخذ نمايند، و) نادرستی هاى آن آشكار گرديده،
 
(2) برگش زرد گشته، و (مردم) از ثمره آن بهره و سودى نمى ‏برند و آبش فرو رفته و خشك شده (درخت علم و هدايت را خزان گرفته مردم در راه سعادت و رستگارى قدم نمى‏ گذاشتند و خير و نيكویى باقى نمانده بود) نشانه‏ هاى هدايت و رستگارى محو و نابود و پرچم هاى هلاكت و بدبختى آشكار شده‏ (راهنمايان راه حق و درستى از ميان رفته و پيشروان راه ضلالت و گمراهى بر سر كار بودند)
 
(3) پس دنيا با منظره بدى به اهلش نگريسته و به خواهان خود رو ترش كرده بود (كه به هرگونه سختى مبتلى و آنى آسايش نداشتند) ثمره ‏اش فساد و تباهكارى و طعامش گوشت مردار بود (زندگى اهل آن زمان پر از فساد و خوراك بيشتر عرب ها از بسيارى پريشانى گوشت مردار بود، يا آنكه از راه غارتگرى و دزدى از مال يكديگر اعاشه مى ‏كردند كه كم از گوشت مردار نبود) شعارش خوف و ترس و رويه ‏اش شمشير بود (اهل آن زمان همواره مضطرب و نگران و به زد و خورد و كشتن يكديگر مشغول بودند، خلاصه فتنه و فساد و نادانى و گمراهى و بيچارگى سرتاسر دنيا را فرا گرفته بود كه حق تعالى رسول اكرم را مبعوث گردانيد تا آنها را به راه راست راهنمایى فرموده سعادت و آسايش دنيا و آخرتشان را برقرار نمود)
 
(4) پس عبرت بگيريد بندگان خدا و بياد بياوريد عقاید نادرست و كارهاى زشت پدران و برادران خود را كه (اكنون) در گرو و گرفتار آنها هستند و به آنها (روز رستخيز) بازخواست می شوند (و براى رهایى از آن چاره ‏اى ندارند)
 
(5) و به جان خودم سوگند از زمان شما تا ايشان روزگار درازى طى نشده و ميان شما و ايشان سال ها و قرن ها نگذشته و شما امروز از روزى كه در اصلاب آنها بوديد دور نيستيد (زمان شما به آنان نزديك است، پس سبب فراموشى و ياد نكردن روزگارشان با اينكه اندك زمانى است از دنيا رفته و از شما دور گشته ‏اند چيست؟)
 
(6) به خدا سوگند رسول اكرم چيزى را به گذشتگان شما نشنوانيد مگر آنكه من امروز به شما گوشزد مى ‏نمايم (پس براى مخالفت كردن و نافرمانى خدا و رسول نمى ‏توانيد بگویيد: كسى نبود ما را تبليغ نمايد) و گوش هاى شما امروز از گوش هاى آنها در ديروز پست‏ تر نيست (پس نمى ‏توانيد عذر بياوريد كه پيشينيان از ما شنواتر بودند سخنان پيغمبر را شنيدند و ما سخنان تو را نمى ‏شنويم) و در آن زمان ديده ‏هاى آنان بينا نگشته و دل هايى به آنها داده نشده مگر آنكه در اين زمان مانند آن ديده ‏ها و دل ها به شما هم داده ‏اند (پس نمى ‏توانيد بگویيد: ما كور بوده و تو را نديديم آن طور كه آنها بينا بوده پيغمبر را مى‏ ديدند و يا آنكه دلمان هشيار نبوده تا سخنان تو را بفهميم بطوری كه آنها دل داشته سخنان او را مى ‏فهميدند)
 
(7) و سوگند به خدا شما بعد از ايشان به چيزى بينا و دانا نشديد كه آنها ندانسته باشند و به چيزى برگزيده نگشتيد كه آنها از آن محروم و بى بهره مانده باشند (بلكه به آنان آموختند آنچه شما آموختيد و عطاء نمودند چيزى را كه به شما عطاء كردند، پس شما كه بر آنها امتيازى نداريد جهت اينكه از خدا و رسول و امام زمان پيروى‏ نمى ‏كنيد چيست؟) و (بر اثر اين پيروى نكردن) بليه ‏اى (فتنه و فساد معاويه و بنى اميه) به شما وارد گشته كه (آن بليه مانند شتر سركشى است كه) مهارش در جولان و تنگ آن سست است (و کسی که بر چنين شترى سوار گردد به خطر نزديك است) پس آنچه (ثروت و بزرگى) كه گناهكاران در آن، روز كرده زندگى مى ‏نمايند شما را نفريبد (كه تصور كنيد هميشه باقى است) زيرا آن مانند سايه ‏اى است گسترده تا زمان معين (كه هميشه باقى نخواهد ماند و به زودى نابود می شود).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن