عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ سه شنبه ۳۰ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه هشتاد و هفتم:
 
از خطبه‏ هاى آن حضرت عليه السلام است (كه در آن مردم را به جهت اختلاف در دين و اعتماد بر آراء و عقائد باطله و پيروى نكردن از پيغمبر و امام سرزنش مى ‏فرمايد):
 
(1) پس از اداى حمد و سپاس خداى تعالى و درود بر خاتم انبياء (بدانيد رسم دنيا بر اين بوده كه) خداوند سبحان گردن كشان روزگار را هرگز نابود ننموده مگر پس از مهلت دادن و خوشگذرانى، و شكستگى استخوان هيچ يك از امت ها (ى پيغمبران) را اصلاح نكرده مگر پس از تنگى و رنج (در زندگى، پس شما هم به ستمگرى ستمكاران شكيبا بوده منتظر روزى باشيد كه خدا دست ظلم و تعدى آنها را كوتاه نمايد) و سختی هايى كه به آن رو آورديد (شما را دريافت) و كارهاى بزرگ و گرفتاری هايى كه از آن پشت گردانيديد (رهایى يافتيد) عبرت است (تا شما را آگاه گرداند كه خداوند هيچ قومى را در سختى نگذارد و عاقبت، ستمكاران را از پاى درآورد و هر مصيبت و بلایى را زوالى است)
 
(2) و (ليكن) هر دل دارى خردمند نيست (تا حقایق را بفهمد) و هر گوش دارى شنوا نيست (تا حق را بشنود) و هر چشم دارى بينا نيست (تا از ديدن پيشامدهاى روزگار عبرت گيرد، و معلوم است براى درك حقایق دل هاى هشيار و گوش هاى شنوا و چشم هاى بينا لازم است، نه اين دل ها و گوش ها و چشم ها كه حيوانات هم آن را دارند)
 
(3) پس شگفتا و چگونه به شگفت نيايم از خطاء و اشتباه كارى اين فرقه‏ هاى گوناگون كه دليل هاى ايشان در دينشان با يكديگر اختلاف دارد (و در هر امرى اعتماد بر دليل هاى خود دارند و) از سنت پيغمبرى پيروى نكرده به كردار وصيى اقتداء نمى ‏نمايند (اگر پيروى مى‏ كردند اختلاف در دينشان نبوده از عذاب الهى مى رهيدند) و ايمان به غيب (خدا و روز رستخيز) نمى ‏آورند و از زشتى (حرام و شبهه) خوددارى نمى ‏نمايند (پس اگر به ناديده گرويده و از زشتى خوددارى مى‏ كردند به دليل هاى نادرست خود كه موجب اختلاف در دينشان شد اعتماد نداشتند)
 
(4) در شبهات (آنچه بر ايشان مشتبه است، طبق رأى نادرست خود) رفتار نموده از خواهش هاى نفس پيروى می كنند، معروف و پسنديده نزد ايشان چيزى است كه خودشان نيكو شناخته ‏اند و منكر و ناشايسته پيش آنها چيزيست كه خودشان بد دانسته ‏اند،
 
(5) در مشكلات پناهگاهشان خودشان هستند (در حل احكام مشكله‏ به خود مراجعه نموده و به نظر خويشتن رفتار مى‏ نمايند اگر چه مخالف گفته خدا و رسول باشد) و در امور پوشيده (معارف الهيه) اعتمادشان بر رأی هاى (نادرست) خودشان است (اگر چه برخلاف عقل و دين باشد) گويا هر مردى از ايشان (در امر دين) در آنچه مى ‏بيند (حكم هر مسئله كه بيان می كند) پيشواى خود است كه بندهاى استوار و دلایل محكمه از خويش گرفته است (و به آنها استدلال مى ‏نمايد و اعتقادش اينست كه هر حكمى كه به رأى نادرست خود اجتهاد كرده مانند حكم الهى است).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن