عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ سه شنبه ۳۰ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه هشتاد و پنجم:
 
از خطبه ‏هاى آن حضرت عليه السلام است (در بيان بعضى از صفات حق تعالى و پند دادن به مردم و ترغيب آنان به عبادت و بندگى):
 
[قسمت اول خطبه‏]
 
(1) خداوند متعال دانا به نهانی ها است و آگاه از انديشه ‏ها (ى در دل ها) به هر چيز احاطه دارد (به كلى و جزئى اشياء تسلط دارد) و بر هر چيز غلبه و توانایى دارد،
 
(2) پس بايد عمل كننده از شما به عمل بپردازد (خوشنودى خدا و رسول را به دست آورد) در روزهايى كه مهلت دارد پيش‏ از آنكه مرگ به زودى او را دريابد و در وقتى كه فرصت به دست او است پيش از آنكه (به هول و وحشت قبر و قيامت) دچار گردد، و در زمانی كه راه نفس كشيدن او باز است پيش از آنكه بند آيد (بميرد) و بايد براى آسايش خود و استوارى قدمش كار نيكو انجام دهد (فرمان خدا و رسول را ببرد تا روز رستخيز آسوده بوده پايش بر صراط نلغزد) و بايد از سراى كوچ كردن خود (دنيا) براى جايگاه هميشگى (آخرت) توشه بردارد (كه توشه آنجا را جز از اين سرا نبرند) 
 
(3) بندگان خدا از خدا بترسيد در آنچه در كتاب خود (قرآن) محافظت و رعايت آن را به شما امر فرموده (در قرآن تدبر و تأمل كنيد) و در آنچه از حقوق خويش نزد شما وديعه و امانت نهاده (از اوامر و نواهى او پيروى نمایيد) زيرا خداوند سبحان شما را بيهوده نيافريده و مهمل و بيكار رها نكرده و شما را در نادانى و كورى (گمراهى) وا نگذاشته است،
 
(4) اعمال شما را معلوم نموده (راه خير و شر و طاعت و معصيت را به شما نشان داده) و به كردار (نيك و بد و كوچك و بزرگ و نهان و آشكار) شما دانا است و مدت عمر و زندگى شما را معين كرده، و بر شما كتاب (قرآن كريم) را برهان بر هر چيزى فرستاده است (اوامر و نواهى خويش را در آن بيان فرموده) و روزگارى پيغمبرش را در ميان شما زنده نگاه ‏داشته تا آنكه دين خود را به آنچه در كتاب خويش فرو فرستاده براى پيغمبر و شما كامل ساخت، دينى كه مورد پسند او است (اكمل اديان است)
 
(5) و به زبان آن حضرت آنچه دوست داشت از اعمال نيكو و آنچه كراهت داشت از كردار زشت و نواهى و اوامر خود را به شما ابلاغ نمود، و جاى عذر براى شما باقى نگذاشت و حجت را بر شما تمام كرد، و شما را از عذاب تهديد نمود، پيش از آنكه قيامت بر پا شود، و ترسانيد پيش از رسيدن عذاب سخت،
 
(6) پس (از خواب غفلت بيدار شويد، و) بقيه عمر خود را دريابيد (به طلب رضاى خدا مشغول گرديد) و در روزهاى باقى مانده از عمر شكيبایى پيش گيريد (از معصيت و نافرمانى خود را باز داريد) زيرا اين روزهاى باقى مانده (كه ممكن است به تدارك از دست رفته ‏ها صرف شود) كم است در مقابل روزهاى بسيارى كه از شما در غفلت و رو گردانيدن از موعظه و پند مى ‏باشد،
 
(7) و نفس هاى (سركش) خود را فرصت ندهيد (معصيت را آسان نپنداريد) كه اين فرصت ها شما را به راه هاى ستمكاران مى ‏برد (از رفتار آنها پيروى خواهيد نمود) و (در هيچ امرى) سهل انگار نباشيد كه سهل انگارى ناگاه شما را بر معصيت درآورد.
 
[قسمت دوم خطبه‏]
 
(8) بندگان خدا، پند دهنده ترين مردم به خود كسى است كه پروردگارش را بيشتر اطاعت و بندگى نمايد (زيرا مقصود پند دهنده نفع رساندن به ديگرى است و بزرگترين نفع ها به دست آوردن سعادت هميشگى است و تحصيل آن مستلزم طاعت و فرمانبردارى از حق تعالى، پس هر كس پروردگارش را بيشتر عبادت و بندگى نمايد بيشتر سعادت به دست آورد و کسی که بيشتر سعادت به دست آرد بيشتر از پند دهندگان خود را پند داده است) و فريب دهنده ترين مردم خود را كسى است كه بيشتر از آنها پروردگارش را معصيت و نافرمانى كند (زيرا مقصود هر فريب دهنده ‏اى زيان رساندن به ديگرى است و بزرگترين زيان ها به دست آوردن بيچارگى هميشگى است و يافتن آن مستلزم معصيت و نافرمانبردارى است، پس هر كس پروردگارش را از ديگران بيشتر معصيت كند، بيشتر بيچارگى به دست آورده و كسی را كه بيشتر بيچارگى فرا گيرد، بيشتر از فريب دهندگان خود را فريب داده است)
 
(9) و فريب خورده كسى است كه زيان به خود روا دارد (خود را هلاك و تباه نموده كارى كند كه مستوجب عذاب الهى گردد) و خرسند و خوشحال كسى است كه دين او به سلامت باشد (بر وفق احكام الهيه رفتار كند تا ديگران به او غبطه برده مقام او را آرزو كنند) و خوشبخت كسى است كه از ديگر كسان پند گيرد (در راه نيكوكاران قدم نهاده از كردار زشت بدكاران دورى نمايد) و بدبخت كسى است كه از خواهش نفس و نادرستی هاى خويش فريب خورد (از هواى نفس پيروى كرده از خطر آن غافل گردد)
 
(10) و بدانيد اندك رئاء و خودنمایى (در عبادت و بندگى) شرك است (زيرا هر كه در عبادت خدا غيرى را در نظر گيرد، البته او را شريك خدا دانسته) و هم نشينى با هواپرستان (معصيتكاران) باعث فراموشى ايمان و حضور شيطان است (زيرا بر اثر غفلت از ذكر خدا و ياد آخرت نور ايمان از دل گناهكاران بيرون مى ‏رود و شيطان براى اضلال و گمراهى در مجالشان حاضر می شود، و به فرموده پيغمبر اكرم: «المرء على دين خليله و قرينه؛ يعنى مرد پيرو دين و آئين دوست و همنشين خود مى ‏باشد» نشست و برخاست با هواپرستان در شخص تأثير خواهد نمود)
 
(11) از دروغ دورى كنيد كه آن از ايمان دور است (زيرا ايمان مجمع فضايلى است كه از جمله آنها راستى است و دروغ از جمله رذائل و صفات ناپسنديده مى ‏باشد، و به اين جهت ميان آن با ايمان تباين و جدایى است) راستگو مشرف به نجات و رهایى (از عذاب) و رستگارى است، و دروغگو بر جاى بلندى است كه نزديك به افتادن در گودال هلاكت و ذلت و خوارى است،
 
(12) و بر يكديگر حسد نبريد (زوال مقام ديگرى را آرزومند نباشيد) زيرا حسد ايمان را مى‏ خورد (مضمحل و نابود مى ‏نمايد) چنانكه آتش هيزم را مى ‏خورد (سوزانده و خاكستر می كند) و با همديگر دشمنى نكنيد، زيرا دشمنى باعث (قطع رحم و) زوال هر خير و بركتى است (مانند تيغ كه مو را از سر زائل مى ‏گرداند)
 
(13) و بدانيد كه آرزو موجب به غلط و اشتباه انداختن عقل و فراموشى از ذكر خدا مى ‏گردد، پس (با ياد مرگ و هول و وحشت روز رستخيز) آرزو را دروغ انگاريد، زيرا آرزو فريب دهنده است (به چيزى كه حقيقتى ندارد) و آرزومند فريب خورده است.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن