عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ سه شنبه ۳۰ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه هفتاد و دوم:‌
 
از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه در بصره راجع به مروان ابن حكم فرموده:
 
گفته‏ اند: چون مروان ابن حكم در جنگ جمل اسير شد امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) را نزد اميرالمؤمنين (عليه السلام) شفيع قرار داد، پس آن دو بزرگوار درباره او عرض كردند: يا اميرالمؤمنين مروان با تو بيعت می كند، حضرت او را رها كرده فرمود:
 
(1) آيا بعد از كشته شدن عثمان با من بيعت نكرد؟ (و پس از آن در جنگ جمل شركت نمود) مرا به بيعت او حاجت نيست؛ زيرا دست دادن او براى بيعت مانند دست دادن يهودى است (كه به مكر و حيله و پيمان شكنى مشهور است) اگر به دست خود با من بيعت كند هر آينه باد برش مكر و حيله به كار برد (در پنهانى پيمان بشكند و وفاى به عهد ننمايد و بيعت خود را چون باد انگاشته رها كند. اين جمله را براى پستى مروان فرموده و باز در سرزنش او مى ‏فرمايد:) 
 
(2) آگاه باشيد كه او را امارت و حكومتى خواهد بود. (بسيار كوتاه) چون ليسيدن سگ، بينى خود را (مدت امارت و حكومت مروان تقريباً چهار ماه و ده روز بوده) 
 
(3) و او پدر چهار رئيس است (مراد از چهار رئيس فرزندان او بودند كه عبدالملك خليفه شد و عبدالعزيز والى مصر و بشر والى عراق و محمد والى جزيره گرديد، و آنها در مكر و حيله و گمراه كردن مردم مانند پدرشان بودند) و زود باشد كه مردم از مروان و فرزندان او روز سرخ را (قتل و غارت و انواع سختی ها كه از ايشان صادر شد) دريابند (و بعضى گفته ‏اند مراد از چهار رئيس كه حضرت فرموده چهار پسر عبدالملك ابن مروان، يزيد و سليمان و وليد و هشام، هستند كه هر چهار به خلافت رسيدند).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن