عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ سه شنبه ۳۰ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه شصت و پنجم:
 
از سخنان آن حضرت عليه السلام است (در آداب جنگ) روزى در جنگ صفين‏:
 
(كه شبش ليلة الهرير و آن در ماه صفر سال سى و هفت هجرى بود) براى اصحاب خود بيان فرمود:
 
(1) اى گروه مسلمانان، خوف و ترس را شعار خود بنمایيد (و از خدا بترسيد و در كارزار با دشمن سستى ننمایيد) و وقار و آرامى (در كارزار) را رويه خويش قرار دهيد (از روبرو شدن با دشمن پرهيز نكنيد) و دندان هاتان را بر هم بفشاريد (در جنگ استقامت ورزيد، و سختی هاى كارزار را به خود هموار نمایيد) زيرا اين طرز رفتار، شمشيرها را از سرها دور كننده‏ تر است (استقامت در جنگ و تحمل سختی هاى كارزار از هر حيله و تدبيرى براى شكست دشمن بهتر و نتيجه ‏اش فتح و فيروزى است)
 
(2) و زره را كامل بپوشيد (زره خود دار و آستين دار بپوشيد تا جایى از تن شما نمايان نباشد) و شمشيرها را در غلاف پيش از بيرون كشيدن بجنبانيد (تا در وقت حاجت بيرون كشيدن آن آسان باشد، و يا اينكه صداى آلات جنگ را به گوش دشمن رسانيده خود را آماده نشان دهيد تا نگران گشته بترسد و باعث مغلوبيت او شود) و (دشمن را) به گوشه چشم و خشمناك بنگريد (زيرا به تمام چشم نگاه كردن علامت ترس و شگفت است كه بر اثر آن دشمن جرأت يافته ممكن است غلبه نمايد) و به جانب چپ و راست نيزه بزنيد (اطراف را بپایيد كه شايد دشمن در كمين نشسته از چپ يا راست حمله نمايد) و با نوك و دم شمشيرها زد و خورد نمایيد (دشمن را از جلو آمدن مانع گرديد) و شمشيرها را (اگر كوتاه است) به پيش نهادن گام ها (به دشمن) برسانيد (خود را به او نزديك سازيد كه علامت مردى و دليرى پا پيش نهادن است نه دورى نمودن و به نوك شمشير اشاره كردن، روايت شده كه در يكى از جنگ ها به حضرت عرض شد شمشير تو كوتاه است، فرمود به گامى آن را بلند گردانم)
 
(3) و بدانيد كه خدا شما را در نظر دارد (كردار شما را مى ‏بيند) و با پسر عموى رسول خدا، صلى الله عليه و آله و سلم، مى ‏باشيد، پس پى در پى (به دشمن) حمله كنيد، و از گريختن شرم نمایيد، زيرا فرار ننگ براى اعقابست (فرزندانتان را بعد از شما سرزنش خواهند كرد) و آتش روز حساب و رستاخيز مى ‏باشد (گريخته از جنگ در قيامت به عذاب الهى گرفتار خواهد شد)
 
(4) و خوشحال باشيد كه روحتان (در جنگ) از بدن جدا گردد، و به آسانى به سوى مرگ برويد (از كشته شدن در راه حق براى يارى دين خرسند باشيد؛ زيرا حيات عاريتى را بدل به زندگانى جاويدان خواهيد ساخت، چنانكه در قرآن كريم س 3 ى 169 مى ‏فرمايد: و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله أمواتا بل أحياء عند ربهم يرزقون؛‏ يعنى گمان مكن كسانی كه در راه خدا كشته شدند مرده ‏اند، بلكه زنده ‏اند و از جانب پروردگارشان روزى داده می شوند)
 
(5) و بر شما باد (حمله) به اين سياهى بسيار بزرگ (لشگر انبوه معاويه) و سرا پرده‏ افراشته شده به طناب ها (خيمه معاويه، گفته ‏اند: سرا پرده بلندى براى معاويه بر پا كرده بودند كه صد هزار نفر در اطراف آن گرد آمده پيمان بسته بودند كه متفرق نشوند اگر چه كشته گردند) پس درون آن سرا پرده را بزنيد (همت گماريد تا آن خيمه را متصرف گرديد) زيرا شيطان (معاويه) در گوشه آن پنهان است كه براى بر جستن دست پيش داشته و براى برگشتن پا پس نهاده (در كارزار ثابت قدم نيست و مضطرب و نگران است اگر ترسيديد بر شما مسلط گردد، و اگر دلير بوديد مغلوب شده فرار اختيار نمايد)
 
(6) پس (جنگيدن با او و همراهانش را) قصد كنيد (مهياى حمله و نابود كردن ايشان گشته در اين كار اقدام نمایيد) تا حقيقت حق براى شما هويدا گردد (در دنيا و آخرت سعادتمند شويد، چنانكه در قرآن كريم س 47 ى 35 مى‏ فرمايد: فلا تهنوا و تدعوا إلى السلم و أنتم الأعلون و الله معكم و لن يتركم أعمالكم‏؛ يعنى اى مؤمنين در جنگ با كفار سست نشويد و صلح و آشتى را از آنها درخواست ننمایيد كه موجب عجز و ناتوانايى شما گردد) و شما برتر و بالاتريد (شما بر حقيد و غلبه و فيروزى از آن شما است) و خدا با شما همراه است و هرگز (پاداش) كردارتان را ناقص و كم نمى ‏گرداند (شما را در دنيا و آخرت رستگار مى ‏نمايد).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن