عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ سه شنبه ۳۰ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه پنجاه و دوم:
 
از خطبه‏ هاى آن حضرت عليه السلام است (در بيان بی وفایى دنيا و اهميت ندادن به آن و ترغيب مردم به آخرت و بزرگ شمردن ثواب و عقاب و نعمت هاى حق تعالى):
 
[قسمت اول خطبه‏]
 
اين خطبه پيش از اين به روايتى اختيار و نقل شده، و در اينجا از روى روايت ديگرى براى اختلافى كه در اين دو روايت است بيان مى ‏كنيم:
 
(1) آگاه باشيد دنيا رو به فنا و نيستى نهاده، و (بر اثر تغييراتى كه در آن مشاهده می شود) در گذشتش را اعلام كرده، و خوشى آن باقى نمى ‏ماند، (مانند جوانى و تندرستى) و به تندى (از اهلش) رو بر مى‏ گرداند، و ساكنين خود را به فنا و نيستى مى ‏كشاند، و همسايگان را به سوى مرگ ميراند (تا به گورستان بسپارد) و شيرينی هاى آن به تلخى مبدل شد (مانند جوانى به پيرى و تندرستى كه به بيمارى تبديل مى ‏گردد) و صافی هاى آن تيره گرديد (پس اكنون كه تغييرات در آن آنى و فورى و بهره از آن موقتى است، نبايستى به آن دلبند شد)
 
(2) پس از اين دنيا (نسبت به زندگانى هر كس زمانى) باقى نمانده مگر ته مانده ‏اى (چند روزى) مانند ته مانده آب در مشك كوچكى، يا باقى نمانده از آن مگر جرعه‏ اى‏ (مدت كمى) مانند جرعه مقلة (عادت عرب بر اينست كه چون تشنگان در بيابان اندك آبى يابند، سنگ ريزه در ظرفى ريخته آنقدر آب بر آن بريزند كه آن سنگريزه ‏ها را بپوشاند، پس هر يك آن مقدار آب را براى رفع تشنگى بياشامد، و به اين طريق آب اندك را ميان خودشان قسمت كنند، و آن سنگريزه ‏ها را مقلة گويند) پس تشنه (دنيا كه مدت كمى از عمرش باقى مانده) اگر بمكد آن ته مانده (و يا آن جرعه مقله) را (به دنيا دل بسته از آخرت چشم پوشد) تشنگى او برطرف نشود (بهره ‏اى كه در نظر دارد به دست نياورد)
 
(3) پس اى بندگان خدا (اكنون كه رفتار دنيا با شما چنين است) براى كوچ كردن از اين سرا كه براى اهلش زوال و نيستى مقدر شده آماده شويد، و آرزو بر شما غالب نشود، و مدت زندگانى در آن به نظر شما طولانى نيايد (به آرزوهاى بيجا تكيه مكنيد و از مرگ غافل نباشيد كه ناگاه شما را دريابد)
 
(4) پس سوگند به خدا اگر بناليد مانند ناله شتران غم زده فرزند مرده، و بخوانيد مانند صداى كبوتر، و فرياد و زارى نمایيد مانند فرياد و زارى راهبى كه دنيا را ترك كرده، و از مال ها و فرزندان در راه خدا بگذريد براى درخواست تقرب از جهت بلندى مقام و منزلت نزد او، يا آمرزش گناهى كه نوشته شده و فرشتگان او آن گناه را ثبت نموده ‏اند، هر آينه كم است در مقابل ثوابى كه از جانب خداوند متعال من براى شما اميدوارم، و (همچنين) كم است در برابر عذاب او كه من از آن براى شما مى ‏ترسم (ثواب و پاداش عبادت و پرستش خدا كه من به شما امر می كنم بيشتر است از پاداش عبادتى كه شما در طلب آن تضرع و زارى مى ‏كنيد و به آنچه كه وسيله تقرب است دست مى ‏اندازيد، و عقاب و كيفر معصيتى كه من شما را از آن نهى مى ‏نمايم سخت تر است از معصيتى كه شما در آمرزش آن ناله و سوگوارى مى ‏نماييد، خلاصه پاداش عبادت و بندگى خدا و كيفر معصيت و نافرمانى او كه من مى ‏دانم از حيطه ادراك و فهم شما بيرون است، پس كوشش كنيد در آنچه كه امر می كنم، و چشم بپوشيد از آنچه كه نهى مى ‏نمايم).
 
(5) و سوگند به خدا اگر براى شوق به حق تعالى يا براى ترس از او دل هاى شما گداخته شود و از چشم هايتان خون جارى گردد و بدين منوال زندگى كنيد در دنيا مادامى كه باقى است، اين اعمال و منتهى درجه كوشش شما برابرى با نعمت هاى بزرگ خداوند كه به شما عطاء فرموده نمى ‏نمايد، و مساوى راهنمایى نمودن او شما را به سوى ايمان نمى ‏گردد.
 
و قسمتى از اين خطبه در بيان عيد قربان و صفت حيوان قربانى است:
 
(6) از جمله شرایط حيوان قربانى آنست كه تمام گوش باشد (بريده و شكافته نباشد) و چشمش سالم باشد، پس اگر گوش و چشمش بى عيب بود، قربانى صحيح و درست است،
 
(7) و اگر شاخ شكسته باشد (براى قربانى صلاحيت ندارد، مانند گوسفند پا شكسته ‏ايست كه) براى رفتن به قربانگاه مى ‏لنگد (قربانى گوسفند پا شكسته و شاخ شكسته درست نيست. سيد رضى فرمايد:) منسك (اگر چه به معنى محل عبادت و پرستش است، و ليكن) در اينجا به معنى قربانگاه و آن موضعى است كه قربانى را در آنجا سر مى ‏برند.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن