عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ يکشنبه ۲۶ خرداد
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
خطبه چهل و سوم:
«خطبه ای پس از آنكه جرير بن عبدالله بَجَلى را براى بيعت گرفتن از معاويه فرستاد»
 
كه پس از آنكه جرير ابن عبدالله بجلى را (براى گرفتن بيعت) نزد معاويه به شام فرستاد، اصحاب آن بزرگوار (چون دانستند معاويه امر آن جناب را اطاعت نخواهد نمود، پيش از مراجعت جرير از شام و پاسخ آوردن) گفتند مصلحت در آن است‏ كه براى جنگ با مردم شام آماده شويم (حضرت فرمود):
 
(1) آماده شدن من براى جنگ با مردم شام با اينكه جرير نزد ايشان است (و هنوز جواب ما را نياورده) بستن در است به روى آنان، و باعث رو گردانيدن آنها است از خوبى (بيعت كردن) اگر اراده كرده باشند (اگر بگويند اقدام تو به جنگ، ما را وادار نمود كه فرمانت را قبول نكنيم، ما را بر نافرمانى آنها ايرادى نيست، و بر فرض كه بخواهند بيعت كنند شروع ما به جنگ سبب انصراف آنان می شود)
 
(2) اما من براى جرير مدتى را معلوم كرده ‏ام كه بيش از آن توقف ننمايد مگر (از معاويه) فريب خورده باشد (او را براى گرفتن جواب معطل داشته) يا نافرمانى كرده (در گرفتن جواب از او اهمال نموده) و رأى من مدارا نمودن (با ايشان) است، پس شما هم مدارا كنيد و (اگر چه) بدم نمى‏ آيد كه شما آماده براى جنگ باشيد
 
(3) «و لقد ضربت أنف هذا الأمر و عينه» يعنى من بينى و چشم اين كار را زده ‏ام (اين ضرب المثل عربى است كه به جاى ضرب المثل فارسى: من همه طرف اين كار را پایيده ‏ام، به كار مى‏ رود) و نهان و آشكار آن را زير و رو كرده ‏ام، چاره ‏اى براى خود نديدم مگر جنگيدن (با معاويه و يارانش) يا كفر و انكار آنچه را كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله آورده؛ زيرا جلوگيرى نكردن از اضلال و گمراهى كفار و منافقين بى اعتنایى به امر خدا و رسول مى‏ باشد و آن براى على كفر است، و براى اطاعت امر خدا و رسول البته با آنان جنگ كرده شرشان را دفع مى ‏نمايم. پس در موضوع سبب قتل عثمان كه معاويه به آن حضرت نسبت مى‏ داد مى‏ فرمايد:)
 
(4) عثمان بر امت حكومت می كرد و بدعت هاى چندى (كارهاى ناشايسته و مخالف ايمان) پديد آورد، و (آن كارهاى زشت) سبب گفتگو بين مردم (مذمت و اعتراض) گرديد (9011- 9008)، و ايشان هم (آنچه بايد درباره او بگويند) گفتند و به او بى ‏ميل شدند، و تغييرش دادند (او را كشتند، پس نسبت قتل او به من از طرف معاويه برخلاف واقع است).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 127: خطبه ای باز هم به خوارج خطبه 126: خطبه ای در زمانی که به حضرت گفتند چرا در تقسيم بيت المال ميان همه مساوات مى كند خطبه 125: خطبه ای در رابطه با خوارج وقتى كه حكميت را انكار كردند خطبه 124: خطبه ای در ترغيب اصحاب خود به جهاد و تعليم آداب و رسوم جنگ خطبه 123: خطبه ای در فرار ياران خطبه 122: خطبه ای که حضرت در هنگام نبرد صفين به يارانش فرمود خطبه 121: خطبه ای در خطاب به خوارج خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه