عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ سه شنبه ۳۰ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه بیست و نهم:
«خطبه ای پس از برنامه حكمين و تاخت و تاز ضحّاك بن قيس»
 
(1) اى مردمى كه بدن هايشان جمع و انديشه ‏ها و آرزوهايشان مختلف است، سخنان شما (لاف و گزافتان) سنگ هاى سخت را نرم مى ‏گرداند، و كار شما (كه در خانه نشسته براى جنگيدن با دشمن حاضر نيستيد) دشمنان را در شما به طمع مى ‏اندازد (كه آنچه داريد به تصرف در آورده بر شما دست يابند)
 
(2) در مجالس (كه دور هم نشسته ‏ايد) چنين و چنان مى‏ گویيد (لاف زده و گزاف بسيار گفته اظهار دليرى و مردانگى مى ‏نماييد) و چون وقت جنگيدن با دشمن پيش آيد مى ‏گویيد: حيدى حياد؛ يعنى اى جنگ از ما دور شو (جمله حيدى حياد مثلى است كه عرب در وقت فرار از دشمن به زبان مى ‏آورد)
 
(3) دعوت کسی که شما را (به نصرت و يارى خود) خواند پذيرفته نشد (زيرا او را يارى نكرديد) کسی که درباره شما زحمت و رنج كشيد دل او راحتى و آسايش نيافت، عذرها و بهانه ‏ها (ى شما براى نرفتن به جهاد و نجنگيدن با دشمن درست نيست و سبب) ضلالت و گمراهى است مانند بدهكارى كه بدهى خود را (بدون عذر) به تأخير اندازد (چون‏ نمى ‏خواهد وامش را اداء كند بهانه پيش آرد و امروز و فردا گويد، شما هم چون نمى ‏خواهيد به جهاد برويد بهانه ‏هاى نادرست پيش آورده امروز و فردا مى ‏گویيد و بر اثر اين مسامحه خود را ذليل و خوار مى ‏گردانيد و)
 
(4) ذليل و ترسنده نمى ‏تواند از ظلم و ستمى (كه بر او وارد می شود) مانع گردد، و حق (و آسايش براى هيچ قومى) به دست نمى ‏آيد مگر به تلاش و كوشش (پس با اينكه در خانه نشسته به جهاد نمى ‏رويد تا دشمن را مغلوب و سركوب گردانيد آسايش و آسودگى خواستن خطاء است)
 
(5) كدام خانه (ديارى) را بعد از خانه خود (از تصرف و خرابى دشمن) باز مى‏ داريد؟ (در موقعى كه شما را از خانه هايتان بيرون نمودند) و با كدام امام و اميرى بعد از من به جهاد مى‏ رويد؟ (كه دشمن را از خود دور نمایيد)
 
(6) سوگند به خدا فريب خورده كسى است كه شما او را فريب داده ‏ايد (زيرا شما امير خود را به نصرت و يارى وعده داده وقتى كه با دشمن روبرو شد از او پشت گردانيده براى كارزار بهانه پيش آوريد) و کسی که به كمك و همراهى شما رستگار شد (به دشمن غلبه پيدا نمود) سوگند به خدا (مانند كسى است كه در تيراندازى با شرط) رستگار شده به تيرى كه (از همه تيرهايى كه براى قمار تعيين شده) بى نصيب ‏تر (پر خسارت‏ تر) است، و کسی که به كمك شما تير اندازد (به جانب دشمن و بخواهد از ظلم و تعدى او جلوگيرى نمايد) پس به تير سر شكسته بى پيكان تير انداخته (و چنين تيرى اگر به نشان هم برسد كارگر نخواهد بود و شما هم اگر به دشمن دست يابيد بر اثر ترس و بيمى كه داريد نمى‏ توانيد از پيش روى او ممانعت نمایيد)
 
(7) سوگند به خدا صبح كردم در حالتى كه گفتار (عهد و پيمان) شما را باور ننموده به همراهى شما طمع ندارم، و دشمن (معاويه و اصحابش) را به مساعدت شما بيم نمى ‏دهم (زيرا بى وفایى و بدقولى شما بر من و دشمن آشكار گرديده است)
 
(8) چگونه است حال شما (كه هر چه شما را به جنگ با دشمن ترغيب می كنم سهل انگارى مى ‏نماييد) چيست داروى درد شما (تا آماده سازم) به چه چيز علاج مى ‏پذيريد (تا چاره كنم) دشمنان مردمانى هستند مانند شما (چرا شما مانند آنها نيستيد و از آنان به دل خود خوف و ترس راه داده ‏ايد؟)
 
(9) آيا مى ‏گویيد گفتارى را كه نمى ‏دانيد و اعتقاد به آن نداريد؟
 
(براى رفتن به جهاد با يكديگر مى ‏گویيد: چنين و چنان خواهيم كرد در صورتی كه اصلاً اراده جنگيدن با دشمن نداريد) و آيا در دورى از معاصى غفلت داريد؟ (پس بيدار شويد) آيا در غير حق طمع داريد؟ (در راه باطل و نافرمانى خدا و رسول و امام بر حق سودى تصور مى‏ كنيد؟ نه چنين است، بلكه طمع نفع بردن از راه باطل و غفلت در معاصى و گفتار بدون علم و اعتقاد سبب بدبختى و بی چارگى در دنيا و آخرت است).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن